[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۱۲ مهر ۶۶

بنام یکتا خداوند قادر متعال

محضر والا مقام ریاست دیوان عالی کشور جناب آیت‌الله موسوی اردبیلی دامت توفیقاته محترماً بعرض میرساند: اینجانب ضیاء الله متعارفی ساکن بابلسر می‌باشم در سال گذشته از اداره مخابرات بابلسر دعوتنامه ای را به شماره ۸۶۱۷ - ۹ دی ۶۵ دریافت نمودم که به منظور برقراری ارتباط فیش شماره ۲۴۵۷۴۲ – ۱۱ فروردین ۵۹ به امور مشترکین اداره مخابرات مراجعه نمایم.

پس از مراجعۀ اینجانب به اداره مذکور بموجب نامه های شماره ۱۰۱۶۷ و ۱۰۱۶۶ و ۱۰۱۶۵ – ۱ بهمن ۶۵ در بانک ملّی مبلغ ۱۳۴۷۵۰ ریال طبق فیش‌های شماره ۳۴۲۰۷۶ – ۳۴۲۰۷۵ - ۳۴۲۰۷۴ و ۳۴۲۰۷۷ واریز نموده و رسید دریافت داشتم. پس از سیم‌کشی و واگذار نمودن تلفن شماره ۳۳۲۵۹ و ثبت این شماره در سند مالکیت منزل وقتی‌که برای اخذ گوشی تلفن مراجعه نمودم مسئول محترم که گویا از کارمندان بود مرا بیرون اطاق احضار نموده و پرسید: آیا شما بهائی هستید؟ جواب دادم بلی. ایشان فرمودند طبق دستور از مقامات بالا از دادن تلفن به شما و امثال شما معذوریم. پس از آنکه با ریاست محترم مخابرات بابلسر موضوع فوق مطرح شد فرمودند: نامه‌ای به اداره مخابرات بابلسر بنویسید و ما در جواب آن نامه علّت عدم واگذاری تلفن را به شما خواهیم نوشت همانطور که ملاحظه میفرمائید در اسرع وقت در همان روز به تاریخ ۲ بهمن ۶۵ نامه‌ای را که رونوشت آن نامه است به پیوست عرایضم تقدیم می‌شود به اداره مخابرات مرقوم داشتم روزها و هفته‌ها گذشت بارها حضوراً مراجعه کردم جوابی داده نشد خلاصه بعد از چند ماه مجدداً نامه‌ای به تاریخ ۵ مرداد ۶۶ که رونوشت آن هم ضمیمه است. پیرو نامه قبلی تقدیم اداره مخابرات بابلسر گردید؛ که آنهم ابداً رسیدگی نشده و جوابی دریافت نکردم. برای حل مشکلم به دفتر حقوقی مخابرات مرکز رفتم و از ایشان استمداد طلبیدم فرمودند: این قانون فقط در استان مازندران اجرا می‌شود و از دست ما کاری بر نمی آید. حال جناب ریاست محترم دیوان عالی کشور از شما کمک می‌طلبم آیا ما بهائیان حق استفاده از تلفن که چون برق و آب وکوپن خواربار از ضروریات زندگی است را نداریم. آیا قانون اساسی کشور عزیز ما حقّ ملیت ما را هم نادیده می‌شمارد؟ و آیا استغفرالله استان مازندران دارای قانون اساسی دیگری غیر از قانون اساسی کشور ما می‌باشد؟ چگونه است که در کلیّه استانهای ایران به همۀ افراد یکسان تلفن تعلق گرفت و مسئله دیانت مطرح نشد ولی در این استان به تفتیش عقاید > می پردارند. در هر حال از محضر معظّم جنابعالی استدعا دارم اگر چنین قانونی هست که بنده و امثال بنده بدیدۀ منّت داریم و از جان و دل از قانون جمهوری اسلامی ایران اطاعت می‌کنیم ولی اگر چنین قانونی به تصویب نرسیده لااقل دستور بفرمائید که جلوی غرض‌ورزی اشخاص گرفته شود و هر طوری که قانون مجاز می‌داند تلفن متعلق به اینجانب را وصل و به بنده واگذار نمایند. قبلاً از بذل توجّه جنابعالی سپاسگزارم.

ضیاء الله متعارفی

[امضا]

 

[یادداشت دست نویسی در پائین صفحه آخر]

بسمه تعالی

جای بسی تعجب است که هنوز افرادی پیدا می‌شوند که بهائیت این مسلک ساخته شده توسط استعمار را دین می‌پندارند و حاضر نمیشوند که قدری در اصل ماجرا و چگونگی بوجود آمدن این مسلک و هدف و اندیشه بنیانگذاران آن بیاندیشند و خود را جزء اقلیت‌های مذهبی؟!! می‌پندارند علی ایحال خواسته متقاضی جهت ملاحظه و بررسی و ارشاد وی به مخابرات بابلسر ارسال می‌شود.

۱۰ آذر ماه ۶۶

[امضا]

[مهر دیوانعالی کشور امور مکاتبات در پائین صفحه]

 

[مهر با نوشته‌های زیر داخل آن در بالای صفحه اول]

ورود به دفتر دیوانعالی کشور

۵ آبان ۱۳۶۶

شماره ۷۱۱۳۳

[یادداشت دستنویسی در بالای صفحه اول]

۱ /۶۴۸-۴۴

۸ دسامبر ۸۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]