[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

حضرت آیه الله پسندیده دامت تائیداته

در این هنگام که جامعه بهائیان ایران در ششدر ظلم و ستم گرفتارند و اریاح عاصفات جور و عدوان حیات فردی و اجتماعی بزرگترین اقلیت مذهبی کشور را آشفته و پریشان نموده است

 

این جامعه مظلوم ستمدیده با اتکال به تائیدات خداوند رحمان و با اطمینان بقدرت فائقه کلمه طیبه الهیه وظیفه خود میداند بار دیگر مزیداً لماسبق حقایق وقایع را باطلاع نفوس محترمه‌ای نظیر آن جناب برساند و ثقل مسئولیت عظیمی را که اولیای امور و رهبران جمهور در حمایت از مظلوم و دفع و رفع جور و ستم بر عهده‌دارند متذکر سازد – باشد که فردا در پیشگاه عدل الهی مظلوم باشیم نه متظلم

 

بهائیان معتقدند بوحدت ذات غیب منیع لایدرک و مقام انبیاء عظام ازجمله حضرت خیرالانام و مرجعیت کتب مقدسه الهیه ازجمله قرآن مجید – به تقوی و تقدیس مأمورند و از تعلقات مادیه و انهماک در مطامع دنیویه بر حذر – از دخالت در امور سیاسی ممنوع‌اند و باطاعت صمیمانه نظام حاکم موظف

 

علی‌رغم این حقایق مسلّمه تاریخ یکصد و سی‌وهفت‌ساله جامعه بهائی در ایران مشحون از ظلم و ستم است کشتارها و قتل عام‌های دوران قاجار و محرومیت و ممنوعیت شدید از حقوق اولیه انسانی که در ادوار بعد آن، مستمراً بر این جامعه بیدفاع تحمیل‌شده است خلاصه تاریخ ما را میسازد در این مسیر جور و ستم چون تعالیم روحانیه و رویه مرضیه اهل بها نمیتوانسته است موجبی برای حملات اهل عدوان باشد انواع افترائات و اتهامات ناروا بر این مردمی که هرگز فرصت و امکان دفاع نداشته‌اند وارد گردیده است و در هر تحول اجتماعی این اتهامات رنگ و عنوانی جدید یافته است چنانچه پس از استقرار جمهوری اسلامی همکاری با رژیم سابق و ارتباط سیاسی با کشوری که مراقد طلعات مقدسه آئین بهائی در آن واقع است در رأس افترائات تکرار شده است حضرت آیه الله هر مو من منصفی بخوبی میداند همانطور که وجود کرورها مسلمانانی که گردانندگان رژیم گذشته در سطوح مختلف بودند دامان شریعت غرّا را آلوده نمیسازد وجود یک یا دو نفر منتسب بآئین بهائی در بین ایشان بدیهتاً نباید بزرگترین اقلیت مذهبی این مملکت را متهم سازد بگذریم از رجال مسلمانی که صراحتاً ایمان اسلامی خود را اعلام نمودند ولی هنوز برای گرمی بازار اتهام بهائی خوانده میشوند – از جهت دیگر شارع مقدس آئین بهائی متجاوز از یکقرن پیش بوسیله دو سلطان جبار ایران و عثمانی به بریه الشام که امروز در جغرافیای سیاسی جهان نام دیگری دارد تبعید شدند و طبیعتاً مرکز اداری آئین بهائی نیز در جوار مرقد مطهر آن ذات مقدس استقرار یافت اما همین واقعیت ساده تاریخی بهانه‌ای بوده است برای عمال ظلم و ستم که طی ۱۸ ماه گذشته کلیه اماکن متبرکه بهائی را در این مملکت تصرف نمودند بیت مکرم حضرت باب در شیراز را تخریب کردند – سرمایه‌ها و موقوفات جامعه بهائی را متصرف شدند – در طهران – شیراز – تبریز و یزد جمعی بهائیان مظلوم را محبوس ساختند متجاوز از یک هزار نفر کارمند صدیق بهائی اعم از کشوری و لشکری را بدون هیچ تقصیر و گناهی اخراج و خانواده‌های ایشان را پریشان کردند و هنوز هم طوفان ظلم و ستم بشدت در جریان است هرروز بر منبری بهائیان بمخالفت با حکومت متهم می‌گردند و بانحاء مختلف عرق عصبیت عوام علیه ایشان تحریک می‌شود – توقیف افراد بیگناه بهائی ادامه دارد و اخراج کارمندان در ادارات توسعه مییابد

حضرت آیه الله ما بهائیان در برابر این مظالم باثبات و استقامت و اتکال به خداوند رحمان ایستاده‌ایم تا با جان و هستی خود بر طهارت ذیل آئین بهائی از کلیه اتهامات ناروا شهادت دهیم ولکن معتقدیم رجالی که زمام امور جمهور را در دست دارند در پیشگاه عدل الهی مسئول‌اند لهذا این نامه بحضور آن جناب تسلیم میشود باشد که بدیده انصاف بر آن نظر فرمایند و بآنچه مقتضای عدالت و ایمان است حکم نمایند

با تقدیم احترامات فائقه

از طرف جامعه بهائیان ایران

دکتر حسین نجی

منوهر قائم‌مقامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]