[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم]

شیر و خورشید 

وزارت کشور، استانداری استان دهم؛ شمارۀ: ۳۳۲؛ تاریخ: ۸/۸/۱۳۳۰؛ به جای رونوشت است

 

ریاست معظّم شهربانی استان دهم

محترماً پیرو گزارش تقدیمی شمارۀ ۳۳۱ – ۷/۸/۳۰ به عرض می‌رساند: ۲۴ ساعت گذشته آرامش کامل برقرار، اتّفاق سوئی رخ نداده. عبّاس رجایی فرزند یدالله را در حضور رییس دادگاه تحت بازجویی قرار داده، اعتراف نمود که روز جمعه ۲۶/۷/۳۰ دو ساعت بعد از ظهر به باغ محمّد مقتول رفتیم. محمّد برای آب آوردن از باغ خارج شده، چون دیر کرد من به سراغ محمّد رفتم، دیدم عبّاس خسروی و فرج‌الله وجدانی درب باغ ایستاده‌اند. من از ترس آنها برگشتم و رفتم آخر باغ مخفی شدم، شنیدم صدای داد و فریاد بلند شده و محمّد فریاد می‌کشید: بیایید مرا کشتند. موقعی که رسیدم دیدم عبّاس خسروی زنجیر به گلوی محمّد انداخته و می‌کشد و فرج‌الله وجدانی هم با چاقو به محمّد می‌زند. من از ترس جلوی آنها نرفتم، ولی از پشت درب باغ دیدم عبّاس خسروی زنجیر را به قدری کشید که محمّد از حال رفته و به زمین افتاد. آن دو نفر پس از خفه کردن محمّد متواری شده، من هم دوچرخهٴ سواری خود را برداشتم و فرار نمودم. بنا به اظهارات عبّاس رجایی و اختلاف‌گویی‌های فرج‌الله و عبّاس، مسلّم است قاتلین اصلیِ محمّد کیوانی، دو نفر نام‌بردگان می‌باشند که روی اغراض شخصی با محمّد و اعمال منافی عفّت و شنیعه، مبادرت به کشتن او نموده‌اند و قتل محمّد مربوط به اختلاف بهائی و مسلمان نبوده است. علیٰ‌هذا هر سه نفر طبق قرار دادگاه بازداشت که پس از تکمیل پرونده با گزارش نهایی به دادگاه بخش اعزام و ارسال گردند. مراتب را برای استحضار معروض می‌دارد.

رییس شهربانی نجف‌آباد، ستوان یکم ارشادی

۳۳۲ – ۸/۸/۱۳۳۰؛ رونوشت شرح بالا برای استحضار به ادارۀ محترم بخشداری نجف‌آباد ارسال می‌گردد.

رییس شهربانی نجف‌آباد، ستوان یکم ارشادی

رونوشت برابر با رونوشت است، [امضاء]، [ مهر: اصفهان، دفتر استانداری استان دهم ]

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]