[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] اندیشه اسلامی

[تاریخ:] ۱۴ شهریور ۱۳۵۸

شماره: ۳

صفحه: ۲۶

 

دکتر حبیب جریری

قسمت سوم

۲

انقلاب [ناخوانا]

از لحاظ تقسیم‌بندی گروهی، مجلس اول به سه بخش تقسیم‌شده بود:

۱-مسلمین قشری

۲- مسلمین مترقی و آشنا به نیازهای روز و زمان خودشان نظیر سیدین، آخوند خراسانی، حاجی تهرانی و حاج شیخ مازندرانی

۳-غرب‌زده‌ها یا متجددین

برای شناخت فکر یک مسلمان قشری آن زمان به نامه‌ای که سید احمد، برادر شادروان سید محمد طباطبایی، به داماد خود یعنی آقا ضیاء‌الدین، پسر شیخ فضل‌الله، نوشته است توجه کنید:

«نمی‌دانید که این مجلس شورای ملی چقدر ضرر به دین و دنیای مردم می‌زند و چه آثار شریه بر آن مترتب است. مجلسی که بابیه و طبیعیه داخل در اجزاء و اعضای آن بلکه در اجزاء رئیسه آن مجلس باشند بهتر از این نخواهد شد. ‌نمی‌دانید که این فرقه ضاله بابیه و لامذهب‌ها چه قوتی گرفته و چه فتنه و آشوب می‌کنند. خدا لعنت کند سید جمال‌الدین واعظ لامذهب را که چقدر مردم را به ضلالت انداخت به نحوی که مردم از بس که آن خبیث سر منبر گفته که دعا و قرآن نخوانید و روزنامه بخوانید، روزنامه خواندن را جزء ضروریات مذهب می‌دانند و دعا و قرآن را موقوف کردند.»

(توجه خواننده را جلب میکنم که در آن زمان چند نفر مسلمان و به ازاء آن چند نفر بابیه و طبیعیه در ایران بود که نویسنده این ناله‌ها را سر داده است و آیا امروز هم همین مسلمانان نیستند که از گروه‌ مخالف ناله‌های بیجا و درد دل‌های نسنجیده دارند.)

همین مسلمانان قشری بودند که ندای مشروعه یا مشروطه را سر دادند و شیخ فضل‌الله نوری هم از همین گروه بود و شاید به همین دلیل مورد تائید دربار قرار گرفت.

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]