[روزنامه:] بامداد

۱۸ مرداد ۵۸ شماره ۷۹

 

ایران: انقلاب به نام خدا

 

شاید صدوبیست هزار نفر از خواست باب که اصلاح جامعه و مبارزه‌ی او علیه مجازات مرگ و تعدد زوجات و پوشیدن چادر است حمایت می‌کنند. یک زن واعظ مشهور در خراسان با موهای بدون پوشش وعظ می‌کند. در منازل با فرا‌رسیدن شب هوا‌خواهان باب پنهانی اجتماع می‌کنند و زنان نیز مخفیانه و بدون حجاب در این ملاقات‌ها حضور می‌یابند. با گسترش شدید جنبش آزار و اذیت آغاز می‌شود. خود باب در سال ۱۸۵۰ میلادی در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه پس از شکنجه‌ی بسیار در تبریز اعدام می‌شود.

در برابر هر سؤالی در زمینه‌ی تحمل معهود دولت آینده اسلامی در مقابل اقلیت‌های مذهبی و مباحثات احتمالی با توجه به این تجربه‌ی تاریخی مطلقاً ایرانی، همیشه از پاسخ گوئی اجتناب می‌شود. (نمونه‌های عدم تحملی که در مورد سایر کشورهای اسلامی ذکر می‌شود به سرعت با این استدلال که "آنها سنی هستند." رد می‌شود) یکی از آیت‌الله‌های تبریز استدلال می‌کند که «این هرگز روحانیت شیعه نبود که باب را مورد ستم قرار داد. تنها حکومت مرتکب چنین عملی شد.» بعضی از روشنفکران این ستم را چنین توجیه می‌کنند که: «انگلیس‌ها به باب پول داده بودند.» و یا «او خود را امام دوازدهم خوانده بود و این دروغگوئی یک بی‌احترامی به مقدسات بود.» در واقع این تجاهل بسیار حساس از جانب مخاطبین در تجزیه و تحلیل این واقعه‌ی روشن منتج از آن چیزی است که در ادامه ماجرای باب می‌آید. بابی‌ها که مورد ...

[سند ناتمام]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]