[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۳۵۹

جناب آقای سید ابوالحسن بنی‌صدر ریاست جمهوری

حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی ایران

آیت‌الله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور

آیت‌الله مهدوی کنی سرپرست وزارت کشور

آیت‌الله قدوسی دادستان کل انقلاب

حکم غیر مستدل و ظالمانه‌ای که از طرف دادسرای انقلاب اسلامی یزد صادر و در صبح دوشنبه ١٧ شهریور ۱۳۵۹ منجر به قتل هفت نفر از بهائیان در این شهر شد نه تنها قلوب بستگان و دوستان و آشنایان این عده را در سراسر ایران غرق رنج و اندوه کرد بلکه بهائیان سراسر جهان را از اقدامات بی‌رویه و احکام دور از عدالت و انصاف بعضی دادگاههای انقلابی به حیرت و تاسف واداشت و نیز بسیاری مردم آزاده را در ایران و دیگر نقاط دنیا نگران ساخت که در این سرزمین، ابتدائی‌ترین حقوق انسانی قربانی تعصب مذهبی و کینه‌توزیهای بی‌دلیل میشود و آراء و احکام مغرضانه هر روز آتش بخرمن هستی جمعی بی‌گناه می‌زند و شرارت معدودی فتنه‌انگیز چهره هستی را لکه‌دار می‌سازد

هر کس از خود می‌پرسد چگونه ممکن است جمعی که بظاهر بر مسند قضا نشسته‌اند و می‌شاید که بعدل و انصاف حکم کنند و رأی دهند بتوانند بقول خودشان باعتبار طوماری که متجاوز از هزاران امضاء دارد یا گزارش مجهول اداره مرکز اسناد ملی انقلاب اسلامی بدون ارائه هیچ مدرک و مستندی محفل بهائیان یزد را یک ارگان جاسوسی بدانند و هفت بهائی را که بعضی در یزد و بعضی در دهات اطراف آن ساکن بوده‌اند محکوم باعدام کرده و حکم را باجرا گذارند و چنین رأی ظالمانه‌ای را "تداوم انقلاب" نام نهند.

"أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِالله"

آیا وقت آن نرسیده که بخود آئیم و بیاندیشیم که چگونه می‌توان چند صد هزار بهائی را که بیش از یک قرن است در شهرها و دهات و اطراف و اکناف ایران ساکن بوده و هستند جاسوس خواند؟ آیا می‌توان بهائیان کشورهای مختلف را چون بزیارت اماکن متبرکه بهائی در ایران آمده‌اند و یا چون امروز از تخریب بعضی از این اماکن یا ستم وارد شده بر بهائیان ایران نگرانند به جاسوسی برای ایران متهم کرد؟ و آیا قابل قبول است که گروههای سیاسی روستائیان هشتاد و پنج ساله دهات اطراف یزد را برای ماموریتهای جاسوسی خود انتخاب کنند؟ بر هر منصف متقی و آگاهی روشن است که این اتهامات یکسره بی‌پایه و واهی و سراسر بهتان و افتر است.

از همان روز که در خطبه نماز جمعه یزد ادعا شد که ضمن دستگیری چند تن از بهائیان یزد هزار و پانصد کیلوگرم مدارک جاسوسی از آنها بدست آمده پیدا بود که آتش فتنه‌ای در حال روشن شدن است و باز قصد کرده‌اند جمعی بی‌گناه را به تیغ خونریز متعصبان بسپارند و الّا در بین انبوه مشکلات ناگهان به گروهی مظلوم که بهیچوجه اقدام بمخالفتی با حکومت نکرده و حتی یک از صد مظالمی را که بر ایشان رفته بر زبان نیآورده‌اند نمی‌تاختند و تهمت ناروا نمی‌زدند و مردم را بر آنها نمی‌شوراندند.

بهائیان در سراسر ایران و بخصوص در یزد و اطراف آن با اینگونه تهاجمات و تحریکات از دیر باز آشنا هستند. بیش از صد سال است که بارها و بارها در یزد به بهائیان هجوم شده جمعی مظلوم را کشته، خانه‌هاشان را سوخته و اموالشان را بغارت برده‌اند. وقتی در سالهای ١٣٠٧ و ١٣٠٨ و ١٣٢١ هجری قمری چندین صد نفر بهائی را در یزد و دهات اطرافش بخاطر اعتقاداتشان شهید کردند چنانکه در اطلاعیه دادسرای انقلاب اسلامی یزد آمده نه تهمت جاسوسی برای "اسرائیل غاصب" بآنها زدند و نه "گزارشات اداره مرکز اسناد ملی انقلاب اسلامی ایران" هم صراحتاً محفل بهائیان یزد را یک "ارگان جاسوسی" دانسته بود، ولی بهائیان را می‌کشتند. آن روزها بهائیان را صریحاً بجرم اعتقاداتشان می‌کشتند و بعنوان افراد "خود فروخته" بسیاستهای خارجی محکوم نمی‌کردند و یا بخاطر اینکه بزیارت اماکن مقدسه‌شان به عکا و شامات که آن ایام جزء خاک عثمانی بود می‌رفتند نمی‌توانستند آنها را عامل صهیونیزم [صهیونیسم] بخوانند ولی امروز وضع فرق کرده است. دیگر نمی‌توان صریحاً گفت که با تفتیش عقاید بهائیان را بجرم اعتقادات روحانی و قلبی‌شان مستحق اعدام می‌دانند. پس باید بهانه‌ای دیگر جست و اگر بهانه بهائی بودن کافی نیست تهمت جاسوسی یا هزار تهمت ناروای دیگر خواهند زد. هدف آزار و ستم بهائی است. تنها بهانه و شکل ظاهرش را تغییر داده‌اند.

آری مظلومان را بی‌پناه و دستشان را کوتاه پنداشته‌اند غافل از آنکه قسم یاد فرموده که از ظلم احدی نگذرد. "سَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ "

در قرون وسطی دانشگاهی در پرتقال هرچند وقت یکبار مردی را زنده زنده می‌سوزاند تا از زلزله جلوگیری شود. حالا اطلاعیه دادسرای انقلاب اسلامی یزد می‌گوید:

"با این عمل انقلابی (کشتن هفت بی‌گناه) جواب مثبت به پیام خون شهیدان داده باشد" راستی بدخواهی و تعصب و جهالت را با چه عناوین و بهانه‌هائی می‌توان توجیه کرد؟

جامعه بهائی در سراسر ایران طی چند روز گذشته شاهد بودند که جمع کثیری از هموطنان عزیز با چه احساسی در برابر این ظلم بدلداری مظلومان و ستمدیدگان و همدردی با آنها پرداختند و بهمین دلیل هیچگاه بهائیان اشتباه و خطای جمعی معدود را بپای اکثریت مردم مهربان این سرزمین نخواهند نوشت و همیشه یقین داشته و دارند که در پی این اتفاقات و ستمگریهای گاه و بیگاه آنچه پایداراست همین وفا و مهربانی و محبتی است که زندگی حیوانی را بحیات آسمانی بدل میسازد و امیدوارند بتدریج این ابرهای تیره کینه و عناد مذهبی و نفاق و دشمنی زائل شود و همه در کنار هم به آرامش و آسایش زیست کنند و هیچ غبار ظلم و دود ستمی آئینه دلها را تیره نسازد و میدانند که چنین روزی فرا خواهد رسید و بجای خار بدخواهی و حسد در دلها گل یکرنگی و صمیمیت خواهد رست و دیگر بدخواهان نخواهند توانست ساده‌دلان را به ستمگری و ستمکاری تشویق و تهیج کنند.

از آن مقام محترم تقاضا میشود ضمن عطف توجه دقیق باین تظلم و دادخواهی مقرر فرمایند گروهی مرکب از نفوس متقی و پرهیزگار باین امر رسیدگی نمایند و از دادسرای انقلاب اسلامی یزد بخواهند که کلیه مدارک ادعا شده در مورد جاسوسی این هفت بی‌گناه را در معرض افکار عمومی قرار دهند تا ضمن تبرئه مقتولین بی‌گناه از اتهامات سخیفه منتسبه وسایلی فراهم آید که بطلان ادعای دادسرا و اغراض معدودی معاند در صدور این رأی ظالمانه بر همگان مکشوف گردد.

هرچند شاید تا کنون برائت جامعه بهائی از انتساب بگروههای سیاسی بر بسیاری از زمامداران روشن شده باشد ولی این نکته‌ایست که بخصوص باید با مساعدت افراد بلندنظر بی‌غرض و حق‌پرست باطلاع یکایک افراد این ملت برسد و وسایلی فراهم شود که هر روز معاند لجوج و حسودی برای تشفی امیال پست خویش بتحریک جمعی بی‌خبر و اذیت و آزار و قتل و کشتار مشتی بی‌گناه نپردازد.

این رجای بستگان و منتسبین مقتولین مظلوم یزد است که حضور شما عرض میشود و یقین دارد در مضامین آن دقت خواهند فرمود و بوسایلی مقتضی از تکرار آنچه بر سر ما آمده در باره گروهی دیگر جلوگیری خواهند کرد.

برای توفیق شما در احقاق حق مظلومین از صمیم قلب دعا می‌کنیم.

 

از طرف خانواده‌های:

۱ – عزیزالله ذبیحیان

[یادداشت دستنویسی] اخوی هوشنگ ذبیحیان

۲ – جلال مستقیم

۳ – فریدون فریدانی

[یادداشت دستنویسی] همسر – همایون فریدانی

۴ – نورالله اخترخاوری

[یادداشت دستنویسی] اخوی عزیزالله اخترخاوری [امضا]

۵ – محمود حسن زاده

[یادداشت دستنویسی] طاهره حسن زاده [امضا روی اسم]

۶ – علی مطهری

[یادداشت دستنویسی] رضوان مطهری [امضا روی اسم]

۷ – عبدالوهاب کاظمی

[یادداشت دستنویسی] صبیه عبدالوهاب کاظمی- نیره کاظمی منشادی [امضا]

 

توسط: صندوق پستی شماره [حذف شده]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخور کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]