[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[نشریه:] اخبار امری

[تاریخ:] آذر – دی ۱۳۲۹

[شماره:] ۸ و ۹

[صفحه:] ۱۶ - ۱۵

 

استخراج از مرقومهٴ مورّخهٴ ۲۱ دی ماه ۱۳۲۹:

در تعقیب نامهٴ نمرهٴ ۸۰۴۱، مورّخ ۹ دی ۱۳۲۹ و عطف به رقیمهٴ جوابیّهٴ آن مقام محترم، شماره ۳۰۲۸۶/ ۱ مورّخهٴ ۱۳ دی ۱۳۲۹، محترماً به اطلاع آن مقام رفیع می رساند:

به موجب مندرجات بعضی از جراید یزد، دادگستری آن محل عاقبت تسلیم احساسات تعصّب‌ آمیز مغرضین و تحریکات متنفّذین و مخالفین جامعهٴ بهائی شده و به وضعی عجیب و حیرت‌ آور و با دلایلی سست و بی‌پا، ۹ نفر اعضای محفل روحانی یزد و چند نفر بهائی دیگر را محرّک قتل زنی در ابرقو قلمداد و قرار مجرمیّت آنان را صادر کرده است.

هر چند اگر واقعاً قضاة عدلیّه از روی بی‌طرفی و بی‌غرضی کامل به این اتهام ناجوان‌ مردانه رسیدگی نمایند و مانند واقعهٴ شهادت دکتر برجیس که قاتل و هم‌دستانش را با وجود اقاریر صریحه و قرائن و امارات واضحهٴ مثبته به عنوان «فقد دلیل» با تشریفاتی مخصوص از مجازات قانونی مستخلص ساختند، پا روی حقّ نگذارند، توطئه و تحریک مخالفین امر بهائی و قانون‌شکنیهای اولیای امور دادگستری یزد و برائت و بیگناهی این مظلومان چون روز روشن و عیان خواهد گردید. مع‌ذلٰک برای مزید اطّلاع آن مقام محترم که سررشتهٴ تمام امور کشور را در دست دارند، مجدّداً این نکته یادآوری می‌شود که دشمنان سرسخت و پرکین آیین بهائی از طرفی دیگر برای اذیّت و آزار جمعی از افراد جامعهٴ بهائی مطلبی بسیار مضحک و بی‌معنی را به میان آورده و چنین استدلال کرده‌اند که چون زنی در ابرقو به مقدّسات بهائی (که ابداً در آن محلّ بهائی بومی وجود نداشته) دشنام می‌داد، محفل روحانی یزد نقشه قتل او را کشیده و محرّک کشتن آن زن گردیده است و حال آنکه اکنون متجاوز از هشتاد سال است که در ایران نسبت به مقدّسات بهائی هتّاکی می‌شود و نفوس متعصّب و مغرض حیا را به یک سو نهاده و آن چه به زبان و بنانشان جاری شده در حقّ بهائیان گفته و نوشته‌اند و الآن نیز این اشخاص دست از دشنام و ناسزا برنداشته و با وجود شکایت‌های متعدّد این محفل به اولیای محترم امور، همواره در جراید و مجلّات و کتب و رسایل، مقدّسات بهائی را به باد فحش و ناسزا گرفته و علناً مردم را به قتل و غارت این مظلومان تشویق و ترغیب کرده و می‌کنند و مع‌ذلٰک بهائیان بر حسب معتقدات دینی خود در حقّ این متجاوزین و متعرّضین دعا کرده و آنان را به خدا واگذاشته‌اند. آیا معقول و متصوّر است که این جمع مظلوم در طی هشتاد سنه به هیچیک از مخالفین خود ادنیٰ صدمه و لطمه حتّیٰ زجر لسانی نرسانند و با آنان به عکس مقابله کنند و حال ناگهان تمام سنن و شعائر و احکام و مبادی دیانت خود را رها کرده و تغییر روش داده، به فکر زنی بیچاره در ابرقو افتند و اشخاصی را به قتل او به جرم ناسزا گفتن به امر بهائی تحریک کنند؟ چقدر این مطلب سخیف و این تهمت فضیح و قبیح است و به طور حتم و قطع خود مفتریان نیز به سخافت آن واقف و آگاهند.

مقصد این است که اولیای محترم امور مرکزی نباید زمام مأمورین محلّی را تا این حد رها نمایند که آنچه دلشان بخواهد، مجریٰ دارند و با شرف و اعتبار و جان و مال مردم بی‌گناه به این سهولت بازی کنند.

وظیفهٴ این محفل در این موارد مراجعه به مراجع امور و ملاذ جمهور است و تکلیف شدید حامیان جامعه و نگهبانان ملّت نیز رسیدگی دقیق و جلوگیری از این تعدّیات و مظالم بوده و هست.

در خاتمه به کمال احترام به عرض آن مقام رفیع می‌رسد که الآن وضع بهائیان یزد بسیار دقیق و قابل عطف، توجّه کامل مقامات انتظامی است، زیرا نشر این اخبار مجعول و چاپ ادّعانامهٴ دادستان و توزیع آن بین مردمی که به تعصّب مذهبی در ایران مشارٌ بالبنان‌اند، چنان احساسات تعصّب‌آمیز اهالی را بر ضد بهائیان برانگیخته که در هر آن بیم وقوع حوادث ناگوار می‌رود، لهذا از آن مقام محترم مستدعی است اوامر اکیدهٴ صریحه به مقامات انتظامی برای حفظ نظم و آرامش و جلوگیری از تجاوز و تعدّی به بهائیان یزد صادر فرمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]