[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] جوان آنلاین

[تاریخ:] ۵ شهريور ۱۳۹۱

 

روایت های جالب از عقب نشینی شاه مقابل آیت الله العظمی بروجردی

شاهد توحيدي

...همانطور كه عرض كردم مسئله اصلاحات ارضي كه پيش آمد آقاي بروجردي مخالفت و در قضيه بهائيت نيز به ‌شدت اعتراض كرد. به ‌تدريج سردي رابطه بين اين دو تشديد شد و در آخرين ملاقات آنها كه من هم در ميدان بيرون از حرم حضور داشتم، شاه با آقاي بروجردي در حرم ملاقات كرد. او به منزل آقاي بروجردي نرفت و آقاي بروجردي به حرم آمد. بعضي‌ها هم خوششان نيامد و گفتند خوب بود كه اين ملاقات صورت نمي‌گرفت، ولي آقاي بروجردي حتي‌المقدور مي‌خواست رابطه تيره‌تر نشود كه به درگيري شاه و مردم نينجامد. آقاي بروجردي فوق‌العاده مراعات فضاي جامعه را مي‌كرد. اين قضيه مسلم است. خاطرم هست جواني در ابرقوي يزد يك بهايي را كشته بود و بهايي‌‌ها از سراسر كشور اقداماتي كرده و حكم اعدام آن جوان قاتل را گرفته بودند. جمعيت در ابرقو جمع شده بودند كه فردا صبح آن جوان را اعدام كنند. آقاي بروجردي در شب حادثه مطلع شد و تا صبح نخوابيد تا يقين كرد كه خبر به شاه رسيده كه حتماً بايد جلوي اجراي اين حكم گرفته شود و شاه هم دستور داده بود كه حتماً اين كار بشود. ...

ايشان نسبت به فرقه ضاله بهائيت مستقيماً وارد ميدان شد، در حالي كه در بقيه قضايا به اين شكل اقدام نكرد. احساس خطري كه از ناحيه اين فرقه كرد، چه بود؟

ايشان مطمئن بود كه اين فرقه ابداً يك مكتب ديني نيست، بلكه يك فرقه سياسي و اصل آن مربوط به انگليسي‌هاست. شما حتماً عكس اعطاي لقب sir به عباس افندي را ديده‌ايد. آقاي بروجردي مي‌دانست كه اين يك مكتب مذهبي نيست، بلكه يك فرقه سياسي و در حقيقت راه نفوذ انگليسي‌ها در ايران است. مرحوم ميرزاي شيرازي در قضيه تنباكو جلوي آنها را گرفت و حالا اينها مي‌خواستند از طريق ديگري وارد شوند.

البته چندي است كه دوباره فعال و حتي سياسي هم شده‌اند. براي اينكه از بيت‌العدل آنها در عكا رسيده كه مكتب خودتان را علني كنيد. در سال‌هاي اول انقلاب، بچه‌هاي اينها نمي‌گفتند ما بهايي هستيم، ولي الان رسماً مي‌گويند. دانشگاه‌هاي ما اينها را نمي‌پذيرند، ولي از خارج يك دانشگاه غيرحضوري براي اينها درست كرده‌اند و به اينها مدرك هم مي‌دهند. به هر حال آقاي بروجردي احساس كرده بود كه اينها خطرناك هستند و خيلي مراقب بود كه اينها موقعيتي پيدا نكنند، چون مي‌دانست كه اصل كار، انگلستان است...

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]