[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] کمیته گزارشگران حقوق بشر

[تاریخ:] ٨ آبان ١٣٨٨

 

اقلیتی که حق دفن از دست رفتگانش را ندارد؛ گزارشی مستند از تاریخچه‌ تخریب قبرستان بهاییان ویلاشهر و نجف‌آباد اصفهان

کمیته گزارشگران حقوق بشر – تخریب قبرستان‌ها و تعرض به اجساد بهاییان،‌ یکی از موارد عمده نقض حقوق این اقلیت در سی‌سال گذشته است. بنابر آموزه‌های دینی بهاییان، آنان باید اجساد از دست‌رفتگانشان را در محلی در نزدیکی مکان فوت دفن کنند و بنابراین در هر‌یک از شهرهای ایران که افرادی معتقد به این آیین زندگی می‌کنند باید محلی برای دفن اجساد خود در اختیار داشته باشند. بنابر ماده ١٨ اعلامیه جهانی حقوق بشر «هرکس حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.» علی‌رغم وجود این ماده و موارد مشابه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و لزوم اجرای آن، حاکمیت همواره آزادی داشتن مذهب و عمل به شعائر دینی را از اقلیت‌های مذهبی به خصوص بهاییان سلب نموده است. گزارش زیر، شرحی مستند از تاریخچه‌ی تخریب و تعرض به قبرستان‌ بهاییان شهرهای ویلاشهر و نجف‌آباد موسوم به «گلستان جاوید» می‌باشد. لازم به ذکر است موارد تعرض و تخریب شماره‌گذاری شده‌اند.

در زمستان ١٣٧۴، بهاییان ویلاشهر و نجف‌آباد، شهرهایی در نزدیکی اصفهان زمینی را برای دفن اجساد خود انتخاب نموده و پس از تهیه‌ی نقشه از محل با مراجعه به اداره اطلاعات منطقه خواستار مجوز کتبی برای دفن اجساد شدند. مسئول مربوطه موافقت لفظی خود را اعلام نمود اما از دادن موافقت کتبی خودداری کرد. شایان ذکر است قبرستان قبلی بهاییان این منطقه در سال ١٣۶٣ به طور کامل تخریب شده بود. در تاریخ ١۶ اردیبهشت ١٣٧۵ اولین جسد در این قبرستان دفن شد. این قبرستان در ١۵ کیلومتری نجف آباد قرار دارد. تعداد قبور این قبرستان ١١٩ مقبره (٩۵ عدد در قطعه‌ی اول و ٢۴ عدد در قطعه‌ی دوم) گزارش شده است. در تصویر ذیل، موقعیت جغرافیایی زمین این قبرستان را مشاهده می‌نمایید.

۱. مهرماه ١٣٧۵: جسد بتول مرادی توسط افراد ناشناس از محل دفن خارج شد.

تصاویر ذیل، وضعیت قبرستان را در آبان ماه ۱۳۸۲ نشان می‌دهد. در این مدت درختکاری، نصب تانکر آب جهت آبیاری درختان، پلاک‌گذاری قبور، ایجاد خاکریز و همچنین سنگ‌گذاری روی قبور با ذكر مشخصات كامل متوفیان انجام پذیرفته است.

۲ .آذر ١٣٨٢: درخت های کاشته‌شده حول بلوک اول توسط افراد ناشناس شکسته شد.

۳. اواخر ١٣٨٣: مخزن آب سرويس بهداشتي توسط افرادی ناشناس تخریب گردید.

در تاریخ ٧ خرداد ١٣٨۴جهت حفر چاه و ساخت غسالخانه به شهرداری و شورای شهر نجف‌آباد درخواست کتبی ارائه گردید که با مخالفت روبرو شد. همچنین در ٢٢ مرداد ١٣٨۶ این درخواست برای بار دوم ارائه گردید که باز هم با پاسخ مناسبی روبرو نشد.

۴. ۶ فروردین ١٣٨۵: قبر شماره ۴ متعلق به رضوان شوقی تخریب شد و قبر تا محل صندوق حفر گردید.

۵. ۶ شهریور ١٣٨۶: قبر شماره ٢، ردیف ١ از قطعه ١ قبرستان متعلق به ناصر گلشنی تخریب شد.

پس از تخریب قبر ناصر گلشنی، بستگان وی، در تاریخ ١١ شهریور ١٣٨۶ با مراجعه به دادگستری نجف‌آباد شکایت خود را مطرح نمودند. پرونده به پلیس اطلاعات و امنیت ارجاع داده شد و آنان با حضور در محل، از قبر تخریب شده فیلم‌برداری نمودند. تنها ۴ روز بعد از فیلم‌برداری کلیه قبور تخریب گردید.

۶. ۱۵ شهریور ١٣٨۶: کلیه قبور تخریب گردید به نحوی که سنگ‌ها روی هم انباشته شده بود و درختان زیر سنگ‌ها از بین رفته بودند. تصاویر مربوط را در زیر مشاهده می‌نمایید.

پس از این حادثه بهاییان منطقه با مراجعه به فرمانداری به دادخواهی کتبی نسبت به حمله وسیع به قبرستان پرداختند.

۷. ۲۱ شهریور ١٣٨۶: کلیه سنگ‌های سالم و نیز شکسته شده‌ی قبور تخريب‌شده بوسيله كاميون به مكانی نامعلوم حمل گردید و راه های ورودی قبرستان (بريدگی خاكريزها) مسدود شد. همچنین كليه‌ی ١٠ قبر حفر شده‌ و آماده برای دفن اجساد در قطعه‌ی ٢ پر گردید.

پس از این حادثه، بهاییان منطقه تا نیمه مهرماه ١٣٨۶ با مراجعه به اداره‌ی اطلاعات استان، استانداری، فرمانداری، دادگستری و دفتر امام جمعه به ارائه شکایت‌های کتبی و تظلم‌خواهی پرداختند.

در تاریخ ٣٠ مهر ١٣٨۶ هنگام دفن یکی از بهاییان پلیس اطلاعات و امنیت با حضور در محل شفاها خاکسپاری اجساد را ممنوع اعلام کرد.

نیمه‌شب اول آبان ماه ١٣٨۶ شب‌نامه‌ای حاوی تهديد و توهين به بهائيان و اجساد بهايی با امضای جوانان دیندار و غیرتمند در معابر عمومی شهر ویلاشهر نصب گردید و در منازل تعدادی از بهاییان نیز انداخته شد. در تصویر ذیل شب‌نامه ذکرشده را مشاهده می‌نمایید.

۸. آبان ١٣٨۶: خاكريز اطراف قبرستان و خاکریزی در مسیر ورودی غربی بوسيله بلدوزر تخریب گردید.

۹. آبان ١٣٨۶: دو قبر حفرشده و آماده برای دفن اجساد توسط افراد ناشناس پر گردید.

۱۰. ٢٨ آبان ١٣٨۶: تابلوی سبز رنگی در محل قبرستان محتوی این متن تصب گردید: « هرگونه تصرف و دفن جسد در اراضي ملي بدون اخذ مجوز ممنوع و پيگرد قانوني دارد. » این تابلو تحت نام اداره كل منابع طبيعی استان اصفهان و اداره منابع طبيعی شهرستان نجف آباد در یکی از قبر های خالی‌شده و آماده جهت دفن اجساد نصب شد. تصاویر ذیل را در همین زمینه مشاهده می‌نمایید.

 ۱۱. آذر ١٣٨۶: يك قبر از قبرهای خالی‌شده جهت دفن اجساد پر گردید و بر آمدگی‌های خاکی که جهت شناسایی تعدادی از قبور مرحومین اخير در قطعه دوم ایجاد شده بود تسطیح شد. لازم به ذکر است بهاییان پس از تخریب چندباره‌ی قبرستان و نداشتن سنگ قبر مجبور شده بودند قبر از دست‌رفتگانشان را با بر‌آمدگی‌های خاک شناسایی کنند.

پس از فوت یکی از بهاییان در اوایل آذر ١٣٨۶ و دفن وی، در تاریخ ١١ آذر ١٣٨۶ تعدادی از بهاییان منطقه به نام‌های فرهاد فردوسیان، مژده اقترافی و هوشمند طالبی به پلیس اطلاعات و امنیت احضار شدند. پس از حضور ایشان در پلیس اطلاعات، به دادگاه اعزام و سپس بازداشت شدند. لازم به ذکر است نوزاد چندماهه‌ مژده اقترافی نیز همراه او بود.

پس از چند روز بازداشت، این سه تن آزاد شدند. همچنین در تاریخ ١٨ آذر ١٣٨۶ دو تن دیگر از بهاییان منطقه به نام‌های شمیم روحی و مهران زینی به پلیس اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند. در همین تاریخ، پنج تن مذکور به دادگاه اعزام گشتند و در آنجا به طور شفاهی از سوی شورای تامین استان ابلاغ شد که دفن اجساد در قبرستان مورد ذکر ممنوع است. از این تاریخ تا بهمن‌ماه ١٣٨۶ بهاییان منطقه با مراجعه به مراجع مختلف از جمله دفتر ریاست جمهوری، وزارت کشور و دیوان عدالت اداری به تظلم‌خواهی و ایراد شکایت پرداختند و برای چندمین بار طی نامه‌ای خواستار واگذاری زمینی از سوی دولت جهت دفن امواتشان شدند. در تاریخ ٢٠ اردیبهشت ١٣٨٧ شکایت بهاییان از اداره اطلاعات منطقه توسط دیوان عدالت اداری رد شد.

۱۲. ۶ فروردین ١٣٨٧: تعدادی از پلاک‌های سنگی جديد حاوی مشخصات مرحومین که به تازگی بالای قبور نصب شده بود شکسته و تخریب گردید.

۱۳. ١٢ اردیبهشت ١٣٨٧: کلیه قبور و پلاک‌های سنگی که به تازگی نصب شده بودند تخریب گردید و تعداد زيادی لاستيك فرسوده اتومبيل در جای جای محوطه قطعه ١ به آتش کشیده شد. تصاویر ذیل مربوط به این واقعه است.

پس از فوت یکی از بهاییان در تاریخ ٢٢ اردیبهشت ١٣٨٧ و دفن وی، فرهاد فردوسيان، مسعود بهشاد، وجيه الله فردوسيان و چند روز بعد ناهيد حاتمي كيا، هوشمند طالبی و مهران زينی به پلیس اطلاعات و امنیت احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند. در تاریخ ۴ خرداد ١٣٨٧ این افراد به دادگاه احضار شدند و به سه تن از آنان حکم بازداشت ابلاغ گردید. این سه تن فرهاد فردوسيان، هوشمند طالبی و مهران زينی بودند که به زندان دستگرد منتقل شدند.

در تاریخ ٧ خرداد ١٣٨٧ این سه تن با قرار وثیقه تا زمان تشکیل دادگاه آزاد شدند. در سوم مرداد ١٣٨٧ حکم دادگاه به این سه تن ابلاغ گردید. آنان به پرداخت جریمه نقدی محکوم شدند و دفن اجساد در قبرستان مذکور ممنوع اعلام شد. از این تاریخ مراجعات گسترده بهاییان به مراجع مختلف جهت دریافت جواز دفن اجساد و همچنین اعتراض به حکم اعلام‌شده بی‌نتیجه ماند و همانند گذشته با پاسخ منفی مسئولین روبرو گشت.

۱۴. بهمن ١٣٨٧: يكی از تانك‌های آب موجود در محوطه قبرستان که قبلا از محل نصب جدا‌شده و قدری هم آسیب دیده بود ربوده شد.

در تاریخ ٢۶ بهمن ١٣٨٧ حکم دادگاه تجدیدنظر مبنی بر برائت سه تن بازداشت‌شده ابلاغ گردید. همچنین در حکم ابلاغ‌شده به صحت ادعای سه متهم مبنی بر اینکه از سال ١٣٧۴ قبرستان مذکور جهت دفن اجساد به آنان واگذار گردیده و آنان هیچ‌گونه سوءنیتی نداشته‌اند اشاره شد. علی‌رغم ابلاغ این حکم همانطور که در ادامه مشاهده خواهید نمود تخریب قبرستان ادامه پیدا کرد. حکم دادگاه مربوطه را مشاهده می‌نمایید.

۱۵. ۲۵ اسفند ١٣٨٧: خاک‌بندی‌های انجام‌شده روی كليه قبور که به جهت شناسایی آنها انجام شده بود با ابزارهای دستی توسط افراد ناشناس صاف گردید.

۱۶. ۳۰ اردیبهشت ١٣٨٨: تابلوی بزرگی در محوطه قبرستان مبنی بر واگذارشدن زمين توسط منابع طبیعی به شهرداری و ممنوعيت دفن اموات در آن نصب شد. تصویر تابلو را ذیلا مشاهده می‌نمایید.

پس از مراجعه به معاونت شهرسازی، معاونت خدمات شهری و همچنین شهردار نجف‌آباد و اظهار بی‌اطلاعی مسئولین، تابلوی مذکور توسط افرادی ناشناس از محل نصب کنده شد.

۱۷. مرداد ١٣٨٨: حجم زیادی خاک با کمپرسی روی تمامی سطح قطعه ی ١ و نیز ناحیه ای از قطعه ی ٢ که شامل قبور جدید بود به ارتفاع نزدیک به یک متر ریخته شد.

پس از فوت یکی از بهاییان به هنگام دفن وی و اجرای مراسم در اول مرداد ١٣٨٨، دو نفر ماموران حراست شهرداری نجف آباد با خودروي شهرداری در محل حاضر شدند و نسبت به دفن اجساد در محل اعتراض نمودند. سپس ٣ نفر از ماموران پليس اطلاعات با ماشين شخصی در محل حضور یافتند که پس از مشاهده حکم دادگاه تجدیدنظر از موضوع اظهار بی‌اطلاعی نمودند. در همین حین، از اداره اطلاعات با منزل یکی از بهاییان تماس گرفته شد و مامور مذکور تهدید نمود در صورت دفن اجساد در قبرستان با شما شدیدا برخورد خواهد شد.

۱۸. نیمه دوم شهریور ١٣٨٨: تمامی سطح قطعه‌ی اول و قسمتی از قطعه‌ی دوم خاکبرداری شده و به حفره‌های عمیق و تپه‌های دو سه متری خاک تبدیل شد. خاک بعضی قسمت‌ها تا عمق یک متر برداشته شده و علاوه بر آن از محلی دیگر خاک آورده و در محل انباشته‌ گشت تا جایی که در بعضی نقاط، ارتفاع تلهای طولانی خاک به سه متر می‌رسید. همچنین، منطقه‌ی توقف اتومبیل‌ها در ضلع شمالی قبرستان و نیز ضلع جنوبی تا فاصله‌ی ده‌ متر از محل قبور خاکبرداری شده و گودالها و تلهای خاک بزرگی به وجود آمد. لازم به ذکر است رد بلدوزر و ماشین‌های کمپرسی در سراسر منطقه‌ و اطراف آن قابل مشاهده بود. علاوه بر این، بقایای ساختمان تخریب شده‌ی دستشویی و تانک‌های آبی که در تعرض‌های قبلی آسیب دیده بودند از محل جمع‌آوری شد. تصاویر ذیل مربوط به این واقعه است.

پس از فوت عزیزالله صبحی در تاریخ ٢۴ شهریورماه ١٣٨٨، از تحویل جنازه به بستگان ایشان ممانعت به عمل آمد. در تاریخ ٢٩ شهریور ١٣٨٨مامورین نیروی انتظامی در محل قبرستان حاضر شدند و از ورود بهاییان به قبرستان جلوگیری نمودند.

در تاریخ ۵ مهرماه ١٣٨٨جسد عزیزالله صبحی پس از ١٣ روز از فوت ایشان از بیمارستان منتظری نجف‌آباد توسط آمبولانس شهرداری و با حضور احتمالی مامورین اطلاعات به قبرستان بهاییان اصفهان واقع در سگزی منتقل شده و بدون تغسیل، تکفین و مراسم دینی بهاییان دفن گردید.

از آن تاریخ ماموران شهرداری در محل قبرستان به جهت جلوگیری از دفن اموات حضور یافتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]