[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] امید ایران

[تاریخ:] ۷ خرداد ۱۳۵۸

[شماره:] ۱۰۰۹

[صفحه:] ۵

 

نگاه سردبیر

علی رضا نوریزاده

اسلام حکومتی و اسلام انقلابی

مرگ "امیدوکلس" پدر فلسفه دنیای کهن بیشک یکی از عجیبترین رویدادهای عصر مهآلود فلسفه بود...

...اما هنگامی که بساط سلطنت و خلافت در گستره اسلام برپا شد تلاش بسیاری بکار رفت تا حلیت آزادی و مبارزه آزاد منشی و سادگی و خلاصه هر آنچه با مفاهیم و معیارهای انقلابی قابل ارزش گزاری است از پیکر اسلام جدا شود.

اینکار آنقدر ادامه یافت تا آنجا که در عصر صفوی، چیزی که بنام اسلام و تشیع خوانده میشد در واقع مجموعه قوانینی بود که به حمایت از ظلم و بیداد فرزندان شیخ صفی وضع شده بود. بار دیگر بازی تقدیر رواج پیدا کرد. و هر بار صدائی به مخالفت با ظلم برخاست انگشت علمائی که در خدمت دستگاه بودند سر صاحب صدا را نشانه رفت و فریاد "وا اسلاما"ی "مجلسی"ها گوشها را آزرد. در عصر قاجاریه وقتی اداره جاسوسی انگلیس نخست "باب" و بعد "بهاء" را خلق کرد. حکام وقت و علمای مزدور بهترین حربه را یافتند و هر روشنفکری را با تهمت "بابی" و "بهائی" به زیر تیغ جلاد فرستادند. انقلاب مشروطیت تلاش کرد معیارها را تغییر دهد و جلوهای از اسلام انقلابی را ترسیم کند. ولی خیلی زود عینالدولهها مجلس روضه خوانی بر پا کردند و بعنوان گربههای عابد نما اسلام صفوی را رواج دادند. رضاخان تصمیم گرفت برای همیشه خود را از حضور اسلام راحت کند. ولی ایمان ته نشین شده در دلهای مردم مانع کار او شد...

...اما بعکس در نظم دوم یا در اسلام حکومتی و اوقافی فاشیسم مکتبی عزیز است و فاشیست قدر میبیند و بر صدر مینشیند. تلویزیون و رادیو انحصاری میشود و بجای آنکه بتو آموزش بدهد و سرگرمت کند هر شب به جنگ اعصاب خرد شده تو میآید و یا مداحی و تملق را رواج میدهد. در نظم نخست به کسی تهمت نمیزنند و مارک ضد انقلاب هر روز بر پیشانی کسی نمیچسبد ولی در نظم دوم صد سال پیش روشنفکر مهر "بابی" و "بهائی" میخورد. امروز ضد انقلابی و ساواکی و مزدور میشود...

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]