[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] وظیفه، ضمیمهٴ روزنامهٴ

[تاریخ:] ٩ تیر۱۳۲۳  

چاپ دوّم

 

چشم مسلمانان و مخصوصاً حجج اسلام و نگهبانان شریعت خیر انام روشن

روز جمعه، هشتم رجب؛ هنگام اقامهٴ نماز جمعه در ایوان حرم حضرت عبدالعظیم حاضر بودم. جمعی مسلمان در ایوان مجتمع بوده و به اصغاء بیانات خطیبی که در منبر راجع به احکام نماز جمعه صحبت می‌کرد، اشتغال داشتند که بالای سر آنها پارچهٴ سفیدی که در آن نوشته بود (جمعیّت ستمدیدگان) آویخته بود. پس از تمام شدن صحبت این خطیب که او را نشناختم، آقای خالصی برای اداء خطبهٴ جمعه به منبر بالا رفتند. در این موقع شخصی از میان جمعیّت خارج، وارد ایوان شد و مردم را مخاطب قرار داده و شروع نمود به هتّاکی نسبت به آقای خالصی و تحریض مردم به متفرّق شدن. منتظرین اقامهٴ نماز عموماً عصبانی شده و خواستند به این شخص که بعضی او را به نام احمد شارق و بعضی به نام پسر سکینه گدای معروف!! و بعضی به عنوان یک نفر بهائی معرّفی می‌کردند، حمله کنند. آقای خالصی مردم را امر به آرامش و سکوت داد و بالاخره فریضهٴ جمعه با تشریفات مخصوص انجام گردید. جمعیّت خارج همچنان به هیاهو و فحّاشی مشغول بودند. در این موقع رییس کلانتری با عدّه[ای] صاحب منصب وارد شدند و مذاکراتی با آقای خالصی نمودند که نشنیدم و به همراهی آقای خالصی با جمعیّت نمازگزاران از محوّطهٴ صحن با بدرقه و صلوات هزاران جمعیّت خارج شدند. تماشای این منظرهٴ ننگ‌آور، بدبختی پانزده ملیون جمعیّت مسلمان ایرانی که به کیفر لگد زدن به شعایر دینی عدل خدایی آنها را در دست دو سه هزار نفر پست فطرت‌ترین بندگانش اسیر نموده، در نظرم مجسّم نمود. در عین حال که از بیچارگی مسلمانان ایرانی متأثّر بودم، متذکّر شدم که اگر وضعیّت ما جز این بود، گفته پیغمبر اسلام (ص) که فرموده است (وقتی امر به معروف و نهی از منکر در امّت من متروک شد، خداوند بدترین بندگان خود را بر آنها مسّلط خواهد نمود و هر چه دعا کنند مستجاب نخواهد شد) نستجیر بالله، دروغ می‌باشد. به خاطر آوردم که در آیین اسلام بلکه در تمام شرایع مهم‌ّتر و مقدّس‌تر از نماز فریضه نیست و پانزده ملیون جمعیّت این کشور که دست‌رنج آنها کاخ‌های با عظمت و زندگانی سراسر نشاط یک مشت بی‌همه چیز را تهیّه نموده، پیرو همین عقیده‌اند. اگر این پانزده ملیون، بندهٴ زرخرید این پست‌فطرتان هم بودند، باید پیش از این به شعایر دینی آنها احترام بگذارند. فکر می‌کنم که آیا یک چنین بی‌حیایی از یک نفر بهائی با خبر از ملاقات شوقی افندی با شاه در شیراز در منزل دهقان ارتباط دارد!!؟

ای خاک بر سر مسلمان‌ها که مسلمانی از ما ننگ دارد. مگر مأمورین شهربانی و حکومت نظامی نان‌خور ما نیستند!؟ برای چه و به دستور که یک مشت بی‌پدر و مادر معلوم‌الحال بهائی رسماً در عبادتگاه مسلمان‌ها قیام علیه بزرگ‌ترین شعایر دینی ما می‌نمایند[؟] مگر در سایر ممالک اسلامی هم مدیران کشور حقّ دارند علاوه بر این‌که خود از ادای فریضهٴ دینی خودداری کنند، از دیگران هم جلوگیری نمایند! چقدر وقاحت و چقدر بی‌حیایی لازم است که بهانه و دست‌آویز جلوگیری از نمازگزاران را این قرار دهند که آقای خالصی به نام تبعید در کاشان و تویسرکان در مدّت هیجده سال مأمور جاسوسی بیگانگان بوده. قدرت الهی است که حسّ شعور و ادراک را از آنان سلب نموده و قباحت گفتهٴ خود را درک نمی‌کنند که انجام عمل جاسوسی بیگانه در کاشان و تویسرکان معنی ندارد و این‌گونه تهمت‌ها تا چه حدّ خنده‌آور است. من به شخص و شخصیّت آقای خالصی و فضایل صوری و معنوی ایشان فعلاً کاری ندارم، ولی آن‌چه از هر چیز بیشتر در نظر بنده مهمّ است، آن است که یک مردی که بزرگ‌ترین شعایر دینی که پراکندگی مسلمان‌ها را به جمعیّت تبدیل می‌کند و به همّت و فداکاری او احیا می‌شود، نباید در جامعهٴ مسلمان‌ها در مقابل همین عمل مورد اهانت بی‌دین‌ها واقع گردد. فکر می‌کنم طرح این نقشه به این منظور بوده که زد و خوردی بین نمازگزاران و هتّاکین رخ دهد و گناه قضیّه به حساب اقامهٴ جمعه گذارده شود، ولی باید محرّکین بدانند که هر چه بکنند به زیان خود آنها تمام خواهد شد و دیر یا زود مسلمانان به تمام معنی بیدار شده و به دشمن‌نوازی خود خاتمه خواهند داد.

باقر خاکزاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]