[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۲۰ شعبان ۱۳۶۳، [ مطابق با ۱۹/۵/۱۳۲۳ ]

 

السّلام علیکم و رحمت الله و برکاته

به شرف عرض مقدّس عالی می‌رساند: البتّه حادثهٴ این اوقات شاهرود به سمع مبارک رسیده برای آن‌که اوّلاً [خاطر] انور کاملاً روشن بشود و ثانیاً آگاه باشید که مباد تبعاتی پیش‌آمد کند و بعداً به مشکلات ... کنید، لازم است شرح قضیّه را مختصراً تذکّر دهم و شرح قضیّه اجمالاً این است که از چندی قبل حضرات بهائی‌ها در این بلد به تظاهراتی و تبلیغاتی خارج از میزان مشغول شده، به تدریج کار به جایی رسید که تعرّض از اشخاص نموده و آنها را تهدید نموده تا آن‌که به این اکتفا نکرده، علناً به تعرّض از مقامات دینی و هتک نسبت به مقامات عالیه نموده تا آن‌که نوشتند عدّه[ای] از هم‌کیشان خود از سنگسر با اسلحه در شاهرود آمدند و همه‌روزه آنان مردم را تهدید نموده و به هرگونه اموری موجبات فساد و افساد را فراهم می‌آوردند تا آن‌که اوقات نیمهٴ شعبان و جشن چراغان میلاد حضرت ولیّ عصر، عجّل الله فرجه ‌الشّریف پیش آمد و نظر به آن‌که مباد در این موقع که مسلمین در مقام تظاهرات مذهبی هستند، تولید فساد شود؛ اولیای امور دولتی در فرمانداری جلسه شورایی مشتمل از تمام رؤسای دولتی و اعاظم شهر و علما تشکیل دادند و بالاتّفاق بعد از مذاکرات رأی دادند که چند نفری که از بزرگان حضرات و در واقع متّکای ایشان هستند در این بلد، از شهر بیرون روند تا فسادی تولید نشود و در نتیجه فرماندار محلّ هم به ایشان ابلاغ نموده که باید بیرون روید. ایشان اعتنایی نکرده و بعض از ایشان ۲ روز در خانهٴ خود مخفی شده و ضمناً مشغول مقدّمات کار خود و فساد بوده و از سنگسر نیز کمک طلبیده تا گذشتن نیمهٴ شعبان و همهٴ ماها این موقع خوش‌دل بودیم که الحمد لله فسادی تولید نشد، ولی غافل از آن‌که حضرات در پرده مشغول کار خود هستند. صبح یوم سه‌شنبه ۱۸ شعبان جمعی از حضرات با چند نفر سنگسری وارد بازار می‌شوند و مشغول هتّاکی و فحش به مسلمان‌ها شده، بلکه بعضی اطفال را کتک می‌زنند. در این اثنا بعضی از بازاری‌ها به سخن آمده: چرا فحش می‌دهید؟ با چماق به ایشان حمله نموده، سه نفر را زخم منکر زدند، یک نفر از سه نفر السّاعه مشرف به موت و مشغول نزع است. در این موقع مشغول استعمال اسلحهٴ گرم هم می‌شوند، چند گلوله‌ای به طرف مردم می‌زنند تا آن‌که شرارت از حدّ می‌گذرد. در این موقع مردم به هیجان آمده، در مقام دفاع به ایشان حمله کردند، چند نفر از ایشان مقتول، باقی فرار نموده، بالاخره شهربانی به زحمت زیادی غائله را می‌خواباند. این مختصری است از شرح قضیّه ولی بعداً در تبعات چه خواهد شد، خدا می‌داند. به جهت آگاهی این عریضه را عرض کردم. البتّه حضرت مستطاب عالی با مبادی انور در این باب باید جدّیّت کامل به عمل آورده، مباد پیش‌آمدی که موجب هتک اسلام و مسلمین زیاده از این مقدار شود، زیرا معلوم است که حضرات هر گونه تشبّثاتی از هر راهی به عمل خواهند آورد و فعلاً هم مردم در وحشت و اضطراب هستند که با وضعیّات کنونی و عاملیّت مؤثّرِ رشوه چه پیش‌آمد خواهد نمود. باقی صلاح امر با شماها است. خدمت آقای رکن الاسلام و حجّت الاسلام آقای آقا شیخ بهاءالدّین به عرض سلام مصدّعم و راجع به موضوع در شاهرود با ایشان هم موقع حرکتشان مذاکرهٴ اجمالیّه کرده بودم. لابدّ تذکّر دادند. والسّلام علیکم و رحمت الله. ایّام عزّت مستدام.

الاحقر الشّهیر به آقابزرگ

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]