[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

حجةالاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی ایران

جامعه بهائیان ایران که بخشی از مردم این سرزمین را تشکیل می‌دهند و طبیعتةً میباید از حقوق حقّه خود برخوردار گردند متأسفانه مورد بیمهری‌ها و تبعیض‌های گوناگون قرار گرفتهاند از اینرو لازم دانستهاند تا نظر وکلای محترم مجلس شورای اسلامی را، که قاعدتاً باید نگهبان عدل و قسط اسلامی و حافظ حقوق مردم این سرزمین باشند، به برخی وقایع و حقایق معطوف دارند.

رژیم جمهوری اسلامی همواره از حقوق اقلیت‌ها در ایران سخن می‌گفت، و از بیعدالتی‌ها ابراز انزجار مینمود، و به همه نوید آزادی و عدالت میداد تا در ظل "عدل اسلامی" اقلیتهای مذهبی و قومی که محرومیتها کشیده بودند به حقوق خود دست یابند. جامعه بهائیان که بزرگترین اقلیت مذهبی را در ایران تشکیل میداد و تعداد پیروانش از مجموع کل پیروان سایر اقلیتهای مذهبی بیشتر بود بر آن امید داشت که پس از سالیان دراز به حقوق حقّه خود دست یابد و در قانون اساسی ایران جامعه بهائیان بعنوان یک اقلیت مذهبی از حقوق حقّه مذهبی و مدنی خود برخوردار گردد و "عدل اسلامی" مفهوم واقعی و عدالت را به جهانیان نشان دهد و قول‌ها با عمل همراه باشد. در حالیکه هنوز از رسانههای گروهی ایران از عدالت، مساوات و آزادی سخنها بگوش میرسد ولی متأسفانه به رأیالعین مشاهده میشود که حقوق حقه و طبیعی یک جامعه بیش از نیم میلیون نفری علناً پایمال می‌گردد.

پس از انقلاب بهائیان ایران رسماً و کتباً به مقامات مسئوول اعلان داشتند که طبق وظیفه وجدانی و عقیده مذهبی در امور سیاسی مداخله‌ای نداشته و نخواهند داشت و مأمور به اطاعت از نظم و قانون هستند. آیا در عمل تا‌کنون طغیان یا عصیانی از آنان مشاهده شده است که بتواند در نظر اولیای امور ستمهائی را که بر آنان رفته و می‌رود توجیه نماید؟: هزاران تن از بهائیان که سالیان دراز در دستگاههای ادارات مختلف با صداقت انجام وظیفه کردهاند و جوانی و عمر خود را مایه گذاشته‌اند بدون هیچ جرم و علّتی بصرف بهائی بودن اخراج شده‌اند و در نتیجه رزق یومیه هزاران خانواده قطع گردیده است - با آنکه طبق قانون اساسی رژیم اسلامی جز خدا کسی حاکم بر وجدان انسانها نیست ولی تعرض به عقاید وجدانی حتی اطفال و نوجوانان را مستثنی نکرده است چنانکه از ثبت نام دانشآموزان بهائی در مدارس خودداری می‌شود. دانشجویان بهائی جزو نفوسی قلمداد شده‌اند که باید از ثبت نام آنان در دانشگاهها جلوگیری بعمل آید - از ارسال ارز برای دانشجویان بهائی در کشورهای خارج جلو‌گیری میگردد - برخی از گلستان‌های جاوید (قبرستان) بهائی، از جمله گلستان جاوید طهران ضبط شده است و مردگان از حق تدفین در زمین خدا و محل متعلق به خود محروم شدهاند - از این تعرض به حقوق حقّه و طبیعی یک جامعه حتی سنگ و بنا نیز در امان نمانده‌اند، اماکن متبرکه بهائی که متعلق به بهائیان ۲۳۰ (دویست و سی) مملکت و اقلیم جهان است و باعث تقدیس خاک ایران در نظر بهائیان بیش از صد و ده هزار نقطه عالم گشته، تخریب شده است، قابل توجه آنکه برخی از همین اماکن متبرکه بعنوان حفاظت در برابر هجوم متعصبین تحت تصرف بنیادهای رژیم جدید قرار گرفته بودند - و این شمهای از ستمهائی است که بر جامعه بهائیان رفته است و با وجود اعتراضات مکرر مراجع بینالمللی در جلوگیری از بیعدالتیها و اعطای حقوق حقّه به جامعه بهائیان متأسفانه تاکنون اقدام قاطع و مؤثری بعمل نیامده است.

لازم میدانیم که توضیحی معروض داریم که منظور از رعایت حق آزادی عقیده و مذهب که بخشی از حقوق بشر را تشکیل میدهد مقصود فقط اعطای حقوق به ادیان مورد تائید نیست بلکه بیشتر منظور رعایت حقوق اقلیتهای مذهبی است که حقانیت دیانت آنان مورد تائید زمامداران حکومت وقت نمیباشد زیرا این حق از عقاید پیروان یک دیانت منبعث میگردد نه نظریه‌ی مخالفان آن. چه حق و بطلان امری اعتباریست و بسیاری بسیاری دیگر را باطل می‌شمارند. پس در این صورت عنوان این مطلب که چون حقانیت دیانتی مورد قبول اولیای امور نیست پس پیروان آن نمیتوانند از حقوق مذهبی و حتی مدنی بهرهمند گردند با معیار حقوق انسانها کاملاً غیرمنطقی و بدیهیالبطلان است زیرا اگر قرار چنین بود در آن صورت پیروان اسلام هم در کشورهای مسیحی و بودائی مذهب و غیره نباید از آزادی عقیده و مذهب و حقوق مدنی برخوردار گردند و نیز با تمسخر سازمانهای بینالمللی نظیر حقوق بشر و غیره ولو آنکه سازمانهای مزبور از جهاتی کامل نباشند ولی نمیتوان با خلط مسائل و به مسخره گرفتن حقوق انسانها و محکوم کردن سازمانهای بینالمللی خود را در ارتکاب ظلم مجاز دانست و ستم و تبعیض را موجه قلمداد کرد. ظلم ظلم است ولو آنکه هیچ سازمانی در جهان صدای اعتراض خود را بلند نکند.

پس از انقلاب عده‌ای مأمور بررسی کتب، مجلات و مکاتبات جامعه بهائی شدند تا ارتباط آن را با رژیم گذشته و دیگر سیا‌ست‌های جهان مورد بررسی قرار دهند. عدۀ مزبور پس از ماه‌ها مطالعه طبق گزارشی که تسلیم کردند اعلان نمودند که در کلیه کتب و مکاتبات بهائی که مطالعه کردهاند مطلبی که دلالت بر وابستگی به رژیم گذشته یا هر نوع سیاست خارجی باشد، نیافته‌اند. بر این مبنی بتلویح اجتماعات محدود بهائی مجاز دانسته شد. البته تردید نبود که اگر حتی یک سطر از کتب و مکاتبات بهائی دلالت بر وابستگی به سیاستی خاص پیدا می‌شد فرصت‌طلبان با سر و صدای فراوان اعلان می‌داشتند و این موردی دیگر از مواردی بود که فرصت‌طلبان را نا‌امید ساخت و علاوه بر این دو بار کلیه مکاتبات و مراسلات موجود در دفتر محفل ملّی بهائیان ایران یکی در دورهی رژیم گذشته و یکی پس از انقلاب توسط عده‌ای ربوده شد و طبق مدارکی که از پرونده‌های ساواک بدست آمد و در برخی روزنامههای دوره رژیم جمهوری اسلامی انعکاس یافت عده مزبور که دوره دیده‌اند، از بودجه ساواک حقوق دریافت میداشتند تا برای جامعه بهائیان تولید مزاحمت نمایند و به تحریک تعصبات پردازند و متأسفانه پس از انقلاب، برخلاف انتظار، نفوس مزبور مشاغل خود را از دست نداده‌اند و برای تحریک هر بنیاد، گروه و افراد علیه بهائیان همه کوشش خود را بکار میبرند. البته بسیار جای تأسف است که شغل عده‌ای ترویج دشمنی و نفرت و تحریک و تقویت تعصبات باشد.

آنچه مخالفان امر بهایی با آن مخالفت می‌ورزند در واقع خود آئین بهایی نیست زیرا آنان با مفهوم نادرست، درک نارسا، اطلاعات و افتراءات [افترائات] غرضآلود که در مورد این دیانت جدید جهانی کسب کرده‌اند، در ستیزند و الا اگر کسی آثار و کتب بهایی را بنحو بیطرفانه مطالعه کرده باشد دیگر چه انگیزهای می‌تواند داشته باشد که با آئینی به ستیز برخیزد که پرچمدار وحدت عالم انسانی، منادی صلح عمومی، مروج آشتی و دوستی بین کلیه ابناء انسانی، و مبشر مدنیت جدید جهانی است.

و نیز لازم به توضیح است که اتهاماتی نظیر وابستگی به صهیونیزم که گهگاه عنوان می‌گردد تهمتی واهی و نااستوار است زیرا چگونه می‌توان پیروان آئینی را که از تاریخ پیدایش آن صد و سی و هشت سال میگذرد با سیاستی پیوند داد که تاریخ تشکیل حکومت آن از چهل سال کمتر است؟ این بدان میماند که فرزندی بیش از والد خود سن داشته باشد که البته غیر عادی و مضحک جلوه میکند. این آئین از بدو پیدایش خود در معرض انواع و اقسام افتراءات [افترائات] و برچسبها بوده است. از اینرو اینگونه تهمتها تازگی ندارد و روش کهنه و فرسوده و شناخته شده است.

اگر بتوان برای بهائیان جرمی یافت گناهی جز این ندارند که ندای پیامبری را اجابت کردهاند که جهانیان را به ارتقاء معنوی، اتحاد جهانی، یگانگی دائمی، مکارم اخلاقی و حق پرستی دعوت کرده است. این آیۀ شریفه قرآن کریم در مورد آنان صادق است که فرمود:

«ربّنا اِنَنّا سَمِعنا منادیاً ینادی للایمان ان امنوا بربُکم فامنّا»(سوره نساء، آیه ۱۹۱)

پس از آنکه دکتر داودی عضو محفل روحانی ملّی بهائیان ایران و استاد فلسفه در دانشگاه طهران، ربوده شد اعضای محفل روحانی ملّی بهائیان ایران با دادستانی کل انقلاب تماس گرفتند، اسامی، آدرس و شماره تلفن‌های خود را تسلیم کردند و اظهار داشتند که برای هر نوع سؤال، بازپرسی، محاکمه، حبس و زندان و حتی ما فوق آن آماده هستند و احتیاجی نیست که حتی یک پاسدار زحمت مراجعه پیدا کند فقط کافی است که از طریق یکی از آن شماره تلفن‌ها اطلاع داده شود و همه اعضای محفل روحانی خود را فوراً به دادستانی کل انقلاب معرفی خواهند کرد. نفوسی که با این صداقت با حکومت رفتار کرده بودند آیا سزاوار بود که مخفیانه ربوده شوند؟ و چون از تابستان ۱۳۵۹ تاکنون هیچگونه اطلاع و خبر و اثری از آنان در دست نیست از اینرو احتمالاً بل یقیناً شکنجه شدهاند و بدون هیچ جرم و گناهی بقتل رسیدهاند و در جائی نامعلوم بخاک سپرده شدهاند و از تحویل اجساد آنان به خانودههاشان خودداری شده است. حال خود تصدیق فرمایند تفاوت ره از کجا تا به کجاست!

پس از ناپدید شدن اعضای محفل روحانی ملّی بهائیان ایران هشت نفر دیگر از نفوسی که بجای آنان برای تمشیت امور روحانی جامعه بهائیان بعنوان اعضای محفل روحانی ملّی بهائیان با رأی افراد جامعه انتخاب شده بودند در تاریخ ۲۳ آذر ماه ۱۳۶۰ مخفیانه ربوده شدند و به احتمال فراوان پس از شکنجه بتاریخ ۷ دیماه ۱۳۶۰ اعدام شدند و اجساد آنان به خانوادههاشان تحویل نگردید و جامعه بهائی بر حسب اتّفاق از قتل آنها مخبر گشت. اهل انصاف بی‌تردید بر این نکته گواهی میدهند که قتل نفوس بدین ترتیب خود نمودار آنست که این نفوس بیگناه هستند وچون دلیلی برای قتل آنان وجود ندارد از اینرو مخفیانه ربوده میشوند و بدون اطلاع و محاکمه بقتل میرسند. البته حقیقت سر‌انجام مکشوف خواهد شد. تصور می‌کنیم خود تأیید خواهید فرمود که نفس ظلم در بطن خود آتشی پنهان دارد که هیچ پوششی آن را مخفی نتواند و نیز حدود نود نفر نفوس محترمی نظیر دکتر سمندری‌ها در شهرهای مختلف با اتهامات واهی نظیر وابستگی به صهیونیزم اعدام شده‌اند. کسانی که چنین اتهاماتی را وارد کرده‌اند بهتر از همه می‌دانند که این اتهامات بیاساس است و فقط مستمسکی ساختگی برای اجرای مقاصد آنان در قتل افراد بهایی است.

همانگونه که بطور ضمنی اشارت رفت بهائیان از محاکمه علنی استقبال میکنند زیرا تصور مینمایند که شاید بتوانند فرصتی بیابند تا سوء‌تفاهمات صد ساله که در مورد آئین بهایی ساخته و پرداخته شده و به اذهان القاء گشته، مرتفع سازند و حقایقی را که در راه آن ده‌ها هزار جان فدا کرده‌اند و صدمات و مشکلات فراوان تحمل نمودهاند برای همگان توضیح دهند تا معلوم گردد که بهائیان خیر عموم خواهند و ترقی جمهور و جز الفت و محبت اندیشه‌ای ندارند و جز صلح و اتحاد و دوستی و آشتی بین ملل و دول و ادیان و اجناس راهی نپویند و همواره میکوشند تا وحدت حقیقی نوع انسان در انجمن بنی آدم جلوه کند و معتقدند آنچه را خداوند برای جهان و جهانیان مقدّر فرموده است بالمآل تحقق خواهد یافت و عالم انسانی بمرحلۀ بلوغ خواهد رسید و یگانگی بشر و یکپارچگی عالم به حقیقت خواهد پیوست و نظامی جهانی و معنوی که در بطن مدنیت دنیای کنونی در حال شکل‌گیری است و نخستین بوارق آن در ژرفای اندیشه‌های دانایان عالم جلوه کرده، تولد خواهد یافت و این بشارت قرآن کریم که فرمود «یَومَ تُبدلُالارضُ غیرالارض» (قرآن مجید، سوره ابراهیم، آیه ۴۹) در نهایت قوت جلوه خواهد نمود و بدین دلیل است که بهائیان همه مشکلات، تبعیضها، صدمات و ستم‌ها را با صبر و متانت تحمل کرده‌اند و با قلوبی مطمئن و ایمانی راسخ در جهت اهدافی می‌اندیشند که آرزوی دیرین پیامبران، متفکران، راهبران و راهروان بوده که در راه خیر و سعادت و ترقی صوری و معنوی عالم انسانی رنجها و مشکلات فراوان تحمل کرده‌اند.

گویا یکی از آقایان چنین اظهار نظر کرده و راهنمائی نموده که سرشناسان بهایی را به قتل برسانند بقیه خود بخود محو می‌شوند. این خود نشانه عدم آگاهی وی از قوای روحانی مکنونه در این آیین جهانی است وی عقاید وجدانی، ایمان باطنی و آیین یزدانی را یک نوع سازمان پنداشته و تصور کرده است با قتل نفوسی به اصطلاح وی سران بهایی این آیین از روی کره زمین محو خواهد شد. در صورتیکه بکرات تجربه نشان داده که در مورد عقاید وجدانی اعمال جبر و عنف همواره نتیجۀ معکوس داشته و پیوسته خون شهداء شجره امر الهی را بارورتر کرده است و تحمل صدمات و تضییقات عقاید مذهبی را ریشهدارتر نموده است. این آئین نیروی خود را از سرچشمه لایزال آسمانی میگیرد و در سطحی مافوق قیل و قال جهان، حوادث و وقایع عالم، حدود و ثغور بشری عمل میکند و به افراد و آحاد اتکاء ندارد پس قتل تعدادی نفوس سرشناس نتیجهای جز تقویت بنیه معنوی اهل ایمان نخواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]