[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] خودنویس

[تاریخ:] ۲۶ آذر ۱۳۹۲

 

وقتی جای مجرم و قربانی عوض می‌شود

آریا حق‌گو

امروز مروری بر قوانین و مقررات مربوط به فضای سبز در ایران داشتم غرضم یافتن ماده‌ای برای نوشتن یک یادداشت حقوقی نبود اما چه کنیم که در ایران هر طرف که نگاهی بیاندازی، اثری از نقض حقوق بشر را می‌بینی.

آن چه این بار تعجب مرا برانگیخت، عوض شدن جای مجرم و قربانی در موضوع تخریب قبرستان بهاییان است. البته این رفتار زشت و غیر انسانی در جمهوری اسلامی یکی از سنت‌های رایج است و تخریب قبور دیگران و توهین به اموات از تفریحات مورد علاقه برخی وابستگان به این نظام محسوب می‌شود. علاوه بر بهایی‌ها. قبور شاعران، نویسندگان، هنرپیشگان و حتی شاهان گذشته ایران نیز توسط این عده از هم میهنان همواره در معرض تخریب بوده است. بنابر این اصلا قصد ندارم در این یادداشت راجع به این سنت زشت در جمهوری اسلامی یا نقض حقوق شهروندان چیزی بنویسم. آن چه توجه من را جلب کرده بی‌تفاوتی دستگاه‌های مسوول جمهوری اسلامی در مقابل قطع اشجار است که طبق قوانین ایران جرم محسوب می‌شود.

مطابق ماده ۴ قانون اصلاح لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب ۱۳۵۹ شورای انقلاب هر کس درختان موضوع ماده (۱) قانون گسترش فضای سبز را عالما و عامدا و برخلاف قانون مذکور قطع یا موجبات از بین رفتن آن‌ها را فراهم آورد، علاوه بر جبران خسارت وارده حسب مورد به جزای نقدی از یک میلیون (۱۰۰۰۰۰۰) ریال تا ده میلیون (۱۰۰۰۰۰۰۰) ریال برای قطع هر درخت و در صورتی که قطع درخت بیش از سی اصله باشد به حبس تعزیری از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.

بنابر این اشخاصی که درختان غرس شده در قبرستان‌های بهاییان را قطع نموده‌اند. اگر به خاطر تخریب قبور شایسته تقدیر از طرف نظام باشند. به خاطر قطع اشجار و درختان طبق قانون خود جمهوری اسلامی مجرم هستند. چون تعداد درختانی که قطع کرده‌اند نیز بیش از ۳۰ اصله بوده است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی باید این افراد را به حداقل ۶ ماه و حداکثر ۳ سال زندان محکوم میکرد اما این هم از طنزهای قانونی و حقوقی جمهوری اسلامی است که به جای قطع کنندگان درختان، گزارش دهنده این تخلف را روانه زندان کرده‌اند. در واقع دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به جای آن که قطع کنندگان این درختان را به ۶ ماه تا ۳ سال زندان محکوم کند، شمیم اتحادی را که علیه این افراد اعلام جرم نموده است، به ۷ سال زندان محکوم کرده است!

شاید از نظر مقامات قضایی و مسوولین دیگر جمهوری اسلامی، بهاییان یا اصولا هر دگراندیشی هیچ حرمتی نداشته باشد و جان و مال و ناموس زنده و قبور و اجساد مرده آن‌ها هیچ امنیتی نداشته باشد اما جرم درختان غرس شده در اطراف قبور این افراد چیست؟ مگر این درختان که با زحمت فراوان در منطقه خشک و کم آبی مثل یزد سال‌ها عمل آورده شده‌اند هم با جمهوری اسلامی اختلاف عقیده داشته‌اند که حکم به قلع و قمع آن‌ها صادر شده است؟ آیا جمهوری اسلامی به قانون مصوب خویش هم در رابطه با فضای سبز شهرها اهمیت نمی‌دهد؟ چرا به جای برخورد با مجرمینی که درختان را قطع کرده‌اند. کسی را که این جرم را گزارش نموده مجازات کرده‌اند؟ آیا درختان هم باید در آتش نفرت پراکنی حاکمان ایران و وابستگان‌شان بسوزند؟

بی‌شک این سوالات را هم باید به فهرست طولانی سوالاتی اضافه نمود که جمهوری اسلامی هرگز به آن پاسخی نخواهد داد. آن چه مهم است افزایش آگاهی مردم ایران از عمق کینه‌توزی و نفرت پراکنی این رژیم در میان ایرانیان است که قطعا تمام ایرانیان از آن متضرر خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]