[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

نامه‌ای از شهید مجید جناب شبرخ روحیفداء

عمه جان و آقای نامی و فاطمه عزیز الله ابهی امیدوارم که حال همگی شماها خوب باشد و کسالت آقای نامی بهتر شده باشد از الهه هر وقت ملاقات می‌آید جویای احوال شماها هستم و می‌گوید که تلفنی با شما تماس گرفته است منهم در اینجا به‌اتفاق آقای حکیمان و سینا و بهزاد وکیلی هستیم و به شما تکبیر می‌رسانند و تماماً علاقمند هستند که شما از آن خوابهای خوب برای ما بنویسید. از قول من به کلیه احبا و دوستان شیراز تکبیر مخصوص ابلاغ فرمائید عمه جان پس از ۳۲ ماه بلاتکلیفی، دو ماه قبل دوازدهم آبان دادگاه رفتم ولی تا به امروز هنوز حکم دادگاه ابلاغ نشده است. دادگاه حدود چهار ساعت طول کشید و در مورد مسائل اعتقادی جامعه بهائی و دستورات و تعالیم دیانت بهائی مذاکره شد و گفته شد که افراد جامعه حق هیچ‌گونه مداخله در امور سیاسیه را نداشته و تابع و مطیع حکومت بوده و به حقانیت دیانت اسلام مقر و معترف هستند. در مورد کیفرخواست تنظیمی از اوین سئوال نموده و نحوه بازجوئی در اوین گفته شد که کیفرخواست اوین مورد تائید نمی‌باشد و در اوین سخت‌ترین شرایط با ضرب و جرح و شتم و شکنجه‌های قرون وسطائی مطالب واهی و بی‌اساس را به متهمان بهائی دیکته می‌کنند و می‌خواهند بدون کوچکترین تغییری نوشته شود و در صورت عدم اجرای خواسته آنها باز مورد شکنجه قرار میگیرند و به ابزار و ادوات شکنجه بسته میشوند و حتی حاکم شرع متوجه شد که کیفرخواست تنظیمی اوین مورد تائید من نیست لذا کیفرخواست را در اختیار من گذاشت و تمام موارد آنرا با توجه به اعتقاد به موازین دیانت بهائی جواب دادم سپس در مورد اتهام خودم سؤال کردم پرسیدم که با توجه به اینکه تمام اموال من را دادستانی زاهدان ضبط کرده و حتی خانه مسکونی‌ام را با تمام وسایل گرفته و زن و بچه‌هایم را سرگردان و آواره کردند و با توجه به اینکه مدت چهل سال است در این منطقه زندگی می‌کنم ولی حاضر نشدم غیرقانونی از مرز خارج شوم و در تمام طول زندگی همیشه سعی کردم که به همشهریان و مملکتم خدمت کنم بنابراین جرم و خلاف من چیست. حاکم شرع جواب داد خلاف تو بهائی بودن هست. گفتم پس چرا چندصدهزار افراد بهائی دیگر را نمی‌گیرند گفتند که باید بگیرند گفتم پس چرا میگویند بهائی بودن خلاف نیست. گفت بی‌خود میگویند بهائی بودن خلاف هست شماها نجس هستید فرزندان خود را بهائی می‌کنید با همسایگان صحبت می‌کنید و آنها را تحت تأثیر افکار خود قرار می‌دهید و بهائی می‌کنید. افراد مسلمان با شما داد و ستد می‌کنند و این از نظر شرعی صحیح نیست گفتم با توجه به اینکه ما خداوند را قبول داریم و به حقانیت اسلام معترفیم میگویند ما از نظر فکری مورد تائید نیستیم و از نظر جسمی نجس نمی‌باشیم حاکم شرع گفتند که شما از نظر جسمی نجس هستید توضیح المسائل را بخوانید. در پایان دادگاه سئوال کرد آیا حاضر هستید دست از فرقه ضاله بهائی که ساخته انگلیس هست دست برداشته و مسلمان شیعه اثنی عشری بشوی. گفتم من همانطور که کراراً عرض کردم ایمان به خداوند متعال دارم به حقانیت دیانت اسلام معترفم رسالت الهی حضرت محمد (ص) را قبول دارم و قرآن مجید را کتابی آسمانی و از طرف خداوند می‌شناسم و به ائمه اطهار احترام می‌گذارم و قبول دارم و همچنین دیانت بهائی را الهی میدانم و تعالیم و دستورات آنرا نیز الهی میدانم و از رد و انکار آن نیز معذورم حاکم شرع گفت اعدامت می‌کنیم جواب دادم طبق موازین دیانتی خودمان دست قاتل را می‌بوسم و بازماندگانمان به شما گل و شیرینی تقدیم می‌کنند و ضمناً به حاکم شرع گفتم که در دل کوچک‌ترین کینه و عداوتی نسبت به شما ندارم بلکه کمال صمیمیت و محبت را احساس می‌کنم. در هر حال تا به امروز حکمی ابلاغ نشده ولی هرچه باشد راضی به رضای الهی هستیم مجدداً سفارش می‌کنم که از قول من به کلیه عزیزان الهی فرداً فرد تکبیر مخصوص ابلاغ فرمائید. همیشه به یاد شما عزیزان هستم آقای حکیمان و سینا و بهزاد تکبیر می‌رسانند.

قربان همگی شماها

فدرس شبرخ

۲۹ دی ۶۴

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]