[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] رهروان ولایت

[تاریخ:] ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

 

آیا بهائیان در جمهوری اسلامی ایران مورد اذیت واقع شده‌اند؟

چکیده: با توجه به اینکه بهائیان فرقه ضاله محسوب می‌شوند و سابقه جاسوسی آنها برای اسرائیل محرز شد. دولت نیز آنان را از برخی امکانات اجتماعی و نه فردی محروم کرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در راستای محدود کردن فعالیت‌های فرهنگی بهائیان مصوباتی را به تصویب رساند...

آیا بهائیان در جمهوری اسلامی ایران به خاطر عقیده خود در معرض اذیت و آزار و قتل و کشتار واقع شده‌اند؟

پاسخ:

اقلیت‌های دینی و اهل ذمه به کسانی گفته می‌شود که در قلمرو اسلام مطابق قرار داد «ذمه» از حکومت اسلامی تبعیت می‌کنند و دارای کتاب آسمانی هستند، این فرق از حقوق و امتیازاتی در اسلام برخوردارند که اگر به پیمان خود با دولت اسلامی پایبند باشند مورد حمایت اسلام و نظام هستند. ازقبیل مصونیت همه جانبه، آزادی مذهب، استقلال قضائی، حق آزادی مسکن و غیره. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بیانگر حقوق و تکالیف آحاد ملت ایران است با صرف نظر از پست و مقام و شغل و حرفه همه افراد سهیم هستند و از نظر قانون اساسی اقلیت‌های دینی به کسانی اطلاق می‌شود که پیرو یکی از ادیان یهودی، مسیحی، زرتشتی ودارای تابعیت جمهوری اسلامی باشند و به این عده اهل کتاب هم گفته و در قانون اساسی برای اقلیت‌های دینی احترام و ارزش قائل گشته و ضامن آزادی و حقوق ملی آنان است و این از مزایای اسلام و دولت اسلامی است که عدالت اجتماعی را برای همۀ انسان‌ها با وجود اختلاف در دین و مذهب و نژاد و قوم و زبان و رنگ تأمین می‌کند. در اصل ۱۳ قانون اساسی ایران چنین آمده است ایرانیان زرتشتی، کلیمی، مسیحی تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند. اختصاص قرارداد ذمه به گروه‌های سه گانه: یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان بدان معنا نیست که قرار داد صلح در حقوق اسلامی به جز با گروه‌های مزبور مشروع نیست. زیرا تحکیم صلاح در فقه اسلامی به وسیلۀ قرار دادهای مختلفی پیش‌بینی شده است که هر کدام از آنها در مورد معین و محدود طبق قانون خاصی منعقد می‌گردد قرارداد ذمه یکی از قراردادهای صلح است که در حقوق اسلامی قانون مشخص و شرائط خاص دارد و طبق همین قانون مشخص عقد قرارداد ذمه به اهل کتاب اختصاص یافته و تنها در مورد این گروه واجد ارزش حقوقی شده است چنانکه در مورد گروه‌های دیگر نیز برای برقراری صلح قراردادهای دیگر با شرائط و قانون معینی پیش‌بینی شده که جامعه اسلامی و گروه‌های غیرمسلمان می توانند تحت قانون مزبور به عقد قرار داد صلح مبادرت کرده و در سایه آن در کمال امنیت و آسایش همزیستی داشته باشند. اما با توجه به اصل ۱۳ قانون اساسی مشرکان و پیروان دین‌های ساختگی مانند وهابیت، بهائیت، بابیت از آن حقوقی که در اصل ۱۳ آمده برخوردار نیستند. بهائیان که در دوران پهلوی با استعانت از اقتدار دولت وابسته به امپریالیسم و با جاسوسی برای رژیم صهیونیستی توانسته بودند برای خود قدرت و ثروت زیادی کسب کنند آنان از ابتدا برای شکستن اقتدار روحانیت اصیل و برچیدن نظام مرجعیت به وجود آمدند. موضع بهائیان نسبت به انقلاب اسلامی یکی از مواضع اتخاذ شده از جانب بهائیان درمقابل جمهوری اسلامی ایران، استفاده از مظلوم‌نمایی و تبلیغ این مساله بود که حقوق آنان به عنوان یک اقلیت مذهبی تضییع شده است. در این میان عده‌ای از بهائیان که متوجه سیاست بازی سرانشان در رژیم گذشته بودند. به اسلام روی آوردند و عده‌ای هم جنبش آزادی بخش بهائیان ایران را به راه انداختند و نشریه «امرار» را بر علیه سیستم بهائیت منتشر کردند و از کسانی که برای بیگانگان در زمان شاه جاسوسی می‌کردند انتقاد کردند. در هر صورت کسانی که به تشکیلات گذشته وفادار باقی ماندند از هر فرصتی برای مقابله با انقلاب اسلامی استفاده کردند. تا سال ۱۳۶۲ بهائیت کماکان به طور مخفیانه به فعالیت‌های تشکیلاتی خود ادامه داد و در این سال دادستانی کل کشور با انتشار نامه رسمی هر گونه فعالیت تشکیلاتی بهائیت را در ایران ممنوع اعلام کرد. بهائیت نیز در اعلامیه‌ای عوام فریبانه اعلام کرد: «... جامعه بهائیان ایران برای اثبات حسن‌نیت و بر اساس اعتقادی خویش در اطاعت تام از اوامر دولت و حکومت تعطیل تشکیلات بهائی را در سراسر امور ایران اعلام می‌دارد...» البته با مطالعه ادامۀ اعلامیه مشخص می‌شود که این یک اقدام تاکتیکی در آن زمان خاص بود. تا سران بهائیت بتوانند راهکارهای بهتری را برای ادامۀ فعالیت خود بیابند. بنابر این بعد از انقلاب اسلامی موضع بهائیت در مقابل جمهوری اسلامی استفاده از نوعی مظلومیت و تبلیغ بر اساس آن است. نحوه تعامل جمهوری اسلامی با بهائیان در دی ماه سال ۵۷، دکتر کوکلررفت استاد دانشگاه روتگرز آمریکا با امام خمینی. رحمةالله علیه. مصاحبه‌ای در مورد بهائیان انجام داد. در این مصاحبه او سؤال می‌کند که آیا برای بهائی‌ها در حکومت آینده آزادی‌های سیاسی و مذهبی وجود ندارد. حضرت امام خمینی در پاسخ می‌گویند: «آزادی برای افرادی که مضر به حال مملکت هستند داده نخواهد شد». وی در سؤال دیگری می‌پرسد آیا آزادی‌هائی برای مراسم مذهبی آنها داده خواهد شد؟ در پاسخ امام میگویند: «خیر». بر اساس نظر امام. رحمةالله علیه. بهائیان به عنوان یک حزب و نه یک مذهب، وظیفه جاسوسی برای اسرائیل را بر عهده داشتند. طبیعتا! هیچ کشوری حاضر نخواهد شد جاسوس کشور دیگری را در کشورش آزاد بگذارد تا هر کار خواست انجام دهد. پس از پیروزی انقلاب به دلیل محرز شدن جاسوسی عده‌ای از سران تشکیلات بهائیت در شهرهای مختلف و کمک به تثبیت نظام شاهنشاهی و نیز حیف و میل اموال مسلمین و سرازیر کردن بیت‌المال به جیب صهیونیست‌ها عده‌ای از آنان دستگیر و پس از محاکمه به حبس‌های متفاوت و اعدام محکوم شدند و در مقابل رئیس جمهور وقت آمریکا به این احکام اعتراض نمود. حضرت امام نیز در مقابل حرفهای رئیس جمهور آمریکا موضع گرفتند و خاطر نشان کردند «صحبت رئیس جمهور آمریکا را ملاحظه کردید که ایشان از همۀ دنیا استمداد کردند برای اینکه بهائی‌ها که در ایران هستند و مظلومند و جاسوس هم نیستند و به جز مراسم مذهبی هر کار دیگری اشتغال ندارند و ایران با اینکه آنها مراسم مذهبی خود را انجام می‌دهند ۲۲ نفرشان را محکوم به قتل کرده‌اند... اگر ایشان این مسائل را نمی‌گفت خوب ما گاهی اذهان ساده احتمال می‌دادند که خوب اینها هم یک مردمی هستند که ولو اعتقاداتشان فاسد است لکن مشغول کار خودشان هستند... اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی‌آمد شما برای خاطر این که اینها دسته‌ای هستند که به نفع شما هستند والّا شما را می‌شناسیم آمریکا را می‌شناسیم که انسان دوستی‌اش گل نکرده است که حالا برای خاطر ۲۲ نفر بهائی که در ایران به قول ایشان گرفتار شدند. برای انسان دوستی یک وقت همچو صدا کرد. و فریاد کرد. و به همۀ عالم متشبث شده است که به فریاد اینها برسید. لکن ما به شما بگوییم نه حزب توده را به واسطۀ حزب بودنش و نه بهائی را به واسطۀ بهائی بودنش این محاکم را محاکمه کردند و حکم به حبس دادند. اینها مسائل دارند... (حزب) توده را خودشان آمدند همه حرفهایشان را زدند و سابقه دارند. اینها بهائی‌ها یک مذهب نیستند یک حزب هستند یک حزبی که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می‌کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می‌کند اینها هم جاسوسند مثل آنها. مسأله این است که طرفدار اینها شما آقای ریگان هستید و طرفدار آنها فرض کنید شوروی هست و این دلیل است که اینها یک وضع خاصی دارند که آنها نفع به اینها می‌رسانند و اینها نفع می‌رسانند نفع رساندن اینها غیر از این می‌تواند باشد که اخبار ما را به آنها بدهند جاسوسی بکنند.

نتیجه: با توجه به دلایلی که اشاره شد از جانب نظام بهائیت هیچ وقت به رسمیت شناخته نشد و با توده به اینکه بهائیان فرقه ضاله محسوب می‌شوند و سابقه جاسوسی آنها برای اسرائیل محرز شد. دولت نیز آنان را از برخی امکانات اجتماعی و نه فردی محروم کرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در راستای محدود کردن فعالیت‌های فرهنگی بهائیان مصوباتی را به تصویب رساند. از جمله این که آنان بدون جهت از مملکت اخراج نمی‌شوند و بی‌دلیل دستگیر، زندانی و مجازات نمی‌شوند اما برخورد نظام با آنهان باید طوری باشد که راه توسعه آنان مسدود شود. نیز باید وسایل معاش در حد متعارف، امکانات زندگی معمول و حقوق عمومی در اختیار آنان گذارده شود مانند سایر شهروندان ایرانی از قبیل گذرنامه، جواز دفن، اجازه کار و امثال آن البته تا جایی که تشویق به بهائیت نشود.

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]