[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

شهدای قزوین

پیام محفل مقدس روحانی ملی بهائیان ایران

صبحگاه روز جمعه هیجدهم تیر ماه جاری برگی دیگر بر تاریخ مشعشع مشحون از عشق و ایمان جامعه جهانی بهائی افزوده گردید و داستانی دیگر از فداکاری و اعتبار بر صفحات آن نقش بست. این بار زمین ارض قاف بخون مطهرشهیدان حضرت عشق آغشته گشت بلی "نوک خاری نیست کز خون رنگ نیست " و این جنابان جدیدالله اشرف، منوچهر فرزانه مؤید، محمد عباسی و محمد منصوری بودند که پیمانه پیمان محبتالله در دست گرفته و از صهبای عرفان سرمست شده در معبر هدایت عزیز گردیدند و در کنعان عرفان یوسف رحمن شدند. نعره‌ای زدند و فریادی از دل برآوردند و چوگان گرفتند و ابهی تاختند و گوئی زدند و نغمه‌ایی آغاز کردند. آوازی در آفاق کندند. پیرهن چاک کردند. چون گل صد برگ خندان در این گلستان جلوه‌ایی نمودند و جان در ره جانان سپردند. بلی "محبّان کوی محبوب و محرمان حریم مقصود از بلا پروا ندارند و از قضا احتراز نجویند. از بحر تسلیم مرزوقند و از نهر نسیم [تسنیم] مشروب. رضای دوست را به دو جهان ندهند و قضای محبوب را بفضای لامکان تبدیل ننمایند." دست از جهان برداشته‌اند و عزم جانان نموده‌اند. چشم از عالم بربسته‌اند و به جمال دوست گشوده‌اند. جز محبوب مقصودی ندارند و جز وصال کمالی نجویند ولی افسوس که هموطنان عزیز قدر این جانبازیها و فداکاریها را نفهمیدند و به اسرار عشق الهی پی نبردند. شکی نیست که بفرموده جمالقدم که میفرماید:"...محزون مباشید از آنچه بتاراج رفت. زود است که جمیع من علیالارض به ذکر شما ذاکر شوند." اثر این جانفشانی‌ها رخ خواهد گشود چه که "...این ظلمهای وارده تدارک عدل اعظم الهی مینماید. همواره شجرهء امرالله برنج و محنت مستظلین و دلدادگان و خون شهدا نشو و نما نموده و بارور گردیده. باید بحال مسببین رقت کرد؛ زیرا آه مظلومان مؤثر است و نیران عدل الهی دایر و برقرار. بموجب تعلیم مولای حنون خود صبر نمائیم و امور را بخدا واگذاریم و در بارۀ ظالمان دعا نمائیم. دست قاتلان خود را می‌بوسیم ولی نفس عمل نتیجه خود را ظاهر نماید آن از دست ما خارج است. جامعۀ بهائیان ایران با چشمی اشکبار و دلی از فرقت دوستان حضرت رحمن سوزان تسلیت عمیق خود را بفرد فرد اعضاء جامعه بهائی و بخصوص خانواده‌های آنان تسلیت گفته و به این بیان مبارک دمساز است که:

"...آمرزنده مهربانا این جانهای پاک از زندان خاک آزاد شدند و بجهان تو پرواز کردند. نیک‌خو بودند و مفتون روی تو و تشنهء خوی تو ... خدایا این نفوس را گناه بیامرز و از چاه به اوج ماه برسان ... سرور آزادگان کن و در حلقه مقربان درآر. بازماندگان را نوازش فرما و آسایش بخش و زیور عالم آفرینش کن تا بستایش تو پردازند و به تسبیح و تقدیس تو."

"با تقدیم تکبیرات منیعه"

جامعه بهائیان ایران

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]