[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

مدیریت محترم جریده شریفه اطلاعات دامت تائیداته

"لا ینهاکم الله عن‌الذین لم یقاتلوکم فی‌الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان‌الله یحب المقسطین"

سخن را با کلامی از قرآن شریف آغاز میکنیم بامید آنکه باحترام آیه کریمه مورد توجه و عنایت قرار گیرد.

در شماره /۱۷۰۶۹ مورخ ششم مرداد ماه ۱۳۶۲ روزنامه اطلاعات صفحه اول مطلبی تیتر شده و سپس در صفحه ٢ شرحی در رابطه با تشکیلات بهائی درج گردیده که بلحاظ عدم صحت موضوع ناگزیر از توضیح و توجیه مطلب میباشد.

خبر مذکور در اطلاعات با متن روزنامه کیهان همان تاریخ اختلافاتی دارد و نشان میدهد که نقل از منابع رسمی دولتی نبوده و ظاهراً بقصد تخدیش اذهان عمومی در نهایت بغض و عداوت نسبت بجامعه بهائی خبر مزبور بصورت تحریک‌آمیز در آن جریده محترم درج گردیده است.

آقای عزیزالله دهقانی که اخیراً دستگیر و زندانی شده‌اند گویا مدیرعامل یک شرکت وارد کننده لوازم اتومبیل بوده‌اند با توجه باعتقادات مذهبی‌ ایشان موضوع دستگیری و اعترافاتشان که کاملاً نادرست و معلوم نیست در اثر چه عاملی بجعل حقایق پرداخته‌اند مستمسکی برای اولی‌‌البغضا‌ء حاصل آورده که مو را بکوه اتصال دهند و اخبار مجعول بسازند و بنام اعترافات نامبرده تهمت‌های ناروا بر تشکیلات بهائی وارد آورند.

صرفنظر از تضادی که در متن خبر بین دو روزنامه از جمله آمار و ارقام اجناس با مخفی‌ نمودن پنجاه کامیون در پارکینگ منزل و پنهان کردن وسائل یدکی در زیر رختخواب موجود است و ربطی‌ باعتراض این جامعه ندارد و بر عهده نامبرده و مسئولین شرکت است که در این موارد از حقایق دفاع نمایند اصولاً بنظر این جامعه در صورت صحت جرم احتکار مجازات مجرم بدون توجه بعقاید دینی وی مورد تائید و تاکید است.

آنچه بنام اعتراف آقای دهقانی در رابطه با دیانت بهائی عنوان گردیده و صحت آن مورد تردید است ادای جملاتی از قبیل شبکه جاسوسی بهائیت و "تشکیلات بهائیت" میباشد که این جملات از اصطلاحات مخالفان دیانت بهائی و سیاسیون است.

بر فرض محال که آقای دهقانی تحت شرایط خاص زندان توان خود را از دست داده و طوطی‌وار آنچه بر او دیکته شده بر زبان رانده یا بقلم آورده آنچه مسلم است دیانت بهائی سیاسی نیست بلکه شریعت مستقل صاحب کتاب و احکام است که اصول و مبادی روحانی آن را جوامع مختلف دینا [دنیا] قبول نموده و بدان رسمیت بخشیده است و چه بسا افرادی باشند که در مقابل سیل بلایا مقاومت نتوانند و از هبوب عواصف افتتان بلرزند و دنیا را بر عقبی ترجیح داده و از عقیده خویش تبری نمایند که در آنصورت هم هر چه را مخالفین بخواهند بر زبان خواهند آورد و بر آن اعتراف نیز اعتباری نشاید.

در این خبر بهائیان باتهامات متعدد متهم شده‌اند و مطالبی با عبارات "شبکه جاسوسی بهائیت – تحت فشار قرار دادن رژیم جمهوری اسلامی و ساقط کردن آن – تشکیلات الحادی بهائیت – تشکیلات ضدانقلابی و جاسوسی" بآنها نسبت داده شده که ایجاب میکند بطور اختصار جهت استحضار جنابعالی و تشحیذ ذهن نویسنده محترم و آنان که طالب کشف حقایق هستند مراتبی را بعرض برساند:

١– در مورد "شبکه جاسوسی بهائیت" این اصطلاح من‌درآوردی کسانی‌ است که تصور میکنند بهائی یک سازمان سیاسی است و ذهن مملو از تعصب و کینه ایشان اجازه تحقیق و تفکر درباره آن را نمیدهد همیشه اتهامات یکطرفه مخالفان را استماع نموده و احتمالاً ردیه‌ها را خوانده و بیاد نیاورده‌اند که در تمام ادیان مخالفان و دشمنانی وجود داشته و اعتراضات و ردیاتی نوشته شده است بعلاوه بهائی در حال حاضر در ایران مسلوب‌الدفاع میباشند حق جوابگوئی باتهامات و افتراآت از وی سلب گردیده، دفاعیاتش را منتشر نمی‌کنند کما اینکه تصور نمیرود این جوابیه نیز در آن جریده شریفه درج گردد و از آنهمه اخبار و حوادثی که در گوشه‌ و کنار مملکت بر آنها میگذرد و آنهمه ظلم و جور و قتل و نهب که بر آن جامعه مظلوم وارد میشود فقط اخباری با نام بهائی در مطبوعات درج میشود که علیه و در جهت ضدیت و معاندت باشد و بتوان با آب و تاب و بهتان آنرا با حروف درشت چاپ نمود و تحریک‌آمیز ساخت. نویسنده محترم خبر شاید آثار و کتب بهائی را ضاله بداند و خواندن و نگهداری آنرا جایز نداند لکن آنچه برای ارباب جراید حائز اهمیت میباشد کشف حقیقت و دست‌یابی‌ بواقعیات است و مادام که باصول اعتقادی بهائی آشنائی نباشد نمیتوان حقایق را بیان داشت و خبر صحیح دربارهٔ بهائی بر صفحه روزنامه آورد. ایشان نمیدانند بهائیان یعنی‌ همان افرادی که مرتباً در میدان قربانی بخاطر تمسک بعقیده خود و عدم تبری از ایمان بحکم حاکم شرع اعدام میشوند یکی‌ از اصول اعتقادی آنها عدم مداخله در سیاست است و جاسوس و جاسوسی نیز از ارکان مهمه سیاست محسوب است و بهائی از آن بیزار و بالمره بر کنار و شرط بهائی بودن عدم مداخله در سیاست است که اکثر ممالک دنیا بر این عقیده بهائیان واقفند و ایرانیان هم با وجود تبلیغات فراوان بر کذب و واهی بودن این اتهام آگاهی‌ دارند.

٢– در باره آنچه که عنوان شده "سود حاصله از فروش این اجناس برای تحت فشار قرار دادن و ساقط کردن رژیم جمهوری اسلامی بوده" ضمن تکذیب این اتهام شرکت مذکور که شرکتی خصوصی و دارای شرکاء بهائی و غیر بهائی میباشد طبعاً تعهدی در مقابل جامعه بهائی ندارد و اتهام براندازی تا آن حد بی‌‌پایه و مایه میباشد حتی لازم بدفاع نیست و این مظلومان بارها گفته و عملاً نشان داده‌اند که مطیع حکومت و منقاد قوانین و مقرراتند و با هیچکس و هیچ دسته حتی دشمنان مبارزه و منازعه ندارند و برای نمونه کوچکترین موردی حدود پنج سال حکومت جمهوری اسلامی دال بر مخالفت و عدم اطاعت مشاهده نشده و همین تسلیم و رضا است که اسلحه‌داران شبانه‌ بنام نماینده و مأمور انتظامی بر آنها هجوم می‌برند و بجرم بهائی بودن بزندانها میفرستند و یا زینت‌ دار میسازند. آنچه مسلم است حربه مخالف همیشه تهمت و بهتان و دروغ بوده و در موقعیت حساس مملکت چنین افتراآت بخودی خود تحریک‌آمیز و دشمن‌تراش میباشد خوشبختانه اولیای امور بهائیان را خوب می‌شناسند و مردم شریف مملکت هم به سبب قرابتهای نسبی‌ و سببی و دوستی‌ و آشنائی بر اعمال و رفتار آنان وقوف کامل دارند. چه بسیار شبیه است این اتهامات با افشاگری دایره اسقفی اصفهان دیماه سال ۱۳۵۹ که با هو و جنجال و مصاحبه تلویزیونی و تبلیغاتی و ارائه مدارک بزبان انگلیسی با مارک C.I.A سیا و نشر آن در کلیه جراید اعلام داشتند دولت آمریکا پانصد میلیون دلار اسکناس و مقداری مواد منفجره بدایره اسقفی اصفهان فرستاده تا بین بهائیان و ضد انقلابیون و افسران ارتش تقسیم گردد و در توطئه علیه حکومت بکار رود حتی مخبرین کنجکاو و زرنگ جراید هم بفکرشان نرسید که چنین پول کلان بچه طریق آمده، چرا بدایره اسقفی اصفهان رسیده، چرا بین بهائیان که اسلحه بدست نمی‌گیرند توزیع شده بهر تقدیر هفت نفر از بهائیان بیگناه و متقی باستناد و استدلال بر همین اعلامیه در شهر یزد اعدام شدند و مدتی‌ بعد دادستان کل انقلاب صریحاً در تلویزیون اسناد مزبور را مجعول اعلام فرمود و توطئه این عمل مزورانه را بازگفت ولی‌ چه سود؟ بهائی مظلوم اعدام شده و اموالش هم در قبال سهم دلار‌های موهوم بمصادره رفته بود و خانواده‌اش بی‌‌سرپرست مانده. انتساب اتهاماتی از این قبیل در رابطه با خبر احتکار وسائل یدکی ماشین عیناً مشابه خبر دایره اسقفی اصفهان است که معاندین می‌خواهند از آب گل‌آلود ماهی‌ بگیرند و مسئولیت‌ وجدانی و الهی چنین وقایع در نهایت متوجه خبرنگاران و نویسندگانی است که یا خود تحت تأثیر تعصب مفرطه با آنها همفکری دارند و یا بدون تحقیق و تعمق جامعه‌ای مظلوم و بیگناه را متهم میسازند.

٣– درباره عبارت "تشکیلات الحادی بهائیت و ضد انقلابی" که در متن خبر بکار رفته متاٴسفانه نویسنده محترم معرفتی به تشکیلات بهائی نداشته و کلمه الحاد را هم احتمالاً بخاطر تحصیل ثواب که برای تهمت بر بهائی قائلند بکار گرفته و سعی‌ نموده است هر جمله‌ای که عنیف‌تر و سخیف‌تر باشد استعمال فرماید لذا جهت مزید استحضار بطور اختصار توضیح میدهد که در دیانت بهائی بعلت فقد مقام طبقه روحانیت مراسم مذهبی‌ از تدفین اموات تا مراسم ازدواج و تربیت اطفال و غیره و اموری که در سایر ادیان وسیله پیشوایان مذهبی‌ انجام میشود توسط خود افراد جامعه بصورت جمعی صورت میگیرد و این هیئتها در سال یکمرتبه بطور آزاد و عمومی و بدون تبلیغ انتخاب میشوند و اعضاء آن بر دیگر افراد جامعه مزیت و رجحانی ندارند. اینگونه خدمات لله و رایگان است و در مقابل حق‌تعالی و وجدان مسئولند و چون در دیانت بهائی راهنمای فردی وجود ندارد کلمه تشکیلات برای ناآشنا تشکیلات سیاسی را تداعی مینماید در صورتیکه‌ امور روحانی و تشکیلات بهائی از یکدیگر منفک و مجزی نیستند و هیچگونه شباهت و مماثلتی با سازمانهای سیاسی و دولتی ندارند. کلمه الحاد را نمیشود باین جمع خداپرست اطلاق نمود زیرا عقیده بهائی مبتنی‌ بر پرستش و ستایش ذات پروردگار یکتا و تصدیق بحقانیت انبیاء عظام و ائمه اطهار و قبول کتب آسمانی و اعتقاد بعالم بعد و مجازات و مکافات اخروی است و تهمتهای دشمنان در این خصوص کذب محض است.

بعد از توضیحات فوق و تکریم مقام مسئولان مطبوعات عرض مطلبی درباره این وظیفه مهم و خطیر و قریب به تقوی ضرور است چه که مطبوعات در هدایت جامعه بسوی ترقی‌ و تعالی و نویسندگان آن در تنویر افکار ملت نقشی‌ ارزنده و مسئولیت وجدانی عظیم دارند و شرط اساسی‌ ایفای این نقش بی‌‌طرفی کامل در امور و داشتن نیت خالص در خدمت باجتماع با قلبی خالی‌ از تعصب و بغضا میباشد تا محرم اسرار ملت و محبوب امت گردند اخبارشان را واقعیت دانند و نوشته‌ها را حقیقت محض شمرند و با نظر تقدیس و احترام بر آن بنگرند چنانکه مردم راقیه دنیا مطبوعات را حامی‌ و طرفدار مظلومان و محرومان می‌دانند با توجه به مطالب معروضه تقاضا دارد شرح فوق را طبق قانون مطبوعات در آن جریده شریفه درج فرمایند.

با تقدیم احترام

جامعه بهائیان ایران

رونوشت به: ١– نخست‌وزیر ٢– رئیس مجلس شورای اسلامی ٣– رئیس دیوانعالی کشور ٤– دادستان کل انقلاب ۵– دادستان کلّ انقلاب مرکز ۶– آیت‌الله منتظری ٧– خبرگزاری پارس ٨– روزنامه کیهان ٩– روزنامه جمهوری اسلامی ١٠– روزنامه صبح آزادگان ۱۰ [۱۱]–سرپرست صدا و سیمای ایران...

 

[شماره دستنویسی در بالای صفحه]

۷۹ /۱۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]