[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

نامه سرگشاده یکی از احباء بعد از شهادت خواهرش خطاب به دادستان کلّ انقلاب اسلامی ایران

«بنام ایزد متعال»

... حضرت علی علیهالسلام به مالک اشتر حاکم مصر در مورد رابطهایکه باید با مسلمانان و مردم داشته باشد چنین میفرمایند: «قلب خویش را از مهربانی و لطف و محبت نسبت به مردم سرشار کن و در برابر مردم مانند حیوان درنده وحشی مباش که خوردن و چپاول آنها را غنیمت شمری، زیرا مردم دو گروهند یا مسلمانند و برادر تو محسوب میشوند و یا اینکه همانند تو انسانند و در آفرینش نظیر تواند.» حضرت امیر مؤمنان مسلمانانرا به رعایت حقوق انسانی افراد غیر مسلمان و اِعمال عدالت و اخلاق حسنه و قسط اسلامی ملزم گردانیده، به همین سبب است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکومت موظف به حفظ امنیت و حقوق اجتماعی و انسانی اقشار ملت ایران معرفی شده است. در مقابل دستورات اکیده صریحه فوق یادآور میشود آیا به دار آویختن جوانترین خواهر بیگناه اینجانب و دیگر زندانیان بهائی که مدتها در بند و زندان شما اسیر بودند و حتی تحویل ندادن جسد پاک آن عزیزان به خانوادههاشان، محاکماتشان موافق با قانون و عدالت و احکام قرآن و رعایت کامل و حسن اجرای قسط اسلامی بوده؟ و حرمت آیات باهرات قرآن مجید «لا اکراه فیالدین...» کاملاً در نظر گرفته شده یا از زاویه تعصبات مذهبی؟ قضاوت توأم با تعصبات حاکم شرع شیراز که شما به عنوان دادستان آن دادگاه بر اریکه قضا جالس هستند لطمهای شدید نه بر متهمین و مسجونین محروم از دفاع بهائی وارد آورد بلکه بر تنزیه عدالتی بود که نمونه بارز آن حضرت امیر مؤمنان علی علیهالسلام بوده که بعد از رحلت حضرت رسول خدا به امر آن حضرت قدرت شمشیر را کنار گذاردند و به تعلیم و تربیت اصحاب پرداختند.

... جناب دادستان تکیه بر مسند قضاوت زدن و بر کرسی امیر مؤمنان علیهالتحیة والثناء نشستن را قضاوتی علی گونه لازم، قضاوتی که از روح جوشان و سرشار از مهر خداوند منّان و قلبی مملو از محبت بیپایان به انسانها. جناب دادستان حال که عزم را جزم فرمودهاند و افتخار ریختن خون افراد بیدفاع بهائی را در شیراز برای خود در انحصار، چه مقبول و پسندیده است که «الاکرامُ بالاتمام» را جامعه عمل بپوشانند و در حالیکه جوانترین خواهر خانواده ما با همت شما زیور دار شد سزاوار آنکه سالمندترین برادر را هم به دنبال آن سروران جند هدی روانه فرمایند.

ترک مال و ترک جان و ترک سر

در دیار دوست اوّل منزل است

جناب دادستان ای سرور گرامی همتی بفرما این سرگشته صحرای فراق را به دریای وصال برسان. ای سردار سَرِ دار بیارا، چرا که ما هم بر تو مهمانیم، گردنم پذیرای طناب دار شماست. گردن برافراشتیم و تیغ بیدریغ یار را در راه خدا به تمام اشتیاق مشتاقیم، حتی اگر لازم بدانید جوانترین فرزندم را هم برای قربانی در راه خدا آماده فدا دارم تا با خون خود و فرزندم شهادت دهیم که موعود قرآن کریم ظاهر شده...

نقل از مجلۀ "عندلیب"

شماره ۱۱ سنه بدیع ۱۴۱

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]