[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۲۳ اسفند ۱۳۵۹

جناب آقای حسین طاهری استاندار معظم آذربایجان غربی

احترامتاً باستحضار میرساند

از آنجائیکه رعایت اصول و قوانین مدوّن کشوری و شئون انسانی و سجایای اخلاقی و بالاخره اعمال عدالت اجتماعی توأم با رعایت و تأمین حقوق حقه افراد جامعه موجبات تحکیم مبانی متین سازندگی هر اجتماعی را فراهم میآورد. و کشور عزیز ایران که انقلابی را پشت سر نهاده و نیاز مبرم سازندگی بنیادی توأم با حفظ وحدت ملی بیش از پیش احساس میگردد انتظار افراد جامعه از اولیای امور در حسن اجرای قوانین کشوری امری است طبیعی که افراد جامعه بهائی نیز که از گزند ظلم و ستم لحظهای آرام نگرفته در آرزوی حصول عدالت و تأمین حقوق حقه اجتماعی خود در انتظار نشسته است. که ذیلاً شمهای از آنچه در خلال انقلاب بر جامعه مظلوم بهائی از ظلم و ستم گذشت جهت مزید استحضار با رعایت جانب اختصار اشاره میگردد تا قضاوت آنجناب چه بوده و اقدام در تأمین حقوق حقه تضییع شده این جامعه بیدفاع مطیع چگونه تحقق پذیرد:

اوائل دیماه سال ۱۳۵۷ بود که جمع کثیری متجاوز از هزاران نفر با چوب و چماق و تبر با هیاهو و هیجان و آشوب به محلهای کسب و کار و خانههای مسکونی بهائیان در میاندوآب حملهور شده آنچه توانستند اموال بغارت برده و آنچه سرقت میسر نبوده تخریب و بآتش کشیدند و ۸۳ خانواده بهائی را بصرف داشتن اعتقادات بهائی بدینسان از هستی ساقط و ویلان و سرگردان روانه بیابان نمودند بقسمیکه اکثر والدین از سرنوشت اطفال خود بیخبر بودند و حتی باین حرکت ظالمانه و غیر انسانی اکتفا نکرده پدر و پسری را بضرب دشنه و تبر مقتول و اجساد را در خیابان بآتش کشیده و کشان کشان در کنار شهر به خندقی انداختند. رعب و وحشت چنان بود که کسی علناً یارای تحویل و دفن اجساد را نداشت.

این حرکت غیرانسانی پایان نیافته بهائیان ساکن در سایر شهرها و قصبات و قراء استان از جمله ارومیه – مهاباد – پیرانشهر – اشنویه و دهات اطراف میاندوآب و ارومیه از گزند ظلم و ستم و جفای   متشکل ناآگاه و از خدا بیخبر در امان نبودند بقسمیکه با هجوم به محل کسب و خانههای مسکونی بهائیان در این نقاط نیز اموال و اثاثالبیت بغارت رفته و اماکن تخریب و بآتش کشیده شد و نفوسی را بقصد کشت مجروح ساخته و اکثر باغات متعلق به بهائیان را تخریب و درختان میوه چندین ساله را از بن برانداختند و دو نفس نفیس از تجار بهائی در مهاباد و ارومیه. از آنان صرفاً بلحاظ داشتن معتقدات بهائی از خدمات دولتی در ادارات آموزش و پرورش و بهداری و بهزیستی و غیره بموجب دستور صریح وزیر مربوطه بدون رعایت حقوق حقه آنان از کار برکنار میشوند: در هر مورد افراد و عائلههای بهائی بمقامات تظلم و درخواست رسیدگی و رفع هرگونه ستم مینمایند که هنوز نتیجهای نبخشیده بود که در زمان تصدی آنجناب مظالم ناروای دیگر که ناشی از نقض مقررات و نص صریح قانون اساسی کشور بود بر این جامعه وارد میآید زیرا در این قانون برابر اصول ۲۳ – ۲۲ – ۲۰ تفتیش هرگونه عقیدهای را ممنوع دانسته و صریحاً اعلام نموده که هیچ کس را بصرف داشتن عقیدهای نمیتوان مورد تعرض و مواخذه قرار داد و قویاً بیان داشته که حیثیت – جان – مال – حقوق – مسکن و شغل اشخاص از هرگونه تعرض مصون بوده و حقوق مساوی برای مردم ایران از هر قوم و قبیله در نظر گرفته است.

معالاسف آنجناب بعنوان استاندار استان که مسئول حسن اجرای مقررات و قوانین میباشید بدور از بذل عنایت بموارد فوقالذکر و بدون توجه به مقررات و آئیننامههای اداری و استخدامی کل کشور امر به شناسائی و اخراج کارمندان بهائی را بصرف داشتن معتقدات بهائی صادر و بادارات استان ابلاغ فرموده که بر اساس این دستور اکثر قریب باتفاق کارمندان صدیق بهائی بوسیله مدیران مربوطه از کار برکنار شدند. گوئی این نفوس ایرانی نبوده و از حمایت قانون اساسی کشور نباید بهرهمند میشدند.

در اینجا لازم میداند که با جلب توجه آنجناب به مختصری از اموال معتقدات بهائی که ذیلاً بدان اشاره میگردد هرگونه تجدید نظر و دادخواهی را مستدعی گردد.

بهائیان معترف بوحدانیت الهیه بوده و ذات غیب منیع لایدرک را ستایش و معترف به حقانیت جمیع انبیا و مرسلین بوده و مصدق کلیه کتب آسمانی میباشند – دیانت بهائی آئینی است الهی و مستقل و دارای احکام و فرائض دینی از جمله نماز و روزه و خیلی موارد دیگر و برعایت شئون اخلاقی و معنوی بمانند صداقت و امانت و تقوی و پرهیزکاری و طهارت و عفت وعصمت سخت پایبند و از هرگونه اعمال ناپسند غیر انسانی در اجتناب و همچنین دارای تعالیم روحانی دیگر از جمله وحدت عالم انسانی که هدف عالی این آئین الهی است و اصول و تعالیمی چون تعدیل معیشت و حل مشکلات اقتصادی صلح عمومی و تعلیم و تربیت اجباری و عمومی – تساوی حقوق زن و مرد – ترک هرگونه تقالید و تعصبات نژادی – سیاسی – مذهبی و جنسی و غیره و بالاخره تحری حقیقت از جمله این تعالیم مبارکه میباشد.

بهائیان بموجب فرائض دینی خود از مداخله در امور سیاسیه ممنوع و از عضویت در احزاب سیاسی

[تصویر این قسمت از نامه در سند نیست]

میباشند زیرا که وحدت و یگانگی و اتحاد و اتفاق جمیع نوع بشر را خواهانیم. از این جهت است که از قبول مشاغل سیاسی از جمله نخست‌وزیری وزارت – سفارت و هر سمت سیاسی دیگر معذور بوده و در نهایت علاقمندی و اطاعت از حکومت در خدمت به ملک و ملت کوشا و هر نوع وظیفه غیرسیاسی را با صمیمیت و افتخار میپذیرند و در انجام هر نوع خدمات فرهنگی – اجتماعی و عمرانی ساعی و جاهدند و بر اساس چنین معتقداتی بوده و میباشند که کارمندان بهائی بنا بشهادت همکاران و مسئولین ادارات خود در انجام وظائف محوله و حسن سلوک و رفتار و رعایت شئون اخلاقی معروف و مشهورند تا جائیکه کارمند معلول و آسیب دیده بهائی که در حین انجام وظیفه و خدمت بمردم سلامت خود را از دست داده و از دو پا فلج گردیده و با استفاده از دوچرخه مخصوص معلولین مرتب در سر خدمت حاضر و تا چندی پیش مشغول انجام وظیفه بوده در حالیکه هر روز در کشور سخن از حقوق از دست رفته مستضعفین و اندیشه تأمین حقوق حقه آنان آنچنان اوج میگیرد که رهبر انقلاب امر به تأسیس بنیاد مخصوص معلولین و ملهوفین مینماید چنین کارمند معلولی را بصرف داشتن اعتقادات بهائی از کار برکنار میکنند که تاکنون تظلماتش به نتیجه نرسیده و با سرنوشتی مجهول بامید تجلی عدالت اسلامی در انتظار نشسته است و جوابیکه بتواند دلیل اخراج کارمندان بهائی را که کوچکترین خلاف اداری نداشته و صرفاً بجرم اعتقادات روحانی خود که فوقاً بدان اشاره شد در لوای حکومت عدل اسلامی توجیه نماید برای کارمندان صدیق و خسته دل بهائی از زبان مدیران ادارات مربوطه شنیده نشد جز آنکه اشاره گردد که دستور مقام استانداری است.

جناب آقای استاندار آنچه مسلم است اینکه بهائیان نه بیاعتقاد به نظام اسلامیاند و نه بیاطلاع از ضوابط جمهوری اسلامی آنچه برایشان معلوم نیست کثرت مظالم و تعدیاتی است که بر آنان وارد شده و میشود بقسمیکه یوم پنجشنبه مورخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ سه گروه بشواهدی از طرف کمیته ارزاق بطور مسلح بدون تسلیم رونوشت احکام مأموریت و همراه داشتن پلیس که بکرات در اخبار صدای سیمای استان شنیده شده که هیچ مقامی و بهیچ عنوانی بدون حضور نماینده پلیس شهربانی در شهر و ژاندارمری در خارج از شهر حق ورود بمنزل کسی را نداشته و ندارند معالوصف این سه گروه بدون رعایت ضوابط یاد شده و حرمت موازین روحانی و اسلامی برابر نص صریح قرآن که میفرمایند «یا ایهاالذّین آمنوا لا تدخلو بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون» بمنازل عده کثیری از بهائیان این شهر در حالیکه در اکثر منازل فقط بانوان با اطفال

[تصویر این قسمت نامه در سند نیست]

عائلههای بهائی بتصور آنکه مامورین از مسئولین کمیته ارزاق هستند تجسس آنان صرفاً در امر ارزاق خواهد بود ولی متأسفانه مشاهده میشود که با در هم ریختن اثاثیه بیت کلیه کتب بهائی موجود را تحویل و در بعضی از منازل چک – سفته – و حتی اسناد مالکیت و دفترچه حساب بانکی را بتصرف گرفته از منزل خارج نمودند در بعضی موارد حتی نسخی از صورتمجلس تنظیمی را به عنوان رسید امانات تحویل ندادند آنگاه صاحبان کتب و اسناد را بروز شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۵۹ جهت باز پس گرفتن امانات به کمیته ارزاق دعوت که چون در موعد مقرر مراجعه میشود بجای تحویل امانات اقدام باخذ تعهد کتبی مبنی بر اینکه حق خروج از شهر را ندارند میگردد.

و از آنجائیکه این چنین اقدامی بدین صورت تکرار نشود و موجبات ثقه و اعتماد مسئولین امر بیش از پیش فراهم و آرامش و آسایش خاطر حاصل گردد در صورت صلاحدید آنجناب امر و مقرر فرمایند هیئت متشکل از نمایندگان استانداری – شورای روحانیت – دادستانی – شهربانی – دادگاه انقلاب و نماینده جامعه بهائیان تشکیل و هر موقع که ضرورت ایجاب نماید منازل بهائیان مورد بازدید قرار گیرد

در خاتمه توجه آنجناب را بموارد فوقالذکر و اینهمه صدمات وارده و حقوق مسلوبه جامعه بهائی جلب و صدور اوامر مقتضی در جهت تامین حقوق حقه این جامعه که از جمله بزرگترین اقلیت دینی در کشور محسوب میشود مستدعی است که مسئولین امر در تحویل کتب و اسناد مدارک خانوادههای بهائی بر اساس موازین قانونی اقدام و بیش از این راضی به سلب حقوق یک جامعه مظلوم بیدفاع نگردند.

زادکم الله تائیداً و توفیقاً

منشی محفل روحانی بهائیان ارومیه

آگاهاله تیزفهم

[امضا]

 

[یادداشت دستنویسی در پائین صفحه]

۱۶۱

۸ فروردین ۶۰

 

بسمه تعالی

بزرگترین ظلم و ستمی که به شما رفته است اینست که در اوج شکوفائی معرفتاله دامن خود را به شرک بیالوده و وجهه الهی ختمی مرتبت را ندیده گرفته به افرادی که با کمال شرمندگی ندای «انی انااله المسجون الفرید» را سر داده بود و به اقدام تسلط دولت امپریالیستی انگلستان بر خاورمیانه دعای خالصانه و آرزوی صمیمانه نمودهاند التجا نمودهاید که مسلماً باعث خسران دنیا و آخرت [ناخوانا] پی آمدهای آن غیر از توبه شما را گریزی نیست. اجتماع ایران بخاطر ریشهکن ساختن [ناخوانا] قسمت [ناخوانا] از آن [ناخوانا] میشد آنگاه [ناخوانا] انجام [ناخوانا]

در مورد مراجعه مامورین کمیته بدون همراهی مامورین شهربانی [ناخوانا] لازم به مسوولین داده شد.

[امضا]

 

[یادداشت دستنویسی در بالای صفحه اول]

برادر طاهری

۲۷ اسفند ۵۹

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]