[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بسمه تعالی

ریاست دیوانعالی کشور آیت‌الله موسوی اردبیلی

محترماً باستحضار عالی میرساند: اینجانبه ناهید عباسی فراهانی که در سال ۵۲ به اخذ [دانشنامۀ] لیسانس پرستاری نائل گردیدم چون میبایستی ۶ سال تعهد خدمتم را در یکی از بیمارستانهای وابسته بدولت انجام دهم لذا بیمارستان بانک ملّی را برای انجام خدمت شغل پرستاری انتخاب نمودم، چون عضو جامعۀ بهائی هستم به منظور اینکه تظاهراتی به اظهار عقیدۀ خود نکرده باشم ستون دین را در فرم استخدامی سفید گذاشتم و در سال ۶۱ از کار اخراج و از انجام خدمت در دوائر دولتی محروم و منفصل گردید‌ه‌ام. در مرداد ماه ۶۲ وسیلۀ دادستانی انقلاب احضار و در شعبه ٩ دادگاه به استخدام و برکناری من رسیدگی و حاکم دادگاه فرمودند  که من باید حقوق دریافتی دوران خدمت خود را به صندوق دولت واریز نمایم و چون قرار بازداشت صادر شد پدربزرگم که در سن کهولت در یک خانۀ ۵۲ متری در بلوک شهرآرا زندگی میکند سند خود را در گرو من گذاشت تا آزاد گردم. اکنون در تاریخ ۶ شهریور ۶۲ دایرۀ اجرای حکم دادستانی احضار و ابلاغ نموده‌اند که باید حقوق استخدام خود را به صندوق واریز نمایم وقتی اظهار نمودم که من استطاعت مالی ندارم و قادر به پرداخت آن نمی‌باشم با کمال صراحت گفته‌اند خانه‌ای را که مربوط به ضامن شماست میفروشیم و پول حقوق دریافتی را بر میداریم.

با در نظر گرفتن اینکه در رژیم گذشته بعلّت کمبود پرستار از فیلیپین و هندوستان و سایر کشورهای جهان که اکثراً اعتقادی به دیانت مقدّس اسلام نداشته‌اند در بیمارستان‌ها استخدام و کار میکردند و هرگز بعلّت ایرانی نبودن قادر نبودند مانند ایرانی به بیماران رسیدگی نمایند، و من که یک فرد بهائی هستم و به خداوند یکتا و کلیه فرستادگان الهی و همچنین دیانت مقدّس اسلام معتقد و مؤمن می‌باشم آیا سزاوار است حقوقی که با جانفشانی و کار کردن شبانه‌روزی در شغل شاق پرستاری به بیماران هموطن خود خدمت نموده‌ام و در ازای این زحمات حقوق ناچیزی دریافت نموده‌ام و همیشه برای ادارۀ زندگی کمبود هم داشته‌ام و دیناری پس‌انداز ندارم و همسرم هم در اوایل انقلاب از یک شرکت خصوصی برکنار شده است و در اینمدت زندگی روزمره خود را با کمک منسوبین میگذرانیم و به علّت اینکه قادر نیستیم کرایه منزل پرداخت نماییم مدّتی است با داشتن دو فرزند ۵ ساله و ٢ ماهه و همسرم در یک طبقه ساختمان منزل پدرم به ادامه زندگی مشغول هستیم. استدعا میکنم با نگرش به مفاد فوق و قانون اساسی و قوانین تصویب‌ شده وسیله مجلس شورای اسلامی بررسی لازم معمول گردد. آیا این رأی صادره از شعبه ٩ دادگاه انقلاب عادلانه و اسلامی است؟ که بابت حدود ٩ سال عمر تلف شده یک پرستار خدمتگزار اخراجی خانه‌نشین خانۀ پیرمرد معلولی که از روی دلسوزی در گرو آزادی نوۀ خویش گذاشته تا زندانی نگردد فروخته شود و پول ایّام خدمت زمان اشتغال اینجانبه اخذ گردد خواهشمند است در مورد عرایض فوق بذل توجّه فرمودۀ نسبت به احقاق حق من اقدام و نتیجه را امر به ابلاغ فرمایند.

با تقدیم احترامات فائقه

ناهید عباسی فراهانی

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]