[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] خبرگزاری فارس

[تاریخ:] ۱۰ فروردین ۱۳۹۲

 

به بهانه سالروز درگذشت آیت‌الله العظمی بروجردی

افشاگری و مبارزه یک مرجع تقلید علیه فرقه بهائیت

یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال های حضور ایشان در قم با حکومت پهلوی بود و یکی از مسائل در حال رشد این دوران رشد بهائیت بود. روحانیت و مرجعیت شیعه در طول تاریخ به مسائل و حوادث، اشخاص، فرقه ها و احزاب مختلف با نگاهی دینی و موضعی از جایگاه مذهب نگریسته است و در این بین نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور ۱۳۲۰ به بهائیت نیز یک نگاه دین مدارانه بود از آن جهت روحانیون مخالف بهاییان بودند و آن ها را یک گروه بدعت گذار و دین ساز می دانستند که مکتب آن ها بر هیچ بنیاد دینی و کتاب آسمانی بنیان نیافته بود. افزون بر وابستگی آن ها به بیگانگان و قدرتمند شدن تدریجی آن ها در ایران، بیم آن می رفت که بر مؤمنان سلطه یابند؛ لذا روحانیت در همه حال با بابیت و بهائیت مخالف بود، ولی به دلیل فعالیت زیاد بهائیت بعد از دهه ی ۱۳۲۰، مخالفت روحانیت نیز مضاعف گردید.

آیت الله بروجردی خود در هنگامی که در بروجرد بودند، شاهد نفوذ و جسارت بهائیان بوده اند. «فرقه ی ضاله ی بهائیت فعالیت های خود را در بروجرد و به خصوص در ادارات دولتی تشدید کرده بودند.» گستاخی به جایی رسید که «یکی از مدارس دینی شهر را تخریب و به جای آن دبیرستانی بنا نهادند». آیت الله بروجردی از راه های قانونی برای جلوگیری از اقدامات آن ها هر چه تلاش کرد، موفق نشد تا اینکه «به عنوان اعتراض به این امر از شهر خارج شدند. خبر عزیمت ایشان در اندک مدتی مردم شهر و نواحی اطراف را به تظاهرات و اجتماع در تلگرافخانه واداشت». تا اینکه دولت «احساس خطر نموده و سعی در مراجعت ایشان به شهر می نماید» و دست به انتقال بهائیان از ادارات شهر می زند.

به هر حال فشارهای روزافزون مردمی باعث شد تا آیت الله بروجردی دست به اقدام شود. ابتدا روحانیون را برای خنثی سازی تبلیغات بهائی ها به محل فعالیت های تبلیغاتی آن ها می فرستادند و هم زمان برای جلوگیری از اقدامات خشونت آمیز بهائیان، طبق روش سیاسی خود به دولت های وقت متوسل می شدند. در ابتدا آیت الله با ارسال نامه ای از آقای فلسفی می خواهند که موضوع را به نخست وزیر (رزم آرا) تذکر دهند. اما تذکر آیت الله بروجردی در رزم‌آرا اثری نکرد.

نظر آیت الله بروجردی همچنان مورد بی اعتنایی دولت ها قرار می گرفت تا اینکه اخبار نگران کننده ای به آیت الله رسید. وی بعد از رمضان سال ۱۳۳۳، نامه ای به آقای فلسفی نوشت تا شاه را ملاقات و با وی مذاکره نماید. آیت الله در این نامه نوشتند: «به عرض عالی می رساند چندی قبل از آبادان مکتوبی از بعضی وکلای حقیر رسیده بود و اظهار داشته بودند که تقریباً اداره ی امور نفت آبادان با فرقه ی بهائیه شده... نمی دانم اوضاع ایران به کجا منجر خواهد شد؟».

به هر حال، هیچ یک از اقدامات آیت الله بروجردی مؤثر واقع نشد، آقای فلسفی پیشنهاد کرد که در رمضان ۱۳۳۴ که سخنرانی وی از رادیو به طور مستقیم پخش می شود، دست به یک تبلیغ علیه بهائیت زده شود. آیت الله بروجردی این پیشنهاد را پسندیدند و اضافه کردند بهتر است این مسئله به شاه گفته شود که «بعداً مستمسک به دست او نیاید که کارشکنی بکند و پخش سخنرانی از رادیو قطع گردد، زیرا این مطلب برای مسلمانان خیلی گران خواهد بود و باعث تجری هر چه بیشتر بهائی ها می شود». آقای فلسفی با شاه ملاقات کرد و نظر آیت الله بروجردی را به شاه اطلاع داد. شاه در پاسخ گفت: «بروید بگویید». آقای فلسفی موضوع را به وعاظ تهران نیز ابلاغ کرد که در ماه رمضان همه ی مساجد علیه بهائیان دست به تبلیغ بزنند.

ماه رمضان فرا رسید. به گزارش هفته نامه ی ترقی «امسال از آغاز ماه مبارک رمضان که ماه عبادت و اجتماع مسلمین در مساجد و تکایا و استماع وعظ و خطابه ی روحانیون و وعاظ است، موضوع مبارزه با بهائی ها و خطر فرقه ی بهائی در رأس کلیه ی مطالب مورد بحث آقایان وعاظ و روحانیون قرار گرفت و هماهنگی روحانیون در مبارزه علیه بهائی ها و مخصوصاً اظهارات شدید آقای فلسفی واعظ شهیر که مستقیماً از رادیو تهران پخش می شد کم کم به طوری افکار و اذهان عمومی را به خود جلب کرد که موضوع خطر بهائی ها و مبارزه علیه آنان یک هفته بعد از آغاز ماه مبارک رمضان کلیه ی مسائل سیاسی و وقایع جاری کشور را تحت الشعاع خود قرار داد».

مردم که از جسارت ها و خصومت های بهائی ها به تنگ آمده بودند، فرصت را مغتنم شمردند و بسیاری از محافل بهائیان را در شهرها تخریب کردند و در تهران نیز مرکز بهائیان را به نام حظیره القدس تصرف کردند.

به دنبال بسته شدن حظیره القدس و شدت یافتن مبارزات روحانیت علیه بهائیان، سیل طومارها و تلگرافات در حمایت از مبارزات سرازیر شد. آیت الله آقاسید عبدالهادی شیرازی از نجف در تأیید مبارزات آیت الله بروجردی اعلامیه ای صادر کرد و آقای فلسفی آن را در منبر قرائت کرده و از رادیو نیز پخش شد.

در این بین آیت الله بهبهانی نیز طی تلگرافی به آیت الله بروجردی، روز تصرف حظیره القدس را عید دانست. از سویی دیگر، چند نفر از علمای تهران به حضور شاه رسیدند و از بستن حظیره القدس تشکر کردند.

آیت الله بروجردی هم که به اقدامات دیپلماتیک خود ادامه می دادند، در پیامی به آقای صفایی- نماینده ی قزوین، که یکی از روحانیون طرفدار آیت الله کاشانی بود- از وی خواستند تا مبارزه علیه بهائیان را قانونی کنند، اما دولت پیش دستی کرد و وزیر کشور، علم، بخشنامه ای را صادر کرد و برای توضیح در مجلس حاضر شد. او اعلام کرد: «دولت معتقد است که برای جلوگیری از فعالیت های مضره این گونه دستجات، قوانین کافی در دست است و ما می توانیم این کار را به نحو احسن انجام دهیم». سید احمد صفایی، پیام آیت الله بروجردی را مطرح کرد، عده ای از نمایندگان گفتند: «فرقه ی بهائی غیرقانونی هست و احتیاج به قانون ندارد».

در بخشنامه ی وزیر کشور از یک سو، نامی از فرقه ی بهائیان برده نشد و از سویی دیگر، تیغه ی دولبه ای بود که هم فرقه ی بهائی را تهدید می کرد و هم روحانیان را به عنوان «تحریک مردم بر ضد امنیت عمومی» و هم مردم را به عنوان «مرتکب» مورد تهدید قرار می داد. برخورد دو رویانه ی دولت موجب عصبانیت آیت الله بروجردی شد و از همین جا روابط آیت الله و رژیم رو به سردی گرایید.. مبارزات یک ماهه ی روحانیون تأثیر نسبی خود را گذاشت و بسیاری از محافل بهائیان، در سرتاسر ایران تخریب شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]