جمشید سیاوشی

متولد ١٣٢٣ در اردن

در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۶۲ به دار آویخته شد

 

جمشید سیاوشی نوجوان بود که خانواده‌اش از اردن به ایران برگشتند. او در تهران دورۀ دبیرستان را تکمیل کرد.  در سال ۱۳۵۱ با همسرش، طاهره به نیت ترویج آئین بهایی به چنار دهکده‌ای در حومۀ تهران رفتند و در آنجا ساکن شدند.  پس از دو سال به تهران بازگشتند و طاهره به مدرسه پرستاری رفت.  در سال ۱۳۵۵ به یاسوج رفتند و در آنجا فروشگاه کوچکی برای فروش لوازم الکتریکی راه انداخت و همسرش نیز در بیمارستان به کار مشغول شد.

عضو محفل روحانی محلی[۱] یاسوج بود.  در سال ۱۳۵۷ در اوایل انقلاب، منزلش مورد حمله قرار گرفت و همسرش به خاطر اعتقاد به آئین بهائی از کار اخراج شد. به‌ناچار به شیراز نقل مکان کردند. در سال ۱۳۶۰ عضو محفل روحانی شیراز شد. در ۴ آبان ۱۳۶۱ بازداشت شد، و شش هفته در سلول انفرادی بازداشتگاه سپاه بود، و او را سخت شکنجه کردند. نهایتاً به زندان عادل‌آباد منتقل شد. حدود یک ماه بعد از او، همسرش نیز در تاریخ ٨ آذر ۱۳۶۱ بازداشت شد.

در سحرگاه ۲۶ خرداد ۱۳۶۲ به همراه پنج بهائی دیگر، بهرام یلدائی، بهرام افنان، عنایت‌الله اشراقی، عبدالحسین آزادی و کوروش حق‌بین در میدان چوگان به دار آویخته شدند. همسرش، طاهره ارجمندی ـ سیاوشی نیز در دو روز بعد، به همراه ٩ بهایی دیگر، سیمین صابری، نصرت غفرانی یلدائی، عزت جانمی اشراقی، رؤیا اشراقی، منا محمودنژاد، شهین (شیرین) دالوند، اختر ثابت، زرین مقیمی ابیانه و مهشید نیرومند در همان میدان به دار آویخته شدند. جسد آنان به خانواده‌هایشان تحویل داده نشد، و احتمالاً مأمورین دولتی آ‌ن‌ها را به خاک سپردند.

 

(این معرفی کوتاه بر مبنای اطلاعاتی که در دسترس ما بوده تهیه شده است. اگر به نکته‌ای برخوردید که دقیق نیست و یا اطلاع مهمی ناگفته مانده است، لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید.)

 

 

 

[۱] محفل روحانی محلی: هیئتی متشکل از نه نفر که سالانه با رأی بهائیان بزرگسال در هر شهر یا روستا انتخاب می‌شود و مسئول رسیدگی به امور جاری جامعه بهائی در آن محل است.