جلال مستقیم

متولد: ١٣٠٧، مروست، یزد

در تاریخ ١٧ شهریور ۱۳۵۹ در یزد تیرباران شد

 

در یک خانوادۀ بهائی به دنیا آمد. پدرش از یک خانوادۀ مسلمان بود و بعد از آنکه بهائی شده بود، خانواده با او قطع رابطه کرده بودند و از ارث محروم شده بود. جلال مستقیم تا کلاس چهار ابتدائی درس خواند. از کودکی شاهد آزار و تبعیض‌های بسیاری بود که به خاطر بهائی بودن خانواده‌اش بر آن‌ها تحمیل می‌شد. حتی شاهد بود که خانه‌شان را غارت کردند. وقتی ١٨ساله بود، خانواده‌اش به یزد رفتند. از سال ۱۳۵۲ عضو محفل روحانی محلی[۱] یزد بود، و در سال ۱۳۵۵ به عضویت هیئت مساعدین[۲] هم انتخاب شد.

در روز ٢٨خرداد ۱۳۵۹ بعد از بازگشت از جلسۀ محفل در منزلش دستگیر شد. در همان شب دیگر اعضاء محفل روحانی هم دستگیر شدند و همگی را به زندان نظامی بردند.

 در روز ١٧ شهریور ۱۳۵۹ به همراه شش بهائی دیگر، عزیزالله ذبیحیان، فریدون فریدانی، نورالله اختر خاوری، محمود حسن‌زاده، علی مطهری و عبدالوهاب کاظمی منشادی تیرباران شدند.

جزئیات اعدام آن‌ها معلوم نیست ولی گفته می‌شود که در باغی خارج از شهر، یک به یک به دست مأموری تیرباران شدند و هر کدام اصرار داشته قبل از بقیه کشته شود. اجساد آن‌ها خارج از شهر، در زمینی خالی و دور افتاده با حضور اقوام و ٢٠٠ نفر از بهائیان به خاک سپرده شد.

 

(این معرفی کوتاه بر مبنای اطلاعاتی که در دسترس ما بوده تهیه شده است. اگر به نکته‌ای برخوردید که دقیق نیست و یا اطلاع مهمی ناگفته مانده است، لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید.)

 

 

 

 

[۱] محفل روحانی محلی: هیئتی متشکل از نه نفر که سالانه با رأی بهائیان بزرگسال در هر شهر یا روستا انتخاب می‌شود و مسئول رسیدگی به امور جاری جامعه بهائی در آن محل است.

[۲] مساعدین: اعضای هیئت‌های معاونت، افرادی را با عنوان مساعد انتصاب می‌کنند تا آن‌ها را در انجام وظایفشان در سطح محلی کمک کنند.

هیئت معاونت: افرادی که با تصمیم هیئت مشاورین قاره‌ای برای دوره‌ای پنج‌ساله انتصاب می‌شوند و در حیطه فعالیتشان که معمولاً شامل نواحی کوچک‌تر در یک کشور است، به تشویق افراد و تحکیم جوامع بهائی می‌کوشند.  معاونین در ارتباط با محافل روحانی محلی نقش مشورتی دارند.