[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

شورای محترم انقلاب جمهوری اسلامی ایران،

محترماً معروض میگردد، آن شورایعالی وقوف کامل دارند انقلاباتیکه به تقدیر حی قدیر در عالم وجود حادث میگردد آنچه جنبه مادی دارد کافل سعادت بشری نمیتواند باشد زیرا مقدمین بانقلابات مادیه برای وصول باهداف دنیوی خود محرک آن میباشند و این قبیل انقلابات هرچند بظاهر توفیقی حاصل نماید ولی عاقبت آن خسران مبین میباشد و علت غائی حدوث چنین انقلابات مظلمه هالکه آنست که بشر متوجه شمس حقیقت گردد "تعرف الاشیاء باضدادها".

انقلابات مادیه هرچند بظاهر تسلط و قدرت مدید یابد ولی نتیجه آن جز دمار و سیه‌روزی و محرومیت از مواهب آسمانی نیست و مسلماً این قبیل انقلابات مادیه محکوم بزوال خواهد بود. ولی اعظم واقعه در تاریخ بشر بعثت انبیای الهی یعنی شموس حقیقت است که در ازمنه مختلفه برای هدایت من علیالارض باراده ذات غیب منیع لایدرک مبعوث گردیده‌اند و مقصود حق جل‌جلاله از بعث انبیاء استقرار و وحدانیت الهیه و تخلق بشر بآداب رحمانی میباشد، بنحوی که آدمیان در نهایت محبت با یکدیگر سلوک نمایند.

مسلم است که محتوای احکام الهی که در کتب آسمانی از سماء مشیت الهی نازل گردیده اوامر و دستورات آسمانی است که بشر را بصراط مستقیم الهی با توجه بمقتضیات زمان دعوت میفرماید تا با اجرای احکام آسمانی مردمان براستی و دانائی تربیت شوند و سبب راحت خود و بندگان گردند. بدیهی است اگر بشر از اجرای حدود و اوامر محکمه آسمانی سر باز زند نتیجه آن زیان دنیا و آخرت است "من اعرض عن ذکری فان له معیشته ضنکا".

بتقدیر خداوند متعال نهضت جمهوری اسلامی ایران که مقصد اعلی و غائی آن استقرار مدنیت الهیه است برقرار گردیده از وظائف حتمیه حکومت جمهوری اسلامی ایران اجرای قسط اسلامی بمنظور حفظ حقوق اتباع کشور بدون اعمال تبعیض میباشد. یعنی باید مجری مدلول آیات محکمات قرآنیه گردد تا بتواند سبب تالیف قلوب بشر شود انحراف از این اصل معنوی و توجه به جنبه‌های مادی انقلاب بطور حتم سبب وارد شدن لطماتی باین انقلاب مذهبی خواهد گردید.

ادیان الهی امر به معروف و نهی کننده از منکر میباشند و اگر تهاجمات مادی در یک نهضت معنوی امتداد یابد اصولاً افراد از توجه بحق متعال محروم خواهند گردید زیرا تا آرامش روح حاصل نشود حصول آرامش جسم غیرممکن است. آنچه مسلم میباشد در یک جامعه ادیان و مذاهب مختلفه موجودند و تعرض به عقاید قلبی مردمان را حق جل جلاله در سفر کریم تجویز نفرموده زیرا علاوه بر آنکه اساس این عدم تجویز بر قسط اسلامی استوار است اصولاً تعرض بعقاید معنوی افراد سبب انصراف آنان از عقیده قلبی نخواهد گردید و این امر در تاریخ بشر به ثبوت رسیده است. حق جل جلاله در آیه ١٠٧ در سوره یونس میفرماید "قل یا ایهاالناس قد جائکمالحق من ربکم فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه و من ضل فانما یضل علیها و ما انا علیکم بوکیل". با این امر محکم الهی چگونه مسلمان متعهد میتواند تعرض به عقاید معنوی افراد بنماید و بر خلاف این حکم مبرم عمل کند.

در بدو انقلاب جمهوری اسلامی ایران رهبر عالیقدر انقلاب و سایر آیات عظام بوسیله رسانه‌های گروهی اعلام فرمودند که حقوق اقلیتهای مذهبی و حتی اقلیتهائیکه برسمیت شناخته نشده‌اند در این نهضت اسلامی بحکم آیات محکمات "لا اکراه فیالدین" و "لکم دینکم ولی دین" از هر گونه تعرض مصون است و در جمیع شئون زندگی همانند سایر افراد کشور متساویالحقوق خواهند بود. ولی معلوم نگردید چگونه بعد از استقرار انقلاب جمهوری اسلامی افرادی متعصب و مغرض که خود را مسلمان متعهد میدانند مدلول این آیات محکمات الهیه را که اجرای آن از فرائض حتمیه هر مسلمان راستین است نادیده انگاشته و بوسائل ممکنه از قتل و غارت و اذیت و آزار و حرق منازل و تخریب اماکن و تصرف اموال و املاک اقلیت بهائی که بزرگترین و تنها اقلیت مذهبی کشور ایران که معتقد بر حقانیت حضرت محمد مصطفی (ص) خاتم النبین و ائمه اطهار که اوصیاء بر حق آن حضرتند میباشند خودداری ننموده‌اند و این مظالم هر روز شدیدتر میگردد تا آنجا که بهائیان را از حقوق اجتماعی و مدنی محروم و آنانرا از دوائر دولتی اخراج و از دریافت حقوق بازنشستگی که حق هر مستخدم دولت است محروم نموده‌اند و حتی قبرستان بهائیان در طهران و سایر شهرستانها را که مدت ٧٠ سال است اموات بهائیان در آن دفن میشوند تصرف و از دفن اموات جلوگیری و در طهران آمبولانس حمل جنازه را بنیاد مستضعفین تصرف و مطالبه بها و اجاره بهای اراضی قبرستان را که شرعاً قابل تملک نیست به عنوان اینکه املاک شرکت امناء که املاک جامعه بهائی است مصادره شده مینماید و قوه مجریه دولت جمهوری اسلامی ایران این اقدامات خلاف شرع انور و قانون را عملاً تایید و بهائیان را بعلت تدین بدیانت بهائی از جمیع حقوق اجتماعی محروم ساخته‌اند.

از آن شورای عالی که مجری اوامر و احکام قرآن کریم و حافظ قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی میباشند استدعا داریم که بحکم آیات محکمات قرآنیه که فوقاً زیارت گردید و بحکم آیات شریفه "یا ایهاالذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لایجر منکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقواالله انالله خبیر بماتعملون" و "انا ارسلناک رحمته للعالمین" و بمنظور حفظ شئون بینالمللی حکومت جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور اوامر موکده بر رفع مظالم وارده به بهائیان مظلوم که جز رضای الهی و دوستی نوع بشر و استقرار اصول انسانی و الهی مقصدی ندارند و از اتباع سلیم کشور جمهوری اسلامی میباشند صادر فرمایند و مسلم است یک کشور اسلامی باید باصول الهی پایبند بوده و مجری قانون اساسی خصوصاً اصول ۱۴ و ١٩ و ٢٠ و ٢٣ باشد تا گروههای مغرض بمنظور اعمال اغراض شخصیه نتوانند از اجرای اوامر الهیه و حتی اجرای قوانین کشوری و قانون حقوق بشر و میثاق بینالملل سر باز زنند ادامه این روشهای غیرمرضیه مغایر موازین قسط اسلامی و الهی و قانونی و سبب توفیق مخالفین در اجرای مقاصد سیئه خفیه خواهد گردید.

یکی از موارد تعرض بی‌اساس به بهائیان اعمال افرادی معدود بوده است که در رژیم سابق آنان را منتسب بجامعه بهائی می‌شناختند این نوع تعرضات بحکم آیه شریفه "لا تزرو ازره و زر اخری" مفهوم قانونی و وجهه شرعی ندارد زیرا حسب احکام آئین بهائی، بهائی باالمره از مداخله در امور سیاسیه ممنوع و باید خود را باعمال حسنه بیاراید و حتی از اقدام به امور مکروهه هم اجتناب ورزد.

مسلم است هر فردی که خلاف احکام الهی و انسانی رفتار کند هر اسمی بر خود بگذارد اسمی بی‌مسمی است و لذا این تعرض غیرمعقول نمیتواند علت سلب حقوق اجتماعی از بهائیان گردد و اگر بتاریخ شریعت مقدسه اسلام توجه شود ملاحظه خواهند فرمود در صدر اسلام افرادی از قضاة شرع و اولوالامر که بر مسند قضای اسلامی و قدرت جالس بودند در هائله ما سوفه کربلا حکم بر قتل سید اصفیاء و امام بر حق حضرت حسین بن علی علیه آلاف التحیه والثناء که اعظم سردار جند الهی بود صادر کردند آیا بر چنین نفوس که مسلماً از دشمنان شریعت حضرت خیرالانام محسوبند میتوان نام مسلمان نهاد؟ لا والله.

حق جل جلاله در قرآن مجید میفرماید "لا تحسبنالله غافلاً عما یعمل الظالمون انما یوخرهم لیوم تشخص فیهالابصار".

امید است این عرایض که کلاً مستند به اوامر الهیه و متکی باصول مذکوره قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی ایران است مورد قبول و توجه قرار گیرد و اوامر موکده بر رفع مظالم از بهائیان حسب موازین الهی و انسانی و قسط اسلامی صادر و سبب رجای قلوب گردند.

با تقدیم احترامات فائقه

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]