[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

خاطرات ملاقات

در زندان باز شد و شادی آمد شادی تو شادی گفتگو باز شد از همه جا از همه چیز از همه جا از این جهان تا آن جهان ستاره‌ها به ستاره‌ای رسیدند ستاره‌ای درخشان ستاره‌ای پر از عشق به راه کسی که ماهی در ستاره‌ها بود در زندان بسته شد شادی رفت شوق دیدار ما به جمعه‌ای دیگر شد اَز دروازه‌ها گذشتیم و به خانه رسیدیم خانه خاموش از تو بود زندان جای تو و دیگران نیست

[امضا کودک]

 

[یادداشت دستنویسی در پایین صفحه]

هومن شیدا نشیدی فرزند منصور

در ایام سجن پدرش در احیان ملاقات

خاطراتش را تقریباً به شعر نو با قطعه ادبی تنظیم نموده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]