[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:]

[تاریخ:] ١٨ اردیبهشت ۱۳۲۵

 

تاریخ تکرار می‌شود. آزادیخواهان باید از گذشته عبرت بگیرند

امروز در ایران اوضاع و احوالی پیش آمده که درست در چهل سال پیش رویداده بود. بقدری این اوضاع با هم مشابه‌اند که باید گفت چهل سال پیش عیناً تکرار میشود برای اثبات تکرار تاریخ جنبش چهل سال پیش را با جنبشی که اکنون شروع شده است مقایسه میکنیم.

...حربه‌های دشمنان آزادی

در نهضت گذشته دسته هائی این نهضت را بر خلاف منافع شخصی خودشان تشخیص میدادند و اینها عبارت بودند از اتابکها عین الدوله‌ها ظل السلطانها- ناصر الملک ها و سایر درباریان و جیره‌خواران آنان که با انتساب به دربار منتهای اجحافات و تعدیات را نسبت به ملت می‌نمودند و همچنین شیادان روحانی‌نما از قبیل شیخ فضل‌الله نوری که عده‌ای مردم ساده‌لوح را بدور خود جمع کرده و در نتیجه فریب آنان زندگی پرناز و نعمتی برای خود تهیه کرده و «پارک الشریفه» ها ساخته بودند.

حربه‌ایکه این دشمنان آزادی بمقتضای زمان انتخاب کردند عبارت از تحریک احساسات مذهبی مردم بودند و بدینجهت آزادیخواهان را «بابیان» «بهائیان» «ذنادقه» نام نهادند و من برای نمونه چند شاهد میآورم که یکی قسمتی از لایحه‌ایست که از طرف متحصنین شاه عبدالعظیم که از طرف درباریان پشتیبانی میشدند [تنظیم] و در بین مردم منتشر میشد «جماعت آزادی طلب بتوسط دو لفظ عدالت و شوری برادران ما را فریفته بجانب لامذهبی میرانند و گمان می‌رود که به حصر ریاست روحانی شما تاریخ انقراض دولت اسلام و انقلاب شریعت خیر الانام واقع بشود و چیزی نگذرد که حریت مطلقه رواج و منکرات مجاز و مسکرات مباح و مخدرات مکشوف و شریعت منسوخ و قرآن مجهور بشود...» در لایحه دیگری که از طرف همین مخالفین نشر شده چنین نوشته شده است «سالهاست که دو دسته (ناطورالیست) و (بابیست) در ایران پیدا شده و مثل شیطان مشغول وسوسه و راهزنی و فریبندگی عوام اضل من‌الانعام «!» هستند یکی فرقه بابیه است و دیگری فرقۀ طبیعه این دو فرقه لفظاً مختلف و لباً متفق هستند و مقصد صمیمی آنها نسبت بمملکت ایران دو امر عظیم است یکی تغییر مذهب و دیگری تبدیل سلطنت این اوقات این دو فرقه از سوء انقضاء هر دو در جهت جلوگیری از اسلامیت دارالشورای ایران میکنند و میخواهند مجلس شورای ایران را پارلمنت پاریس بسازند».

در نتیجه این تبلیغات دروغ بعضی ساده لوحان فریب خوردند و در خیابانها تظاهراتی نمود وفریاد میزدند «ما دین نبی خواهیم مشروطه نمیخواهیم». در موقعیکه ستارخان با قوای دولتی می‌جنگید یکی از اسراء را بنزد ستارخان آوردند اسیر بستارخان گفت «مرا نکشید من هم بهائی میشوم!».

تاریخ تکرار میشود فقط امروز بمقتضای زمان حربه های مخالفین آزادی تغییر کرده است و ایندفعه آزادیخواهان را مهاجر – تجزیه خواه – پرتقال فروش – مجهول الهویه و غیره مینامند. ایندفعه مردم را از لولوی تجزیه میترسانند و بجای لایحه های سابق با روزنامه‌های مزدور خودشان میخواهند حس میهن‌پرستی اشخاص ساده را تحریک کرده و از پیوستن به صفوف آزادیخواهان باز دارند...

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]