[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۳۰ خرداد ۲۰

 

هو، تصدّق حضور مبارکت شوم

با تقدیم عرض فدویّت و غلامی معروض می‌دارد: جمعیّت بهائی در خرّم‌‌آباد قریب به پنجاه نفر که برخی از آن اعضای ادارات و بعضی هم تجّار و کسبهٴ همدانی، یزدی، اصفهانی و غیره هستند. یکی از آنها سیّد جواد مهاجر اصفهانی که دوازده سال قبل به خرّم‌‌آباد آمده و به دوافروشی اشتغال دارد. آب زیاد و زمین مرغوب بایر خرّم‌آباد، محرّک ذوق و سلیقهٴ این اصفهانی شده و در قسمت شرقی خرّم‌‌آباد کنار رودخانه، شش هزار زرع زمین خریده با سلیقهٴ مخصوص اصفهانی باغی احداث و درخت‌کاری کرده، در ...[۱] گوشهٴ آن هم سه عمارت سه چهار اطاقی ساخته، یکی را خودش نشسته و دو عمارت آن را اجاره می‌داده است. یکی از مستأجرین، ستوان ۲ گوهری نام بوده که بعداً هم ستوان ۲ آجودانی را آورده و شریک خودش کرده است. در یک عمارت دیگر هم مستأجر دیگری بوده، کم کم روابطی بین دو ستوان و خانم آن مستأجر دیگر ایجاد می‌شود. ستوان‌ها در ساعات تعطیل، مشروبی می‌خورده و در خیابان‌های باغ گردش می‌کرده‌اند و سبُکی‌هایی از آنها سر می‌زده است و مدّتی هم کرایه او را نمی‌داده‌اند. سیّد بهائی اصفهانی صاحب باغ و خانه به آنها تذکّر می‌دهد که مانع مشروب خوردن و سایر اعمال شما هستم، مشروط بر این‌که در منزل خودتان هر چه می‌خواهید بکنید. این حرف و مطالبهٴ کرایه باعث بغض و عداوت ستوان‌ها شده، ضمناً چون سیّد اصفهانی بهائی مبلّغ بوده، هفته[ای] یک یا دو روز بهائی‌های ساکن خرّم‌‌آباد در منزل او جمع می‌شده و مطابق آداب و رسوم خودشان صحبت‌های مذهبی می‌کرده‌اند. اتّفاقاً دوّم اردیبهشت و عید (رضوان) بهائی‌ها نزدیک می‌شده است؛ ستوان‌ها در صدد تلافی و اذیّت و آزار سیّد بهائی صاحب‌خانه برآمده، گزارش به لشکر ۱۶ خرّم‌‌آباد می‌دهند که بهائی‌ها منزل این سیّد جمع و جلساتی بر خلاف مصالح مملکت تشکیل و همین چند روزه هم که مقصود دوّم اردیبهشت روز عید (رضوان) بهائی‌ها بوده (و می‌دانسته‌اند دید و بازدید و جماعتی خواهند داشت) تظاهراتی خواهند کرد و اظهار عقیده می‌نمایند که مخارج این مجمع از طرف انگلیس یا آلمان داده می‌شود. سرگرد پناهی از طرف لشکر ۱۶ خرّم‌‌آباد مأمور رسیدگی قضیّه و همان روز دوّم اردیبهشت که مصادف با (عید رضوان) بوده است، به منزل سیّد می‌روند و با نهایت دقّت رسیدگی می‌نمایند. مبلغ مخارج این جلسات مطابق قواعد و رسوم بهائی‌ها از طرف افراد، به عنوان اعانه هر نفر یک قران و دو قران و یک تومان تأدیّه می‌شود، نه از طرف آلمان و انگلیس و ته‌چک اعانه‌ها گواهی امر را می‌دهد. سرگرد پناهی پس از رسیدگی و دقّت کافی جریان امر را به لشکر۱۶ خرّم‌‌آباد گزارش می‌دهد. پس از این جریانات چون بین آقای مدبّر نوری فرماندار سابق و ایمانی رییس اقتصاد خرّم‌‌آباد که مظنون به بهائی بوده، به منظور تلافی با ایمانی و شاید جلب نفع از طرف فرمانداری، سخت‌گیری‌هایی به سیّد بهائی اصفهانی شده و او را در مضیقه می‌گذارد. این است وضعیّت و جمعیّت بهائیان خرّم‌‌آباد و حقیقت امر. ضمناً خاطر مبارک را مستحضر می‌دارد که یکی از اصول مذهبی بهائیان عدم مداخله در امور سیاسی است. یک مرتبه هم فدوی برای کسب اطّلاعات بیشتری به منزل سیّد بهائی رفته و این شخص را که سر سلسلهٴ بهائیان خرّم‌‌آباد است، لایق و قابل در امور سیاسی تشخیص نمی‌دهد، ولی اطّلاعات و ذوق رعیّتی و کشاورزی او بسیار خوب است.

و امّا نسبت به قاچاق، اطّلاعاتی که تا به حال به دست آورده، مطاعی که قاچاقچیان به خاک عراق برده و در مقابل پارچهٴ قاچاق می‌آورند، دو چیز است: یکی تریاک و دیگری اسکناس. تریاک چون مأمورین خرید تریاک صاحبان تریاک را خیلی معطّل می‌کنند به قاچاق به خاک عراق برده و در مقابل جنس قاچاق می‌آورند. اسکناس را هم در خاک عراق تومانی دو ریال و حداکثر سه ریال محسوب و در عوض جنس قاچاق وارد می‌کنند و از این راه ضرر معتنابهی عاید مملکت می‌شود. مهمّ‌تر از این‌ها مسألهٴ روغن است. در خرّم‌‌آباد که همیشه حتّیٰ سال گذشته در این موقع روغن یک من هیجده ریال الی بیست ریال بوده و در آخر پاییز و اوّل زمستان یک من بیست و پنج ریال می‌شده است، ولی امسال به واسطهٴ طمع و کثافت‌کاری‌های آقای مدبّر نوری فرماندار سابق فعلاً در خرّم‌‌آباد روغن یک من سی و پنج الی چهل ریال است و قطعاً در نرخ روغن طهران هم فوق‌العادّه مؤثّر خواهد بود. عرض جزییّات موجب تصدیع‌خاطر مبارک و در صورت لزوم عرض منوط به امر و اجازه است. در خاتمه مستدعی است نسبت به صدور تصویب‌نامه نسبت به حقوق گذشتهٴ فدوی به جناب آقای وارسته معاون وزارت کشور توصیه فرمایند که به توجّهات بندگان حضرت اشرف تا اندازه‌ای از قرض خانه کاسته شود. عزّت و شوکت بندگان حضرت اشرف و آقازادگان عظام را از خداوند مسألت دارد.[۲]

غلام بی‌مقدار، [امضاء]

 

[حاشیه] [ مهر: ورود به دفتر ریاست وزرا، شمارۀ: ۴۸۲۵، تاریخ: ۲۳ تیر ۲۰ ].

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]

 

 

٢- یک کلمهٴ ناخوانا، شاید عدد «یک».

١- در نخست وزیری، در کنار برخی از خطوط این گزارش نام وزارت‌خانه‌های مربوطه نوشته شده. آن‌جا که بحث آن دو ستوان است: وزارت جنگ، جایی که بحث قاچاق است: وزارت دارایی و بالاخره در کنار مسألهٴ روغن، نام وزارت کشور تحریر گشته است. این گزارش طیّ شمارۀ ۴۸۲۵ – ۲۳  تیر  ۲۰ به عنوان گزارشی از «شخصی مطمئن»، از نخست وزیری به ستاد ارتش ارسال شده است.