[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

(رمز بلا و سرّ فدا)

یاران و یاوران عزیزتر از دل و جان:

هر چند در نزد شما عزیزان از حماسۀ پر شکوه عشق و فدا یاد کردن و از سرّ بزرگ شهادت و جانبازی در سبیل جانان سخن گفتن تازگی ندارد، ولکن حلاوت این قند مکرر در مذاق اهل بهاء همیشه مطلوب است و تکرار این سرود عشق و ایثار همواره مورث سرور و حبور در جمع روحانیان میشود در دیار شما نوک خاری نیست کز خون شهیدان سرخ نیست، در کوی شما سرهاست که در ره آن دلبر یکتاست، در آئین شما:

هر سر و جان کی بود لایق قربان او

خوش آن سر و جان که رفت در ره قربان او

دوستان نازنین:

در عالم وجود بعد از جاذبۀ عشق سرّ فدا مهمترین عامل سازنده و خلاقه‌ای است که در بستر تاریخ در خلق و تکوین وقایع اثر گذارده است و قوای لازمه برای حیات روحانی انسان از آن مایه گرفته است، بعبارت دیگر جاذبه عشق از جانب حق عرضه فدا از جانب خلق فعل و انفعالی بوده است که وجود روحانی ما را موجود ساخته است، در حالی که فدا لازمۀ عشق و ثمرۀ آن بشمار رفته است و نکتۀ دقیق آن است که در فعل و انفعال عشق و فدا عامل فدا از خود مایه‌ای ندارد بلکه مواهب معشوق را در راه خود معشوق قربانی میکند، اما نفس این امر یعنی ایثار و انفاق «ما وهینما ربنا و بارئنا» مانند انفجار هسته رادیوم در عالم عنصری خود بخود منشاء انرژیهای روحانی است، انرژیهائی که تاریخ حیات معنوی ما را میسازد، قلم اعلی در رسالۀ هفت وادی فدا را از لوازم عشق شمرده و درباره عاشق میفرمایند:

"در هر آن صد جان به رایگان در ره جانان دهد و در هر قدمی هزار سر در پای دوست اندازد."

وقتی ما رسالت ادیان الهی را در طی تاریخ به نظر می‌آوریم و تأثیرات عمیقی را که ظهور این ادیان در عالم انسانی داشته است و تغییرات و تحولات شگرفی را که با هر یک از این ظهورات همراه بوده است مورد تأمل قرار میدهیم، ملاحظه میکنیم که سر چشمه قوای خلاقه‌ای که سبب حصول این همه تحول و تغییر و تطور شده کلمه الهیه بوده و از اثر آن کلمه نفوس مقدسه‌ای خلق و بعث شده‌اند که با ایثار جان مسیر حیات عالم انسان را تغییر داده‌اند.

قلم اعلی در باره ثمرات وجود این نفوس نفیسه چنین شهادت میدهد:

"لعمرالله اشراقات آن ارواح سبب ترقیات عالم و مقامات امم است ایشانند مایۀ وجود و علت عظمی از برای ظهورات و صنایع عالم بهم تمطر السحاب و تنبت الارض، هیچ شیئی از اشیاء بی‌سبب و علت و مبداء موجود نه و سبب اعظم ارواح مجرده بوده و خواهد بود." (اشراقات)

و نیز در باره نتایج و ثمرات این فداکاریها که انتشار و استقرار دین‌الله است قلم اعلی چنین گواهی میدهد: "سبحانک اللهم یا الهی کم من رؤس نصبت علی القناه فی سبیلک و کم من صدور استقبلت السهام فی رضائک و کم من قلوب تشبکت لارتفاع کلمتک و انتشار امرک".

و اما در این دور مبارک حضرت بهاءالله، شکوه عشق و جلالت فداء آنچنان خاطف ابصار است که دامان محققان را از کفشان میرباید، در پیشاپیش لشکر فدا مشاهده میکنیم سرحلقۀ شهدا فی سبیل‌الله مبشر فرید و وحید امر الهی حضرت ربّ اعلی را که به شوق شهادت و تمنای فدا مسیر کوتاه رسالت خود را طی فرمود در حالیکه در تمام لحظات و دقایق این دوران چه در طی سفر حجاز و چه در ماههای معدود آرامش نسبی پس از اظهار امر و چه در طی اسفار اصفهان تا ماکو و چهریق همیشه و همه جا لسان و قلم مبارکشان به راز و نیاز با محبوب ابهی مشغول بود چون شمع فروزانی می‌سوخت و نور میبخشید و روح انفاق و فدا را بخیل جانبازان عهد اعلی القا میفرمود، در نخستین روزهای این عهد مبارک هنگامیکه آن مولای حنون همراه با یار باوفایش قدوس فاصله مدینه و مکه را طی میفرمود در آن سرزمین‌هائی که شهدای اسلام به خاک خفته بودند لبهای مبارکش دائماً به مناجات مشغول بود بقول نبیل گوئی به لسان عشق ارواح شهدائی را که باستقبال مقدم و حضرتش آمده بودند مستبشر میساختند که من به این عالم آمدم تا عظمت و جلال شهادت را مشاهده کنم و شما ای شهدای راه حق مسرور باشید که عنقریب من و قدوس با نهایت خلوص در این قربانگاه وارد شده و در راه محبوب ابهی جان فدا خواهیم کرد.

این تمنای فدا نه تنها وقتی در سجن ماکو و چهریق اخبار جانگداز شهادت قهرمانه پیروانش را استماع میفرمود بلکه خیلی پیش از آن حتی قبل از اظهار امر در آثار مبارکش به شدت جلب نظر میکند وقتی مناجات میفرمود: "یا محبوبی یا مقصودی تا جانم در راه تو نثار نشود و تا جسمم در سبیل تو بخاک و خون نغلطد و تا سینه‌ام برای تو هدف گلوله‌های بی‌شمار نشود اضطراب من تسکین نیابد و دل من راحتی نپذیرد.

ای خدای من ای یگانه مقصود من آرزو دارم که خون من در راه تو بخاک ریخته شود تا بذر امر ترا با خون خود آبیاری کنم."

و بالاخره اوج شکوه روحانی این حیات مقدس با خلق بزرگترین صحنه‌های جانبازی در تبریز تجسم یافت و آرزوی مبارکش که "ما تمنیت الا القتل فی محبتک" تحقق پذیرفت.

و بعد ملاحظه میکنیم حیات عنصری نفس مبارک جمال قدم بهاءالله الاعظم الافخم را که در طی ۲۷ سال قبل از ظهور با چه حشمت و عزت و نعمت ظاهری طی شد آثار این دوره در بیت مبارک طهران و تاکر تا حدی مشهود است و سپس مشاهده میکنیم سیاه‌چال اظلم انتن و زنجیر قره کهر و مؤانست و مجالست با قاتلین و مجرمین را از یکطرف و نهب و غارت اموال را از طرف دیگر تا جائی‌که برای سد جوع اطفال خردسال مقداری آرد از خانه خویشان آورده میشود و بدنبال آن مصائب و بلایای بیشماری که تمام دوران رسالت حضرتش را شامل میشود.

لسان عظمت در لوح مبارک سلطان میفرماید: " یا ملک قد رأیت فی سبیل‌الله ما لا رأت عین و لا سمعت اذن"و تصریح میفرمایند که این بلایا را برای تحقق وعود الهیه مشتاقانه استقبال میکنند:

"سبحانک یا الهی انت تعلم بان قلبی ذاب فی امرک و یغلی دمی فی کل عرق من نار حبک کل قطرة منه ینادیک بلسان الحال یا ربی المتعال فاسفکنی علی الارض فی سبیلک لینبت منها ما اردته فی "الواحک" و مشاهده میکنیم که چگونه شعله اشتیاق در استقبال بلا و فدا در قلب ممرد مصفای جمال ابهی زبانه میکشد:"تالله رأسی یشتاق الرماح فی حب مولاه و ما مررت علی شجر الا و قد خاطبه فوأدی یالیت قطعت لاسمی و صلب علیک جسدی فی سبیل ربی."

ایام بغداد و مصائب روحانی مظهر ظهور که منجر به هجرت و اعتکاف دو ساله حضرتش شد، غوائل و مشاکل ادرنه و اسلامبول و سپس سجن اعظم مستمراً متوالیاً متواتراً چون غیث هاطل بر آن هیکل مقدس نازل گردید، "کم من ایام اضطربت فیها احبتی لضرّی و کم من لیال ارتفع فیها نحیب البکاء من اهلی خوفاً لنفسی". (قلم اعلی)

و سپس در اوج این مصائب و بلایا ملاحظه میکنیم که چگونه اَب آسمانی بنفسه المقدس قربانی میدهد و عزیزترین و برترین فدائی‌ها را به عالم انسان اهداء میکند این قربانی "ودیعةالله و کنزه من خلق من نور البهاء"، "المستشهد فی سبیل‌الله حضرت غصن‌الله الاطهر" بود قلم اعلی در لوح مبارک آقا مهدی فرهادی قزوینی که به عبارت "هذا حین یغسلون الابن امام وجه" مطرز خطاب بفرزند شهید میفرماید:

"طوبی لک بما وفیت میثاق‌الله و عهده" یعنی فدای جان را وفای بعهد و میثاق الهی میشمارند.

ثمرۀ اولیه این فدا فی سبیل‌الله آن بود که ابواب رخا بر وجه مسجونین عکا گشوده شد و اب بزرگوارش ثمرات اخرای آنرا بصورت آثاری عمیق‌تر و انواری جلیل‌تر در مسیر مقدر امر الهی تاکید فرموده‌اند.

دوستان عزیز اگر بخواهیم حیات مقدس نفس مظهر ظهور را خلاصه کنیم شاید این جمله نازله از قلم اعلی وافی به مقصود باشد که فرمود:"ای رب قد فدیت ما اعطیتنی لحیوة العباد و اتحاد من فی البلاد."

سپس در سیر اجمالی تاریخ امر الهی در مقامی کاملاً مشخص و ممتاز بین مقام مؤسس و مبشر از یکطرف و عالم خلق از طرف دیگر طلعت نورانی سرالله الاکرم و غصن‌الله الاعظم حضرت مولی‌الوری را ملاحظه میکنیم که حیات مبارکش از فجر یوم ظهور تا خاتمه عصر رسولی امتداد داشت حیاتی که سراسر عشق و فدا بود نسبت باَب آسمانی و خدمت و محبت به عالم انسانی، برعایت اختصار در اینجا فقط چند جمله از بیانات آن مولای حنون اهل بهاء خطاب به یکی از اماء غرب نقل میشود. "یا امةالله لا تحزنی من شدة بلائی و عظیم مصائبی و مشقة سجنی لان هذا حیوة روحی و اعظم فتوحی و منتهی املی و انی ابتهل الی‌الله فی کل صباح و مساء ان یجعل لی کأس البلاء طافحة بصهباء البأساء و الضراء حتی یتشرف عنقی بالسلاسل و الاغلال فی سبیل البهاء ... او یصوب علی صدری آلاف من الرصاص هذا ما یتمناه عبدالبهاء فی کل صباح ومساء."

دوستان عزیز بدین ترتیب ملاحظه میفرمائید که در مدار فعل و انفعال عشق و فدا مؤسس کور بهائی و مبشر فرید و شهید و مبین منصوص امر مبارکش خود مظهر سّر فدا و مثل ممتازی بودند برای خیل جانبازان و باسلان وقهرمانان بیشماری که بکمال شوق میادین فدا را بخون خویش رنگین نمودند و امروز ما در عصر تکوین دور الهی شاهد و ناظریم که آثار و اثمار این فداکاریها و جانبازیها در تقلیب عالم انسان و انتشار امر یزدان و تمکن آن در اقالیم و اقطار جهان چگونه ظاهر و نمایان گردیده است حضرت ولی‌امرالله در خطبه لوح مبارک قرن به تجلیل و تکریم و تقدیر فداکاریهای عاشقانه این آیات فدا در قرن اول بدیع پرداخته و مجاهدات و مبارزات و جانبازیهای ایشان را چنین میستایند:

"تبارک هذا القرن الابدع البدیع الذی فیه تلئلت انوار الصدق و الصفا فی وجوه الاولیاء و اضطرم نار الحب و الولاء فی صدور الوف من الاصفیاء المتمسکین بالعروة النوراء و السالکین فی المنهج البیضاء عشاق جمال الابهی و الطلعة الاولی ... الذی خصصهم الله لهذا الشرف العظیم و اجتباهم لاثبات حجته بین العالمین و ثبتهم علی عهده القدیم و رفع بهم رایات امره المبین و نصب بهم ارکان نظمه البدیع والبسهم حلل التقدیس والتنزیه و بلغ بهم رسالته و ارسلهم الی مشهد الفداء بآیات استجذبت منها حقایق النبیین والمرسلین."

دوستان عزیز این خلاصه تاریخ امر الهی است، این سیر پیشرفت و انتشار شریعت بهائی است که به قوه خلاقۀ کلمةالله نفوسی خلق و بعث میشوند و رسالت خود را با شکوه‌ترین وجهی به مرحلۀ اجراء و اکمال میرسانند در حالیکه عوامل پیروزی روحانی ایشان در دو کلمۀ عشق و فدا خلاصه میشود یعنی استقبال بلا و تحمل فدا برای اظهار و اثبات عشق به معشوق حقیقی و انفاق مال و ایثار جان برای خلق قوائی سازنده و روح دهنده در عالم انسان "لحیوة العباد و اتحاد من فی البلاد."

به عبارت دیگر در نتیجه آن فداکاریهای قوای محرکه وحدت بخشنده‌ای در بطن جامعه‌های انسانی سریان و جریان یافت که تدریجاً آثار آن در میان همه قبایل و اقوام در سراسر کره ارض ظاهر گردید و مردمی از همه ممالک و نژادها به تسبیح و تجلیل و تکریم اب آسمانی پرداختند و با کمال اطمینان و متانت پایه‌های تمدن جدید روحانی الهی را در عالم انسانی استوار نمودند تمدنی که هدف آن تحقق برترین آرزوها برای خیر و فلاح نوع انسان است، حضرت ولی مقدس امرالله در باره آثار و اثمار این فداکاریها چنین شهادت داده‌اند.

"اهراق دماء مطهره شهیدان ایران است که در این قرن نورانی و عصر گوهر افشان اعز ابهائی روی زمین را بهشت برین نماید و سراپرده وحدت عالم انسانی را کما نزل فی الالواح در قطب آفاق مرتفع سازد و وحدت اصلیه را جلوه دهد و صلح اعظم را تأسیس فرماید و عالم ادنی را مرآت جنت ابهی گرداند و یوم تبدل الارض غیر الارض را بر عالمیان ثابت و محقق نماید."

دوستان عزیز و محبوب، در این هنگام که پیشرفت توقف ناپذیر امر الهی ما را به مرحلۀ جدیدی از انتصارات روحانیه وارد ساخته و امکانات وسیعی برای اجرای وظائف مقدسه الهیه ارزانی داشته است وقت آن است که هموطنان اسم اعظم بشکرانه این موهبت بزرگ ندای ملکوتی" قومو علی النصر بکلیتکم" را اجابت نموده و بتمام جان و وجدان به نصرت امر الهی قیام فرمایند و فرصتهای موجود برای انتشار پیام نجات بخش الهی را مغتنم شمارند زیرا یوم یوم احباءالله است که به بیان حقایق اساسیه و مقاصد عالیه امرالله و رفع اتهامات و افتراهای مغرضین و اثبات طهارت و برائت ذیل شریعت ربانی از القائات نفوس غیر منصفه و ایجاد روح تفاهم و دوستی و شرکت فعال در خدمات عمومیه و اجتماعیه برای پیشرفت و ترقی کشور مقدس ایران پردازد و با ایمان و اطمینان محکم به آنکه این حوادث و انقلابات و اضطرابات عالم کلاً ممهد سبیل برای تحقق وعود الهیه بشمار میرود، هر قدر آفاق عالم بشری تیره‌تر و تاریک‌تر شود، نور امید و ایمان در قلوبشان روشنتر و درخشنده‌تر گردد، زیرا در حالیکه دیوارهای کهنه و فرسوده انظمۀ سقیمه دنیای محروم از روح الهی فرو میریزد، ارکان مدنیت لا شرقیه لاغربیه الهیه بکمال متانت و استحکام در اطراف و اکناف عالم انسانی مرتفع میشود، در چنین معبری از تاریخ فضل و موهبت جمال ابهی به نسل ما افتخار آنرا عطا فرموده است که حیات حقیر و ناچیز انسانی خود را با خدمت و فداکاری در راه امر الهی شکوه بزرگی بخشیم، یکبار دیگر هموطنان اسم اعظم فرصت یافته‌اند که راحت و آسایش و آمال و آرزوهای فردی خود را مشتاقانه فدا کنند و اطمینان داشته باشند که آثار حاصله از این روح ایثار و فدا منشاء سریان و جریان قوای تازه‌ای در بطون جامعۀ انسانی در سراسر عالم خواهد شد و تحقق وعود الهیه را برای نجات عالم انسانی تسریع خواهد نمود.

دوستان محبوب، در این بحبوحه "بزم روحانیان که جام بلا بدور آمده و سرود عشق و فدا طنین افکنده شایسته و بایسته آنکه عشاق جمال ابهی در مهد امرالله هر یک قدحی بدست گیرند و پای کوبان در میدان خدمات روحانیه جولان نمایند و با اظهار مراتب عشق و خلوص لطیفه کریمه" اذا زاد البلا زاد اهل البهاء فی حبهم" را تجسم بخشند، چشم امید ما بسوی شماست.

 

"محفل روحانی ملی بهائیان ایران"

دی ماه ۱۳۵۸

 

"مخصوص جامعۀ بهائی است"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]