[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۸ مرداد ۱۳۲۳

 

حضرت آقای ساعد

حسب‌الامر با آقای دکتر فاطمی ملاقات و راجع به موضوع مورد علاقه مذاکرات مفصل نمودم. ایشان ابتدا اظهار میداشتند که متحدالمال صادره از مقام نخست‌وزیری جنبهٴ عمومی و کلّی داشته و در آن ذکری از بهائیان نشده است متأسفانه یا خوشبختانه سواد متحدالمال نزد بنده حاضر بود و قرائت شد، بطوریکه خاطر مبارک مستحضر گردیده، متحدالمال باین عبارت شروع میشود: «در بین مبلغین بهائی و سردسته‌های آنها غالباً از مأمورین و مستخدمین دولت وجود دارد که عملیات و مداخلهٴ آنان در شهرستانها موجب پیش‌آمدهای سوء میگردد ...»

تصدیق میفرمایید که هر شخص باسوادی از این عبارت صریح و بدون ایهام و قسمت ثانی متحدالمال چنین نتیجه میگیرد که گویا بهائیان در ولایات در امور اداری اعمال نظریات سیاسی نموده و بر علیه مذهب رسمی مملکت و حکومت ملی تبلیغات مینمایند لذا باید بموجب مقررات مادهٴ ۸ قانون استخدام کشوری از خدمت منفصل شوند و رؤسای بعضی ادارات علی‌الخصوص در ولایات که نسبت به بهائیان کینه و عداوت دارند، باستناد این دستور و بدون رسیدگی و تحقیق جمعی را صرف بعنوان بهائی بودن، از دوایر دولتی اخراج مینمایند چنانکه در ظرف همین هفته عده بهائی (از وزارت فرهنگ، بهداری و سایر ادارات) از خدمت منفصل شده‌اند.

حضرت آقای ساعد نمیخواهم اوقات گرا‌بهایتان را به بیان مطالبی که با آقای دکتر فاطمی مورد مذاکره واقع گردید تضییع نمایم ولی از ذکر این نکته که بعقیدهٴ بنده خالی از اهمیت نیست، ناگزیرم. در جواب تظلم و دادخواهی که بهائیان از مقامات رسمی دولتی مینمایند، به آنها گفته می‌شود که اهالی شهرستان‌ها نیز از عملیات شماها، یعنی تبلیغات بر ضد مذهب مقدّس اسلام شکایات زیادی می‌نمایند و ما ناچاریم به این شکایات ترتیب اثر بدهیم. ما بهائیان می‌گوییم اولاً تبلیغات بر ضد مذهب اسلام از طرف بهائیان کذب محض و تهمت و افترا است، زیرا از جمیع ادیان موجوده در عالم تنها دیانتی که به حقّانیّت حضرت رسول اکرم و دوازده امام مقرّ و معترف است و نسبت به شعایر اسلامی نهایت تجلیل و احترام را رعایت می‌نماید (بر خلاف پیروان دیانت حضرت مسیح و حضرت موسیٰ) دیانت بهائی است. ثانیاً این شکایاتی که از شهرستان‌ها می‌رسد، نظیر شکایاتی است که علمای دین در دورهٴ سلطنت قاجاریّه نموده و دولت را واداشتند به جمیع قوا و وسایل موجوده به ایذا و اذیّت بهائیان قیام نماید و در نتیجهٴ این شکایات آخوندها بود که جناب طاهره قرةالعین، یگانه علم‌دار آزادی و مساوات نسوان را تقریباً صد سال پیش در همین طهران مأمورین دولت به طرز فجیعی به شهادت رساندند و در اثر فریاد وادینا و وامذهبای علما بود که متجاوز از بیست هزار نفر پیروان دیانت بهائی را که میهن‌پرست‌ترین اتباع و صالح‌ترین عناصر کشور ایران بوده و می‌باشند، به انواع و اقسام شکنجه و آزار معذّب نموده و خون آن بیچارگان را ریختند. ولی یک قرن گذشت و تاریخ تمدّن دنیا با کمال بی‌طرفی و از روی اسناد و مدارک غیر قابل تردید و انکار چنین قضاوت نمود که بهائیان خیرخواه دولت و ملّتند و شاکیان، علمای سوء و مسبّبین بدبختی ایران و مانع ترقّی و تعالی ایرانیان.

حضرت آقای ساعد، موقع بسیار باریک است و اگر حضرت مستطاب عالی در این دقیقهٴ تاریخی برای حفظ جان ومال بهائیان اقدامی را که درخور شأن و مقام ارجمند آن حضرت و شایسته صفات حمیده و برجستهٴ جناب‌عالی می‌باشد، مبذول دارید، نام آن حضرت در تاریخ به نیکی ثبت شده و بهترین یادگاری را از خود در جامعهٴ بهائی که امروزه در متجاوز از شصت اقلیم دارای تشکیلات معظّم و منظّم می‌باشد، باقی خواهید گذاشت و هرگاه به واسطهٴ مشاغل زیاد و عدم فرصت و وقت، موضوع را به مأمورین زیردست یا یکی از وزارت‌خانه‌ها محوّل بفرمایید و آنها نیز دستورهایی مانند متّحدالمآل فوق صادر نمایند که قسمت اوّل آن بهائیان را متّهم ساخته و قسمت دوّم آن مجازات آنها را معیّن کرده است، ضوضایی در ایران بلند خواهد شد که سابقه نداشته باشد؛ زیرا زمینهٴ اغتشاش و تحریکات کاملاً فراهم و مفسدین و مغرضین به واسطهٴ عواملی که ذکر آن از وظیفهٴ بنده خارج است با نهایت جسارت آماده و مهیّا و منتظر بهانه هستند که آتش روشن نمایند. مختصر شراره، حریقی برپا خواهد نمود که خاموش کردن آن دیگر میسّر نباشد.

حضرت آقای ساعد، ارادت و اخلاص دیرینهٴ چاکر نسبت به آن حضرت و لطف و مرحمت دائمی آن جناب دربارۀ ارادتمند به چاکر اجازه داد که به عرض مطالب فوق جسارت ورزم و سبب تصدیع خاطر مبارکتان بشوم و امید وطید دارم که این مزاحمت را به نظر عفو و اغماض ملاحظه فرموده، معذورم خواهید داشت. در خاتمه به عرض می‌رساند که چون بنده یقین داشتم که وجدان پاک حضرت مستطاب عالی از تفسیر سوئی که مأمورین در محل از مندرجات متّحدالمآل صادره خواهند نمود، منزّه و مبرّا بوده، چاکر به خود اجازه دادم طرح

 

[حاشیهٴ ۱:] آقای دکتر نخعی، دقیقاً مطالعه شد. بهتر به نظر می‌آید دستور ذیل به وزارت کشور صادر شود: ضمن بخش‌نامهٴ شمارۀ ـــــ مورّخ ـــــ تعیین شده بود نسبت به مأمورین و مستخدمین وزارت‌خانه‌ها که بر ضدّ مذهب رسمی مملکت و یا علیه حکومت ملّی تبلیغات می‌نمایند، اقدامات لازم به عمل آورده و در صورت تخلّف طبق مقرّرات قانون عمل نمایند. ولی به موجب اطّلاعاتی که می‌رسد در بعضی ادارات برخی از مستخدمین را صرف به عنوان بهائی بودن و بدون این‌که ثابت بشود که آنها مادّهٴ ۸ قانون استخدام کشوری را نقض کرده‌اند، از خدمت منفصل نموده‌اند. اینک اکیداً خاطر نشان می‌گردد که تنها عقیدهٴ مذهبی نمی‌تواند موجب انفصال مستخدمین گردد و مادام [که] بهائیان مقرّرات مادّهٴ ۸ قانون استخدام را رعایت می‌نمایند، به هیچ‌وجه نباید متعرّض آنها گردید. ضمناً برای جلوگیری از افراط و تفریط در اجرای بخش‌نامه مقتضی است دستور اکید فوری صادر نمایید که هر موقع بخواهند مأمور یا مستخدم دولت را به اتّهام نقض مقرّرات مادّهٴ ۸ قانون استخدام از خدمت منفصل نمایند، قبلاً مراتب را با مدارک به دفتر نخست وزیری گزارش داده، کسب تکلیف نمایند. ۱۵/۵/۲۳.

[حاشیهٴ ۲:] پیشینه. ۲۵/۵/۲۳.

[حاشیهٴ ۳:] اقدام شده، بایگانی شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]