[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] پیشینه

[تاریخ:] ۲۰ اسفند ۱۳۹۱

 

انجمن حجتیه در گفت‌و‌گوی منتشر نشده با مرحوم آیت الله سید محمدعلی روضاتی

آیت الله سید محمدعلی روضاتی، مورخ و سند شناس مشهور معاصر، بیشتر عمر خود را صرف پژوهش، تصحیح و تهیه‌ی فهارس برای برخی منابع مهم نمود. ...

انجمن حجتیه یک تشکل مذهبی است. به نظر حضرت‌عالی این تشکل از رسانه‌ی منبر تا چه میزان در پیشبرد اهدافش استفاده کرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین؛ در یک برهه‌ای از تاریخ، بهاییت در ایران روی کار آمد، دستگاه تبلیغی روحانیت چه در حوزه و چه خارج از حوزه به فکر جواب‌گویی به این نحله‌ی منحرف برآمد؛ در این مقطع، منبر هم جایگاه خاص خودش را داشت و به دلیل اقبال عمومی مورد توجه بسیاری از گروه‌ها از جمله انجمن حجتیه قرار گرفت. او اصرار داشت در مناطقی که بهاییان ساکن هستند جلسات تبلیغی برگزار کند؛ البته در آن دوران این شبهه به وجود آمده بود که برخی از آقایان منبری‌ها وابسته به دربار هستند و حشر و نشر با محمدرضا (شاه) دارند. دلیل این شبهه این بود که عموما در این جلسات بد حکومت گفته نمی‌شد و فقط بد بهاییان گفته می‌شد. منبرهای شیخ محمود حلبی در مشهد و زیر سوال بردن عقاید بهایی‌ها بسیار معروف است. یکی از ایرادات جدی که بر حجتیه‌ها بار می‌شود تشدید اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی بود. آنها بر موارد تنش‌زا دست می‌گذاشتند و آنها را پررنگ می‌کردند، حتی در برخی مسائل به شیوه‌ی غالیان شیعی عمل می‌کردند و در منقبت امام علی(ع) اغراق‌های نابجایی می‌کردند. به نظر می‌رسید انجمن‌های حجتیه‌ای در مقطعی مبارزه با بهاییان را رها و اهل سنت را جایگزین آن کردند. در برابر این اقدامات انجمنی‌ها، در برخی از مناطق سنی‌نشین عکس‌العمل‌هایی بروز کرد و فضای وفاق ملی را مورد تهدید جدی قرار داد. این رویکرد انجمنی‌ها مغایر با اندیشه‌های وحدت‌آفرین امام خمینی بود و نشان داد اعضای انجمن تعهد و تقیدی در برابر رویکرد‌های امام خمینی ندارند و ادعاهای آنها در خصوص تبعیت از رهبری دروغی بیش نیست. به هر حال انجمنی‌ها در این مسیر کتاب منتشر کردند و مقالات نوشتند و القاعده‌ای‌ها را به موضع‌گیری وا داشتند. انجمن حجتیه رو به اهانت به خلفا هم آورد و احساسات دینی سنی‌ها را تحریک کرد. آنها بعد از انقلاب با روی کار آوردن مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که در واقع در مسیر اتحاد و همدلی مسلمین اعم از شیعه و سنی، حرکت می‌کرد، مخالفت کردند.

ظاهرا در خصوص موضوع بهاییت همکاری‌های بین انجمنی‌ها و شاه وجود داشته است، برخی معتقدند که ارتباطات امنیتی بین اینها وجود داشته و انجمنی‌ها نیروی مبارز جوان را از مبارزه با رژیم منحرف کرده و به سمت مواجهه با بهاییان کشانده است. روابط انجمن با شاه چگونه بود؟

انجمنی‌ها اصرار داشتند تا اجماع بر سر مبارزه با بهاییت قرار گیرد و توان ماجراجویانه‌ی جوانان در این مسیر به کار گرفته شود و در واقع این اصل است و مابقی فرع. ساواک اجازه‌ی فعالیت به تشکل‌های ضد بهایی انجمن حجتیه را می‌داد و کمک‌های پیدا و پنهانی در این خصوص می‌کرد. برخی اعتقاد دارند که ساواک، چهره‌های مهم انجمن حجتیه را تعیین می‌کرد و در واقع از این طریق سیاست‌های خود را در انجمن جریان می‌داد. رژیم که از قدرت بالا و آگاه‌گرانه‌ی روحانیت در ایران باخبر بود، مدام به انجمنی‌ها گوشزد می‌کرد که زیاد پای روحانیت را به تشکیلات انجمن باز نکنند و تا حدود زیادی ما شاهد تحقق این امر هستیم و می‌بینیم که روحانیون سرشناس زیادی به انجمن نپیوستند یا آنها که پیوستند پس از مدتی از انجمن جدا شدند. علت طرد روحانیون نسبت به انجمن این بود که آنها خط و ربط انجمن را مشکوک می‌دانستند و نسبت به وجود سکولاریسم پنهان در آن خوف داشتند. هماهنگی‌های سران انجمن با رژیم در مسیر مقابله با بهاییت مورد افتخار کسانی مثل شیخ محمود حلبی قرار داشت. اینها این گونه توجیه می‌کردند که خود رژیم را هم آنها توانسته‌اند در این راه با خود همراه کنند، غافل از اینکه این رژیم بود که توانسته بود اینها را با خود همراه کند و اینها در دام رژیم افتاده بودند. ...

انجمن حجتیه آیا معتقد به جدایی دین از سیاست بود؟

شیخ محمود حلبی و مریدانش قبل از مواجهه با بهایی‌ها در جریان ملی شدن صنعت نفت نیز ورود خوبی داشتند و از آیت الله کاشانی حمایت کردند و نشان دادند می‌توانند نقش فعالی در عرصه‌ی اجتماع بازی کنند، اما این حضور مریدان شیخ چندان دوام پیدا نکرد. خود شیخ محمود هم دیگر نطق‌های آتشینش را بر بالای منبر با وقوع کودتای ۲۸ مرداد تکرار نکرد. اندیشه‌ی جدایی دین از سیاست در میان انجمن حجتیه‌ای‌ها از همین جا شروع شد و گسترش یافت. ما خواهیم دید که شیخ محمود حلبی اجازه‌ی ورود به مجلس شورای ملی را هم پیدا می‌کند، اما به دلیل همین نگاه‌ها او از این حضور مهم انصراف داد. مخالفت‌ها با اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی از عقاید فکری اعضای انجمن نشأت می‌گرفت که می‌گفتند در زمان غیبت امام زمان نباید در امر سیاست دخالت کرد؛ چراکه این کار موجب آسیب به دین می‌شود و امام عصر ناراحت و ناخشنود می‌شوند.

 موضع انجمن نسبت به انقلاب اصولا چگونه بود؟

وقتی انقلاب به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید، شیخ محمود حلبی موضع استواری را اتخاذ نکرد و گاهی حمایت صریح می‌کرد و گاهی سکوت می‌کرد. این مواضع این چنین بود و ثباتی در این زمینه وجود نداشت. بسیاری از اعضای انجمن نیروهای انقلابی خوبی بودند و نمی‌توانستند امام را یاری نکنند؛ لذا از همان ابتدا حساب خود را از انجمن جدا کردند و عده‌ای دیگر هم چشم به دهان شیخ محمود و مواضع حزب بادش دوختند. شیخ محمود باز هم در این مقطع از اندیشه‌های سکولاریستی خود دفاع می‌کند و خطاب به منتقدانش می‌گوید: ما نباید زیاد خودمان را آلوده‌ی حوادث اجتماعی و سیاسی کنیم؛ ما باید به فعالیت‌های تبلیغی دینی خودمان مشغول شویم و همان اصلاح بهایی‌ها را ادامه دهیم! شیخ محمود در این زمینه دست به دامان مصلحت‌اندیشی هم می‌شد و می‌گفت: رژیم شاه مسلح است و مردم سلاحی ندارند؛ پس این مبارزه جایز نیست. او می‌گفت: شیعه همچنان باید با حکومت جور کنار بیاید و اقدام جدی انجام ندهد و مملکت شاه شیعه دارد؛ پس نیازی به انقلاب نیست! ...

دشمن‌شناسی حجتیه‌ای‌ها از چه جنسی بود؟

چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب انجمن حجتیه‌ای‌ها با امپریالیسم و امریکا ضدیت آن‌چنانی نداشتند و منافع آنها را تهدید نمی‌کردند سابقه‌ی مبارزاتی اینها با غرب چندان به چشم نمی‌خورد، اما در مقابل، دربرابر اتحاد جماهیر شوروی ایستادگی‌های فوق‌العاده‌ای از اینها مشاهده می‌کنیم. معروف است که هدف مبارزاتی تشکل حجتیه‌ای از بهاییت به کمونیسم تغییر پیدا کرد. این مورد به نظر بنده ریشه در عدم بصیرت رهبران انجمن داشت که دشمن اصلی را به درستی نشناختند و به دنبال دشمن‌های غیراصلی و فرعی رفتند. امام خمینی بارها اینها را نصیحت می‌فرمود، اما فایده‌ای نداشت. برخی جریان‌های سیاسی در آن مقطع انقلاب، همچون نهضت آزادی‌ها بر خطر کمونیسم پافشاری کردند و در این مورد با انجمن حجتیه‌ای هم‌نظر بودند. فهم و درک امام در قبال این مسئله در آن دوران واقعا مثال‌زدنی بود؛ ایشان در آن زمان کمونیسم امریکایی را مطرح کردند و تلویحا فرمودند که دست امپریالیسم و کمونیسم در یک کاسه است و اینها با هم اشتراکات و ریشه‌هایی دارند. ...

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]