[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

توقیراً به استحضار میرساند: ما بهائیان خداوند یکتا را ذات غیب منیع لا‌یدرک میدانیم به مبداء الهی عالم و وجود روح و بقای آن و ثواب و عقاب اخروی مؤمن و به وحدت اساس کلیّه ادیان و حقّانّیت همه انبیاء الهی مقّر و معترفیم. در هر ملک و سر‌زمینی که زندگی می‌کنیم به اطاعت از حکومت موظّف و به خدمت صادقانه معتقدیم. ابناء بشر را بدون توجه به رنگ و نژاد و مذهب و عقیده دوست داریم. همه را بندگان خداوند یگانه میدانیم. به عبادت باریتعالی و وجوب نماز و روزه اعتقاد داریم، در سیاست مداخله نمی‌کنیم ولی نه به آن معنی که از خدمات اجتماعی نیز خود را معاف بدانیم. معتقدات ما هرگز با صهیونیسمی که یک جریان سیاسی مبنی بر نژاد‌پرستی است منطبق نبوده و یکفرد بهائی که به موجب تعالیم خود از تعصّب نژادی و دخالت در امور سیاسی برکنار است نمیتواند صهیونیست باشد. جامعه ما از طریق انتخاب نمایندگان اداره می‌شود و ممکن است که افرادی که به نظر بعضی به عنوان سران بهائی اطلاق می‌شوند عنوانی است که به اشتباه بکار میرود و این انتخابات سالیانه تجدید می‌شود و ممکن است افراد دیگری در انتخابات جدید برگزیده شوند. و امّا آنچه که مرا وادار به نوشتن می‌نماید تضییقاتی است که به افراد بی‌گناه این جامعه به نا‌حق وارد شده و می‌شود از حرق و نهب و مصادره اموال تا نفی بلد و اخراج از مشاغل دولتی و غیردولتی و حتّی [ناخوانا] اخراج دانشآموزان از مدارس و لغو امتیاز آموزشگاهها و اعدامها و تیر‌باران کردن [ناخوانا] [مشتی] افراد بیگناه و اخیراً اعدام هفت تن از عزیزان گرامی و اعضاء برگزیده و آراسته به علم و تقوی و [ناخوانا] و ایمان این جامعه بدون هیچگونه محاکمه و اثبات جرم و گناهی.

من نمیدانم اینهمه مظالم به جامعهای که افراد آن به صداقت و امانت و تقویٰ و علم و تخصّص در کارشان آراسته‌اند [ناخوانا] اینگونه صورت میگیرد؟ و چرا مسببّین این ظلم‌ها از [ناخوانا] عدالت الهی نمیهراسند؟

خانمان‌سوز بود [ناخوانا] [آتش] آهی گاهی

ناله‌ای میشکند پشت سپاهی گاهی

البته آنان که در این راه که راه حقّ و حقیقت است تحمّل اینهمه بلایا می‌نمایند اجرشان عندالله محفوظ خواهد بود و من معتقدم که همه کس نیز به این فیض که عزیزان شهید ما رسیدند نخواهند رسید چه که:

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض

ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود

آنها به علو درجات خود فائز شدند ولی تأثر و تأسف من به جهت پایمال شدن عدالت و حقوق انسانی است. با آنکه بارها و بارها در موارد مشابه که ظلمی به این جامعه رفت به مراجع ذی‌صلاح شکایت بعمل آمد و ترتیب اثری داده نشد باز هم بر طبق وظیفه وجدانی خود به آن دلیل که اگر احتمالاً مسئولین محترم امور از این مظالم بی‌خبرند آگاه شوند به تقریر این وجیزه اقدام نمودم. و با توجه به اعلامیه‌هایی که در رسانه‌های گروهی به اطّلاع مردم میرسد که افراد ملّت اگر بر علیه حکومت اقدامی ننمایند مورد تعرض نخواهند بود و با در نظر گرفتن این نکته که بهائیان در هر مملکت و سرزمینی که بسر میبرند مطیع آن حکومت و قانون می‌باشند چگونه حقوق انسانی آنان نادیده گرفته می‌شود؟ و چگونه میتوان جمعیتی را که امروز در بیش از ۱۲۴۰۰۰ نقطه عالم در میان یکهزار و هشتصد و چهل نژاد و قوم و قبیله پیروانی دارند و به عنوان جامعه جهانی غیر دولتی در سازمان ملل پذیرفته شده‌اند و در ایران عزیز نیز بزرگترین اقّلیّت دینی را تشکیل میدهند نادیده انگاشت؟

 امیدوارم به موارد اشاره شده عطف توجه و امعان نظر بفرمایید تا از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری بعمل آید و حقوق پایمال شده این فئّه مظلوم اعاده گردد

با تقدیم احترام [ناخوانا] [مهدخت]

۱۹ دی ۶۰

این نامه به مراجع ذیل ارسال گردید

۱- مقام محترم ریاست‌جمهور

۲- مقام محترم دادستان کل کشور جمهوری اسلامی

۳- کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]