[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

دوستان عزیز

با وجود آنکه اکنون قریب ۱۲۷ سال از طلوع و ظهور دیانت بهائی در کشور مقدس ایران میگذرد متأسفانه هنوز بسیاری از هموطنان عزیز از اصول و تعالیم و اهداف دیانت بهائی کما هو حقه اطلاع صحیح و دقیق ندارند و لذا در قضاوت خود نسبت به جامعه بهائی و روش و مرام و مقصد افراد این جامعه غالباً از صراط انصاف و عدالت فاصله میگیرند و تهمت‌ها و افترائاتی را که باین جامعه مظلوم وارد میشود صواب میپندارند.

بیان کلیه اصول معتقدات بهائیان و تعالیم و اهداف دیانت بهائی در این مختصر مورد نظر نیست فقط قسمتهائی از الواح مبارکه حضرت بهاءالله مؤسس تعالیم بهائی که بیش از ۹۰ سال قبل از قلم مبارکشان نازل شده و همچنین قسمتهائی از آثار مبارکه حضرت عبدالبهاء مبین تعالیم بهائی که بیش از ۶۰ سال قبل عز نزول یافته و مربوط به اطاعت دولت و عدم مداخله در سیاست و خدمت به مملکت و دولت و ملت است ذیلاً نقل و متذکر میشود که این تعالیم و نصایح مربوط به زمان خاص و مکان معینی نیست بلکه بهائیان در هر زمان و در هر مرز و بوم و اقلیم و مملکتی که ساکن باشند موظف به متابعت از این نصایح و دستورات مبارکه بوده و میباشد و میزان بهائی بودن اطاعت تام از این دستورات اکیده است.

از یاران عزیز استدعا دارد این مختصر را بدقت و مطالعه و بدوستان و آشنایان خود که از مرام و مقصد بهائیان اطلاع صحیح و کافی ندارند ارائه و توضیح و تشریح فرمایند.

اطاعت دولت و عدم مداخله در سیاست

حضرت بهاءالله در لوح بشارات میفرمایند:

"... این حزب در مملکت هر دولتی ساکن شوند باید بامانت و صدق و صفا با آن دولت رفتار نمایند هذا من لدن آمر قدیم".

و نیز میفرمایند:

"... بر احدی جائز نه که ارتکاب نماید امری را که مخالف رأی رؤسای مملکت باشد"

و حضرت عبدالبهاء در سال ۱۳۲۶ هجری قمری خطاب به محفل روحانی طهران میفرمایند:

"... نص قاطع است که احباء باید خیرخواه و صادق و مطیع و منقاد حکومت باشند دیگر نفسی تأویل ننماید و اجتهادی نفرماید و قیدی در میان نیاورد و هذا مقام المقربین ..."

و همچنین میفرمایند:

"به احباء الله بگو که نفسی ابداً در امور حکومت لساناً فعلاً حکایتاً روایتاً مداخله ننماید و همیشه بدعای خیر در حق اولیای امور مشغول شوند زیرا به نص قاطع از مداخله ممنوع‌اند."

و نیز میفرمایند:

"حال نفسی از احباء اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند اول بهتر است که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق باین امر ندارد خود میداند والا عاقبت سبب مضرت عمومی گردد..."

و در لوحی دیگر میفرمایند:

"... حزب‌الله در امور سیاسیه جزئی و کلی، داخلی و خارجی ممنوع از مداخله‌اند لذا احبای الهی باید از مداخله بطوائف خارجه ولو در ترویج معارف باشد احتراز نمایند یعنی کاری به کارشان نداشته باشند خود میدانند نه ترویج نه توهین مدارا فرمایند. اما ترویج معارف باید خود اهل ایران بدون مداخله اجانب نمایند و همچنین ترویج معارف نافعه و فنون مفیده نمایند نه اینکه دارالتعلیم محل ترویج افکار کاسته و تعالیم فاسده گردد..."

و همچنین میفرمایند:

"... باید یاران در نهایت اطاعت و انقیاد بحکومت باشند. در هیچ زمانی با هیچ انجمنی همدم نگردند و با احزاب هم آواز نشوند. در امور سیاسی ابداً مداخله ننمایند بلکه بنفحات قدس الفت جویند و به انجذابات وجدانی اوقات بگذرانند جوهر تقدیس باشند و لطیفه تنزیه شعله نار محبت‌الله برافروزند و طور حجبات قلوب و ابصار بسوزند در گلشن توحید نغمه سرایند و در جنت تقدیس به محامد و تمجید رب مجید پردازند..."

خدمت به مملکت و دولت و ملت

حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح میفرماید:

"... نفوسی که بخدمات مخصوصند و در امور اداره منصوب باید چاکران صادق باشند و بندگان موافق یعنی به خصائل حمیده و فضائل پسندیده متصف گردند و به مقرری خویش قناعت کنند و به صداقت رفتار نمایند. از حرص بیزار شوند و از طمع در کنار گردند زیرا عفت و عصمت و استقامت از اعظم وسائل حصول موهبت و معموریت مملکت و راحت رعیت است و شرف و منقبت انسان به غنا و ثروت نیست. علی‌الخصوص ثروت غیر مشروعه از اموال منهوبه و ارتکاب و ارتشاء از رعایای مظلومه. بلکه علو همت و سمو فطرت و بزرگواری عالم انسانی و کامرانی در این جهان و جهان باقی عدالت و راستی است و پاکی و آزادگی، فخر انسان در این است که به مؤنۀ زهدیه قناعت نماید و سبب سعادت فقرای رعیت شود و عدل و انصاف را مسلک خویش کند و همت و خدمت را منهج خود قرار دهد. این شخص ولو محتاج باشد ولی بر گنج روان پی برد و عزت ابدیه حصول نماید..."

و نیز میفرمایند:

"هر ذلتی را تحمل توان نمود مگر خیانت بوطن و هر گناهی قابل عفو و مغفرت است مگر هتک ناموس دولت و مضرت ملت."

و در لوحی دیگر میفرمایند:

"... انسان را عزت و بزرگواری به راستی و خیرخواهی و عفت و استقامت است نه زخارف و ثروت اگر نفسی بر آن گردد که خدمت نمایان به عالم انسانی علی‌الخصوص بایران نماید سرور سروران است و عزیزترین بزرگان این است غنای عظیم و این است گنج روان و این است ثروت بی پایان و الا ننگ عالم انسانی است و لو در نهایت شادمانی است. چقدر انسان باید که غافل و نادان باشد و پست فطرت و پست طینت که خود را به اوساخ ارتکاب و خیانت دولت بیالاید و الله حشرات ارض از او ترجیح دارند."

و همچنین میفرمایند:

"بهائیان جان فدای جهانیان نمایند و پرستش نوع انسان کنند ولی به نص قاطع مأمور بآنند که در هر مملکتی که هستند به حکومت آن مملکت در نهایت صداقت و امانت باشند."

محفل روحانی ملّی بهائیان ایران

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]