[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

حضور محترم سازمان گزینش دانشجو در ارتباط با دانشجویان تعلیقی ۱۱ دیماه ۶۷

با عرض سلام:

اینجانب بیژن میرزائی دانشجوی رشته جغرافیا دانشگاه اصفهان بوده‌ام که تعلیق شده‌ام و علت آن همانگونه که در حکم تعلیق ذکر گردیده بود انتساب بجامعۀ بهائی ذکر شده بود. اینجانب در اعتراضی که بدانشگاه نوشتم و متذکر شدم که در قانون اساسی هیچ‌گونه منعی برای ادامۀ تحصیل بهائیان وجود ندارد. با اینحال جوابی برایم ارسال کردند که حق هیچگونه اعتراضی ندارم وحرف همان جواب و چون خودت اعتراف به عضویت در جامعه بهائیان نموده‌ای پس حق هیچگونه اعتراضی نداری. بهر‌حال جوابی که در آن تاریخ یعنی ۲ دیماه ۶۷ حوزه معاونت برایم رسیده این است که سه بار در روزنامه‌های کثیرالانتشار توبه کنم و از گناه نا‌کرده عذر خواسته تا دو باره بتوانم به تحصیل ادامه دهم. طبق اصل چهاردهم قانون اساسی دولت موظف است با افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نماید و حقوق انسانی آنان را رعایت کند و طبق اصل نوزدهم فصل سوم مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان سبب امتیاز نخواهد بود باز طبق اصل بیست و سوم قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان بصرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موأخذه قرار داد و ذکر می‌کنم این حکم بموجب آیۀ شریفه لا اکراه فی الدین میباشد و طبق اصل سی‌ام دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دورۀ متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خود‌کفائی کشور بطور رایگان گسترش دهد و اصل سی و هفتم متذکر می‌شود: اصل برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. در هیچ جای قانون ذکر نشده که بهائیت مخالف قانون و بهائیان قانون‌شکن میباشند حال با مطالب بالا باز متوجه نشده‌ام که علت تعلیق آیا طبق قانون بوده و من خلافی کرده‌ام یا از نظر شرعی بوده که چون مسلمان نیستم حق تحصیل در دانشگاه را ندارم بهر حال یک تذکر کوچک را کافی میدانم و تعبیر را بشما واگذار می‌نمایم، اولاً بهائیان قائل بوجود خدا هستند و همۀ انبیاء را قبول دارند. حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد مورد تصدیق بهائیان هستند، اسلحه بدست نمی‌گیرند و به مبارزه مسلحانه با هیچ دولتی اقدام نمی‌کنند. اصولاً در سیاست دخالتی ندارند، در هر کشوری که ساکن باشند تابع مقررات و قوانین آن کشور هستند از همه مهمتر عقیده خود را بدون پرده‌پوشی و یا بقولی تقیه ابراز میدارند اگر اینها جرم بنده است که هیچ و اگر نیست پس لطف کرده و جرم بنده را ذکر نمائید. ما می‌خواهیم جهان در زیر عَلَم صلح برود برادرکشی از بین برود و دنیا یک خانه و همه افراد آن خانواده شوند بهر تقدیر فکر میکنم حقوق بشری که همه جا بحث از آن است و جمهوری اسلامی مدافع و مبارز در راه همه مستضعفین است آیا فکر نمی‌کنید در مورد این جامعه حقوق بشر نادیده گرفته شده گروههای چپ و یا راست برای رسیدن به همه مقاصدشان بقول معروف بهر حیلهَ‌ای متوسل و هر وسیله‌ای را برای رسیدن بهدف مجاز می‌دانند و اگر در تنگنا قرار بگیرند منکر عقیدۀ واقعی خود می‌شوند اما بهائیان در همه جا و بدون هیچ عذری عقیده خود را ابراز داشته و از نیرنگ و فریب و دوروئی عاری بوده و هستند. بهر صورت شما عنوان نموده‌اید که اگر در روزنامه‌های کثیرالانتشار ذکر نکنم که توبه کرده طبق ضوابط با بنده برخورد خواهد شد که فکر میکنم نظر آن شورا اخراج از دانشگاه میباشد. لطف کرده و اگر جرائم بنده که اعتقاد بخداوند متعال و همچنین معتقد بودن بهمۀ انبیاء و اوصیاء و همه کتب آسمانی که مورد تصدیق اسلام است می‌باشد و بنده باید آنها را کتمان نمایم بنویسید تا بدانم و الا فکر نمی‌کنم اعتقاد به مطالب و عناوین بالا خلاف حکم خدا باشد و اگر مسئله اسم است یعنی فقط بگویم مسلمانم و در دل هر کار که میخواهم بکنم باید بگویم متأسفم. البته نه از این نظر که خدای نکرده شکی در درست بودن اسلام و یا بقیه ادیان دارم بلکه از این نظر که انسان هر عقیده‌ای دارد باید آنقدر شجاعت داشته باشد که ابراز نماید شما در بین تمام گروههای غیر‌اسلامی ملتی وفادار‌تر به حکومت و صلح دوست‌تر از بهائیان پیدا نکرده و نخواهید کرد تعلیق بنده از درس خواندن نه طبق قانون بوده و نه طبق ضوابط انسانی و جهانی لطف کرده و جواب بنده را در صورت امکان بنویسید که ضوابط مذکور در نامه شما چه خواهد بود و علت اخراج بنده واقعاً چیست؟

قبلاً متشکرم

بیژن میرزائی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]