[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

اداره منابع طبیعی شهرستان سنندج

پس از سلام و عرض ارادت و آرزوی سلامت و سعادت و توفیق خدمت صادقانه برای ریاست و پرسنل محترم آن اداره و همه خادمان نوع بشر و طبیعت محترماً به عرض می‌رسانم

در اسفندماه سال ۱۳۸۹ اخطاریه و احضاریه‌ای به شماره ابلاغ ۸۹۱۰۱۰۸۷۱۵۲۰۲۲۸۰ شماره پرونده ۸۸۰۹۹۸۸۷۱۳۱۰۰۶۵۸ از شعبه دوم اجرای احکام کیفری سنندج که از زیر درب به داخل ساختمان به آدرس این جانب عزت‌الله گونیائی انداخته بودند. از مفاد آن مطلع شدم در موعد مقرر در شعبه مزبور حاضر و خود را معرفی کردم و از منشی محترم علت احضار و اتهام خود را جویا شدم شفاهاً فرمودند متهم به تخریب و تصرف اراضی طبیعی هستید و محکوم به پرداخت جزای نقدی.  با صلاحدید ایشان که نظر خیر داشتند و با تجربه در این امور فرمودند بهتر است مبلغ جریمه را بپردازید و خود را از رفت و آمد بین تهران و سنندج خلاص کنید از آن جا که مطمئن بودم مبلغ فوق جهت حفظ و نگهداری از منابع طبیعی هزینه می‌شود و از این راه بنده حقیر نیز در این امر خیر سهیم خواهم شد همان روز در شعبه بانک که در محل بود مبلغ درخواستی را پرداختم و اعتراضی کتبی یا شفاهی به حکم وارده نکردم در حالی که از اتهام و حکم غیابی فوق متعجب و آن را احتمالاً نتیجه یک سوء‌تفاهم دانستم. خداوند آگاه است در مهرماه سال ۱۳۹۰ توسط دوستان سنندجی فتوکپی دادنامه‌ای به شماره ۸۹۰۹۹۷۸۷۱۱۶۰۰۹۵۸ تاریخ تنظیم ۱ آذرماه ۱۳۸۹ که با پست برای حقیر فرستاده بودند از مفاد آن مطلع شدم برآن شدم حضرت عالی و همکاران محترمتان را در جریان مراحل واگذاری اراضی مربوطه به اختصار قرار دهم: در تاریخ ۲۸ آذرماه ۱۳۷۱ به دنبال در‌گذشت یکی از افراد جامعه بهائیان سنندج چون گورستان بهائیان واقع در روستای قریان در محدوده مناطق شهری قرار گرفته بود و دفن اجساد قانوناً در آن محل ممنوع بود از طرف مدیران وقت جامعه بهائی سنندج از حقیر خواسته شد به نیابت به شهرداری مراجعه و ضمن در جریان گذاشتن ما‌ وقع در‌خواست محلی برای دفن متصاعد نمایم (فتوکپی درخواست ضمیمه است) در حالی که جسد در سردخانه بیمارستان بود مقامات فرمودند این کار نیاز به زمان دارد باید مقامات محترم استانداری و اطلاعات در این خصوص مشورت گردد. از آن جا که خانواده متوفی و بستگان برای خاکسپاری عجله داشتند اجباراً جسد در گورستان قروه به خاک سپرده شد و مقامات قول دادند به زودی چاره اندیشی خواهند کرد در حالی که یک سال از درخواست جامعه بهائی سنندج برای مکانی جهت گورستان می‌گذشت در پائیز ۱۳۷۲ یکی از جوانان بهائی در گذشت و خانواده متوفی جسد را در سردخانه بیمارستان به امانت گذاشتند مجدداً بنده حقیر و دو نفر دیگر که از مدیران وقت جامعه بودند نیابتاً ماٴمور شدیم تا با مراجعه به شهرداری درخواست سال قبل را تکرار نماییم با مساعدت مقامات محترم استانداری و سایر ارگان‌های محترم ذیربط، شهردار محترم وقت طی نامه‌ای حقیر را جهت واگذاری یک قطعه زمینی به اداره کل منابع طبیعی معرفی نمودند

کارشناس محترم آن اداره بعد از بررسی قطعه زمینی در جاده حسن‌آباد که تپه‌ای بود فاقد پوشش گیاهی یا درختچه و سنگی (سنگ رسوبی) به این منظور در نظر گرفتند و با متراژ معین و کروکی سرو امضاء شده به جامعه تحویل دادند بلا فاصله جسد متصاعد در آن زمین دفن شد بعد از به خاکسپاری جلسه مشورتی مدیران وقت جامعه جهت ساماندهی گورستان تشکیل شد و قرار شد مثل همه گورستان‌ها زمین مزبور درخت کاری شود و غسالخانه کوچکی احداث گردد. از آن جا که زمینی سنگی بود و شیب دار با اجاره کردن بولدیزل از جهاد سازندگی و به کمک کمپرسور ضمن ایجاد چند افکن تعدادی چاله جهت درخت کاری حفر شد و بعد از پر کردن چاله‌ها با خاک زراعی و کود تعداد ۲۵۰ نهال سرو و کاج اهدائی اداره محترم جهاد کشاورزی با تشریک مساعی همه خانواده‌ها غرس و به طور دستی مرتب آبیاری شد. در بهار سال ۱۳۷۳ همه نهالها سبز و خرم بودند که مورد تحسین شفاهی مقامات محترم اداره منابع طبیعی قرار گرفت و شفاهاً گفته شد می‌توانید زمین مجاور را نیز درخت‌کاری نمایید و فضای سبز را گسترش دهید. با مشورت دوستان و همه خانواده‌ها به شرط تشریک مساعی آن‌ها در امر آبیاری و نگهداری و به منظور کمک به آبادانی و ایجاد فضای سبز و نه به منظور تصرف زمین، تعداد بیشتری نهال کاج و سرو در زمین مجاور که متعلق به منابع طبیعی بود غرس شد فقط به نیت توسعه فضای سبز و نه تصرف و مالکیت. بنده حقیر هرگز خود را مالک زمین نمیدانم و تا جایی که اطلاع دارم شهرداری‌ها متولی و مالک گورستان‌ها هستند و بنده حقیر خود را همکار افتخاری سازمان توسعه جنگل‌ها می‌دانم و نیتم کمک به آبادانی و توسعه فضای سبز است نه تخریب و تصرف و از این که کارشناس محترم ایجاد افکن و چاله را که به منظور جلوگیری از فرسایش خاک و کاشت نهال در آن تپه شیب‌دار سنگی تخریب می‌دانند متعجب و متاٴسفم. ضمناً به اطلاع می‌رسانم از سال ۱۳۸۱ به بعد در طهران ساکن هستم و از وضعیت فعلی گورستان بهائیان سنندج بی‌اطلاع هستم. با توجه به حقایق ذکر شده استدعا دارم در حکم صادره باز نگری فرمایید و بنده حقیر را از اتهامات وارده تبرئه فرمایید. امیدوارم باران رحمت الهی و همکاری همه دوستان طبیعت باعث توسعه و حفظ جنگل و فضای سبز گردد

اجرتان با حق

مطالب فوق در کمال صداقت و امانت نوشته شد. خداوند بر نهان و آشکار ما آگاه است

بنده خدمتگزار

عزت‌الله گونیایی

۲۹ مهرماه ۱۳۹۰

[امضاء]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]