[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[نشریه:] اخبار امری

[تاریخ:] بهمن ماه ۱۳۲۸

[شماره:] ۱۰

[صفحه:] ۸ - ۶

 

دوم - صورت نامهٴ نمرهٴ ۹۴۲۳ اینمحفل

مورخ ۱۹ شهرالسلطان ۱۰۶، مطابق با ۱۷ بهمن ۱۳۲۸ که خطاب به محمد ساعد نخست وزیر مرقوم شده و سواد به تمام وزرا تسلیم گردیده است:

جناب آقای ساعد، نخست وزیر

به کمال احترام به عرض آن مقام محترم می‌رساند:

این محفل در مرقومات عدیده، شمه‌ای از مظالم وارده بر بهائیان ایران را به استحضار آن مقام محترم رسانیده و به کمال صراحت تذکر داده است که اهمال و مساهلهْ مأمورین دولت در جلوگیری از تحریکات متعصبین و فتنه و فساد مفسدین و مغرضین عاقبت منجر به حوادث مُدهشه و وقایع هائله خواهد گردید و خون نفوس بی‌گناه بر زمین خواهد ریخت و جان و مال و اهل و عیال جمعی از رعایای مطیع و خیرخواه دولت شاهنشاهی در معرض خطر قرار خواهد گرفت و دست‌خوش اغراض شخصی و تعصبات مذهبی خواهد شد. مع‌الأسف پیش‌بینی این محفل بار دگر به وقوع پیوست و روز جمعه چهاردهم بهمن ماه، آقای دکتر سلیمان برجیس، رییس محفل روحانی بهائیان کاشان که از نفوس دانشمند و خدمت‌گزار و پاک‌دامن بود و به شهادت اهالی منصف و بی‌طرف کاشان، از عناصر صالحه و اعضای مفیدهْ جامعه به شمار می‌رفت، به دست چند نفر از اعضای انجمن دعاة اسلامی به وضع فجیع و طرزی فظیع، در نهایت قساوت و شقاوت مقتول گردید و هنوز خون بهائیان مظلوم شاهرود و سروستان خشک نشده، در کاشان نفس مظلوم و بی‌گناهی دیگر شربت شهادت نوشید. اگر مقامات مربوطه به تظلمات و شکایات متوالیهْ بهائیان التفات و توجه می‌نمودند و مفسدین و محرکین را در ضدیت و مخاصمت با بهائیان مطلق‌العنان نمی‌گذاشتند و اغراض شخصی و مطامع دنیوی و احساسات مذهبی را در وظایف مقدسهٴ اداری دخالت نمی‌دادند و هر متجاوز و متعدی را به حکم قانون مجازات و تأدیب می‌کردند، هرگز امثال تربتی و تسلطی که خود را واعظ و ذاکر می‌نامند، به جای پند و نصیحت و منع مردم از آزار و اذیت و دعوت نفوس به اخلاق و روحانیت علناً بر رأس منبر اشخاص از همه جا بی خبر را به قتل و غارت و برادرکشی و درندگی تشویق و ترغیب نمی‌نمودند و مقدمات و موجبات چنین واقعهٴ فاجعه را تمهید و تهیه نمی‌کردند و در چنین موقع دقیق تاریخی که دولت ایران به امتثال از نیات مقدسهٴ اعلیٰ‌حضرت همایون شاهنشاهی به تمام ملل و دول دنیا آزادی کامل اقلیت‌های ایران را صریحاً اعلان نموده و در این خصوص کتباً و شفاهاً همه‌گونه اطمینان داده، به چنین عمل ننگینی که حسن صیت و شهرت ایران عزیز را به مخاطره می‌افکند، مبادرت نمی‌ورزیدند. استناد مجدد به مواد قانون اساسی و منشور ملل متحد و اعلامیهٴ جهانی بشر، نظر به وضوح مطلب در این مقام زائد به نظر می‌رسد، ولکن ذکر این نکته یقیناً خالی از فایده نخواهد بود که وقتی این اخبار ناگوار در اقطار عالم منتشر شود و ساکنین روی زمین بخوانند و بشنوند که در این عصر نورانی هنوز هم در ایران باستانی، نفوس را به عناوین دینی قطعه قطعه می‌نمایند و مجرمین و قاتلین از طرف قوهٴ مجریه به سزای اعمال سیـئهٴ خود نمی‌رسند و متعدیان و ظالمان مجازات و سیاست نمی‌شوند، چنان‌که در مورد حوادث شاهرود و سروستان علناً مشهود بوده، راجع به این کشور مقدس چه تصوراتی خواهند نمود و در بارهٴ میهن عزیز چگونه قضاوت خواهند کرد؟

واقعاً برای هیچ یک از بهائیان ایران این مطلب الی الآن مفهوم و معلوم نیست که دولت شاهنشاهی با بزرگ‌ترین اقلیت دینی چرا بدینسان از روی بی‌مهری رفتار می‌نماید و چرا بهائیان که در انجام تمام وظایف مدنی بر دیگران سبقت می‌جویند و به تکالیف اجتماعی خود عامل و از رعایای صدیق این کشورند و ایران عزیز را پرستش می‌نمایند، مورد این همه اذیت و آزار قرار می‌گیرند و به تظلمات و شکایات ایشان توجه نمی‌شود؟ عجب‌تر از همه آن‌که بعضی از صاحبان قلم و ارباب جراید نیز تأسی به چند نفر از وعاظ متعصب نموده، به جای تهذیب اخلاق و تعدیل آداب نفوس خوانندگان خویش را تلویحاً و تصریحاً به نفاق و جدایی و خصومت و عداوت دعوت می‌کنند و آتش اختلاف را دامن زده بر غلظت تعصبات مذهبیه می‌افزایند. برای نمونه به مقالهٴ «صد سال قبل از واقعهٴ سوء قصد پانزده بهمن» که در شمارهٴ ۳۳۹ مجلهٴ طهران مصور، مورخ جمعه ۱۴ بهمن سنهٴ جاریه درج گردیده، اشاره می‌شود. اگر به نظر امعان در این مقاله ملاحظه شود، معلوم و واضح گردد که نویسندهٴ آن جز تحریک عرق عصبیت نفوس و تهییج آنان بر ضد بهائیان هیچ مقصد و منظوری نداشته و به همین جهت به طرز عجیب و برخلاف اصول مسلمهٴ منطق، وقایع تاریخی را منحرف گردانیده و دو واقعهٴ غیر مرتبط را به یکدیگر ربط داده است. در این مقام برای ادای وظیفهٴ وجدانی از ذکر این مطلب ناگزیریم که تیمسار سرلشکر زاهدی ریاست محترم شهربانی کل کشور، قبل از وقوع این واقعه، دستورهای مؤکد به رییس شهربانی کاشان راجع به جلوگیری از تحریکات مفسده‌جویان داده و اوامر صریحه در این خصوص صادر نموده‌اند، ولکن مع‌الأسف رییس شهربانی کاشان آقای فاطمی به پیروی از اغراض شخصی و تعصبات مذهبی با مفسدین محلی مرافقت و موافقت نموده و اهمال و مسامحهٴ مشارٌالیه در تأدیب محرکین سبب وقوع چنین فاجعهٴ مؤلمه گردیده است.

در خاتمهٴ نامه، از آن مقام محترم مستدعی است به مقامات مربوطه برای تعقیب سریع موضوع و مجازات مرتکبین و قاتلین دستور صریح صادر و تأکید نمایند که مانند گذشته از مجرمین حمایت نکنند و بر جسارت و جرأت فتنه‌انگیزان و ماجراجویان که معمولاً در این‌گونه مواقع مترصد و منتظر عکس‌العمل تند دولتند، نیفزایند و هم‌چنین به تمام نقاط ایران برای جلوگیری از هیجان متعصبین و تحریکات مفسدت‌انگیز محرکین اوامر اکیده ابلاغ فرمایند تا انتظامات مختل نشود و جان و مال جمعی کثیر از نفوس بی‌گناه در معرض خطر قرار نگیرد و این‌گونه اعمال وحشیانه که جز تخفیف شأن و مقام ملت ایران در انظار ملل راقیهٴ جهان ثمر و فایده دیگر نداشته و نخواهد داشت، تکرار نگردد.

با تقدیم احترامات فائقه

رییس محفل روحانی ملی بهائیان ایران

نورالدین فتح‌اعظم

 

منشی محفل روحانی ملی بهائیان ایران

علی‌اکبر فروتن

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]