[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] میزان

[تاریخ:] پنجشنبه بیست و سوم بهمن ماه ۱۳۵۹

[شماره:] ۱۲۵

 

سخنان مهندس مهدی بازرگان در اجتماع پرشور مردم قزوین

وحدت بشری؛ وحدت خدایی

وحدت بشری آن است که از مغز بشر و از منافع و دید و بینش انسانها خارج نمیشود. این اساسش خودخواهانه است. یا شخص برای خودش میخواهد، یا اینکه برای یک مملکتی، یک ملتی، یک جمعی و یا یک طبقهای میخواهد. یا دیگران را نفی میکند، یا میگوید باید بیائید زیر بیرق من، زیر علم من سینه بزنید. وقتی اسکندر به ایران آمد، نه تنها سلسلۀ پادشاهی

برای چه ما زحمت می‌کشیم؟

یا بهائیت را در نظر بگیرید. آنها از این بابت که سید علیمحمد باب را امام زمان میدانستند و یا بعداً ادعای خدایی کردند، خیلی جمعیت خطرناک و وحشتناکی نبودند. از صدر اسلام به اینطرف انواع مختلف معتقدات مذهبی از انکار خدا تا اختلافات در فروع فقهی بوده است، اما هیچکدام این حالت وحشتناک و نفرت انگیز را نداشتند، چرا؟ برای اینکه بهائیها مثل خوره بودند، کافی بود یک بهائی در یک جائی راه یابد؛ اطراف خودش را بدون اینکه بقیه بدانند، از بهائیها پر میکرد.

وظیفۀ بهائیت تبلیغ بود؛ یعنی همه را باید بیاوریم زیر پرچم خودمان و بدین دلیل اینها را نه فقط مسلمانها، بلکه کل ملت ایران نمیتوانست بپذیرد. اما آن وحدتی که اسلام و قرآن به ما تعلیم میدهد، غیر از این است؛ فرق قرآن با خیلی از کتابهای دیگر در این است که روی نمونههای عینی، موجود یا تاریخی صحبت میکند و نظر آن به آینده بیشتر بوده است، به زمان خودش؛ میبینیم که یک مسائل و موضوعاتی در آن وجود دارد که در زمان پیغمبر اصلاً

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]