[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم محفل روحانی ملّی بهائیان ایران]

نمرهٴ: ۸۶۰۴؛ تاریخ: ۱۸ شهرالسّلطان ۱۰۴، مطابق ۱۵ بهمن ۱۳۲۶

 

جناب آقای حکیمی، نخست وزیر

شرح وقایع مؤلمه که در شهور اخیره برای بهائیان در بسیاری از نقاط کشور مقدّس ایران اتّفاق افتاده و امر منجر به ضرب و جرح و قتل و غارت جمعی از آنان شده، در عرایض سابقه حسب‌الوظیفه به عرض رسیده و دادخواهی و تظلّم گردیده است. حال نیز چند واقعه که اخیراً اتّفاق افتاده و شایان توجّه اولیای محترم امور می‌باشد، ذیلاً به اطّلاع آن مقام محترم می‌رسد:

در رفسنجان کرمان قریب دو هزار نفر از اهالی به منزل پیرمرد ۹۵ سالهٴ بهائی به نام ملّا علی کافی هجوم نموده، به جبر و عنف عمّامه بر سر او نهاده و برای سبّ و لعن به مقدّسات بهائی او را به مسجد دعوت نموده‌اند و چون آن پیرمرد از این عمل امتناع ورزیده، بر غوغا و ضوضا افزوده شده و عاقبت بر حسب اقدامات اولیای محترم امور محلّی، شیخ محمود که محرّک این فتنه و فساد بوده از رفسنجان به قم حرکت کرده و تا حدّی از شدّت و حدّت هیجان مردم کاسته است، ولکن تحریم معاملات با بهائیان و عدم فروش ارزاق به آنان هنوز ادامه دارد.

در کوچهٴ ری گلپایگان اهالی بر ضدّ چند نفر بهائی قیام نموده، دو نفر از بهائیان آن نقطه را مضروب ساخته و در کوچه و بازار به مقدّسات بهائیان هتّاکی و فحّاشی نموده‌اند.

در میاندوآب پس از واقعهٴ ضرب و جرح و غارت بهائیان، حکومت نظامی در آن محلّ اعلان شده و اوضاع علی‌العجاله تا اندازه‌ای قرین آرامش است ولی تحریم معاملات با بهائیان ادامه دارد و بیم آن می‌رود که [اگر] حکومت نظامی در آن محلّ ملغی شود، باز محرّکین و متعصّبین همان اقدامات ظالمانهٴ خود را از سرگیرند و شدیداً متعرّض بهائیان آن نقطه شوند.

از همهٴ این وقایع شگفت‌انگیزتر آن که فرماندار مراغه آقای محمّدرضا کوثر که سابقاً فرماندار شاهرود بوده و چند روز قبل از واقعهٴ فاجعهٴ شاهرود و شهادت سه نفر بهائی از آن محلّ منتقل شده، به بناب رفته و به آخوندهای آن محلّ مبلغی پول داده و آنها را تشویق به تولید ضوضا و هیجان بر ضدّ بهائیان نموده و بالنّتیجه غوغای شدید در بناب رخ داده است.

در بندرجز چند نفر از مسلمین درب منزل یکی از بهائیان را آتش زده و یکی از آموزگاران بهائی را مجبور به انتقال از آن نقطه نموده و رییس مدرسه به آموزگار دیگر بهائی توصیه کرده که چند روز از حضوردر کلاس درس خودداری نماید.

روز ۲۷ دی‌ماه، بخشدار بستان‌آباد آذربایجان به همراهی ستوان یکم قاضی وکیلی، ریاست پست ژاندارمری و چهار نفر ژاندارم و سه نفر از اعضای بخشداری و دو سه نفر از نفوس متفرّقه به قریهٴ سیسان که مجاور بستان‌آباد است، رفته و اعضای محفل روحانی بهائیان آن نقطه را ابتدا توقیف و بعد تحت استنطاق قرار داده و به آنها اکیداً ابلاغ نموده‌اند که نباید اطفال بهائی نزد معلّمین بهائی درس بخوانند و هم‌چنین اظهار داشته‌اند که شما ۹ نفر یعنی اعضای محفل روحانی را از سیسان تبعید خواهیم نمود و در موقع حرکت از سیسان، بخشدار به بهائیان تأکید کرده که شما نباید به هیچ وجه من‌الوجوه از حقوق خودتان دفاع نمایید ولو حقّتان زایل گردد، زیرا وضع شما خراب است و اهالی اطراف از هر جهت مستعدّ هیجانند و شما در محاصرهٴ آنان و می‌توانند همه‌گونه تهمت و افترا بر شما وارد آورند.

به موجب اطّلاعات واصله از اردستان تعدّیات وارده بر بهائیان آن محلّ اخیراً به قدری شدّت یافته که واقعاً تحمّل آن برای آنان طاقت‌فرسا شده و محرّکین که متجاوز از دو ماه است به تحریک و تفتین مشغولند، شب و روز اهالی آن محلّ را بر ضدّ بهائیان تحریک نموده و حال کار به جایی کشیده که مردم در بازار از فروش جنس به بهائیان خودداری می‌نمایند، حتّیٰ نان به آنان نمی‌فروشند و شب‌ها دیوار باغ‌های بهائیان را خراب و اشجار را قطع می‌کنند و بر پشت‌بام‌ها به سبّ و لعن آنان مشغولند و به مریضان بهائی دوا نمی‌دهند و قنوات آب محلّهٴ بهائیان را خراب و ویران می‌سازند و چنان امر را بر بهائیان آن محلّ سخت گرفته‌اند که در هر آن، بیم وقوع وقایع محزنه و حوادث مؤلمه می‌رود.

چنان‌که ملاحظه می‌فرمایند غالباً مأمورین دولت، خود با محرّکین و مفسدین که به تشویق عمّال انجمن‌های ضدّ بهائی مشغول فعّالیّت می‌شوند، هم‌دست و هم‌رازند و گاهی آنان را به تولید فتنه و فساد بر ضدّ بهائیان تشویق و ترغیب نیز می‌نمایند. چون این اقدامات و عملیّات از طرفی مخالف نصّ صریح قانون اساسی و مخلّ انتظامات مملکتی است و بر خلاف وظایف اداری و وجدانی اعضای دوایر دولتی است و از طرف دیگر ایران عزیز و ایرانیان شریف را در انظار ملل راقیهٴ جهان بدنام و سرافکنده می‌نماید. از آن مقام محترم مستدعی است به نام قانون و عدالت و برای حفظ حیثیّت و شرافت میهن محبوب اوامر صریحه و تعلیمات مؤکّده به مقامات مربوطه صادر فرمایند که به این وضع دل‌خراش خاتمه دهند و در این قرن انوار و عصر نشر معارف و علوم که ملل عالم دم از مدنیّت و انسانیّت می‌زنند و علاقهٴ شدید خود را به اصول دموکراسی و آزادی ابراز می‌دارند، محرّکین و متعصّبین دست از خون‌ریزی و برادرکشی و غارت اموال جمعی از هم‌وطنان خود بردارند تا هم نظم و آرامش در کشور مقدّس ایران مختلّ نگردد و هم نفوس متمدّنه به نظر حقارت به این آب و خاک ننگرند. با تقدیم احترامات فائقه.

رییس محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، [امضاء: شعاع علایی]

منشی محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، علی‌اکبر فروتن، [امضاء: علی‌اکبر فروتن]

[مهر: محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، سنهٴ ۹۱]

 

[حاشیه:] تذکّرات لازم به آقای سرلشکر علایی داده شد. اقدامی ندارد، بایگانی شود. ۱۸ بهمن ۱۳۲۶.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]