[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران

[تاریخ:] ۲۲  فروردین ۱۳۵۸

سال اول شماره: ۵

صفحه: ۳

 

نقش سوسیال‌دموکراسی در انقلاب مشروطه

یکی از تلگراف‌هایی که این علمای مبارز خطاب به عموم مردم و علیه استبداد محمدعلی شاهی مخابره کرده‌اند گفته می‌شود:

«به عموم ملت حکم خدا را اعلام می‌داریم. الیوم همت در رفع این جبار و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمین از اهم واجبات و دادن مالیات به گماشتگان او از اعظم محرمات و بذل و جهد در استحکام و استقرار مشروطیت به منزله جهاد در رکاب امام زمان ارواحنا فداه و سر موئی مخالفت و مسامحه به منزلۀ خذلان و محاربه با آن حضرت صلوات الله و سلامه علیه است.»

روحانیان هوادار مشروطه «حکم خدا» را این‌طور درک کرده و به مردم ابلاغ می‌کردند؛ و روحانیان خادم امپریالیسم و مدافع سلطنت استبدادی برعکس بر آن بودند که مشروطه‌خواهی عین بی‌دینی ولا‌ مذهبی و کفر مطلق است. اینان مدعی بودند که مشروطه دین را از بین‌ می‌برد و به‌جای حکومت مشروطه باید حکومت «مشروعه» برقرار شود و شریعت مسلط گردد. به ادعای این کوردلان وجود مجلس شورا فقط باعث قدرت «بابیه و طبیعیین» شده است. یکی از آنان می‌نویسد:

«نمی‌دانید که این مجلس شورای ملی چقدر ضرر به دین و دنیای مردم می‌زند و چه آثار شرعیه بر آن مترتب است. مجلسی که بابیه و طبیعیه داخل در اجزا و اعضای آن بلکه در اجزای رئیسه آن باشد بهتر از این نخواهد شد»

در چنین محیطی بود که سوسیال‌دموکرات‌های ایران می‌بایست مشی سیاسی انقلابی خود را پیاده کنند. آنان می‌بایست چنان رفتار کنند که اولاً حربه دین را از دست دشمنان خلق بگیرند و از اسلام مترقی و مشروطه‌خواه در قبال اسلام ارتجاعی ضد مشروطه حمایت کنند و ثانیاً به همین اندازه نیز اکتفا نکرده انقلاب را تا حد ممکن پیش رانند.

روحانیون موقوفه خوار که صاحب ده‌ها پارچه ده و آبادی بوده و در دامن استبداد دم و دستگاه عظیمی به هم زده بودند مشروط را نمی‌پسندیدند. آنها آشکارا در سنگر استبداد قرار گرفتند و بدترین جنایات استبداد قاجار و مدافعین تزاری آن را تائید کردند. نیروی مسلح استبداد از قزاق‌های زیر فرماندهی افسران تزاری، عشایر ناآگاه و  …و اوباش تشکیل می‌شد. آنها در نبرد با مشروطه‌خواهان کمترین خصوصیات اخلاقی و انسانی را مراعات نمی‌کردند، غارت، هتک حرمت، تجاوز به جان و مال و نوامیس مردم را امری عادی می‌دانستند و روحانیان مرتجع تمام این جنایت‌ها را تبرئه می‌کردند و با این ادعا که مشروطه‌خواهان بابی و طبیعی (ماتریالیست) اند خون آنها را مباح می‌دانستند.

 در یکی از نوشته‌های ملایان مستبد تبریز که در حمایت لوتیان و چاقو‌کشان می‌زیستند از جمله چنین گفته می‌شد:

«ای برادران هوشمند و معتقدان قرآن مبین!! چشم عبرت بگشایید... مگر شما علی مسیو را نمیشناسید؟! مگر نمی‌دانید مسیو چه معنی دارد؟ در لغت فرانسه مسیو یعنی آقا، اما آن کس که از اصل و نسب خاج پرست باشد مسیو را مقدم دارند مثل مسیو پرین و آنکه از اسلام به خاج پرستی برگشته باشد مسیو را مؤخر سازند.

این ظاهر حال و رسم ان لا‌مذهب است…. به کفر او دلیل و برهان لازم نیست.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]