[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[ آرم شیر و خورشید ]

وزارت کشور؛ شمارۀ: ۲۰۶۲؛ تاریخ: ۱۰/۷/[۱۳۲۳]؛ پیوست: یک برگ

 

وزارت کشور

طبق امریّهٴ شمارۀ ۱۴۷۶/۳۱۰۶۷ روز ۲۴/۵/۱۳۲۳ به شاهرود عزیمت و به طوری‌که بررسی شده است برحسب دستورات کتبی شوقی افندی دایر به مهاجرت به اطراف برای تبلیغ علنی در نقاطی که مذهب بهائی رواجی نیافته، بهائی‌های مقیم شاهرود که عدّهٴ آنها نسبتاً زیاد و مخصوصاً وسیلهٴ نادری رییس دخانیّات و رهبانی رییس خرید خواروبار و قبادی کارمند راه‌آهن و شیدانی کارمند راه شوسه و خورشیدی و آقازاده کارمندان فرهنگ تقویت می‌نموده‌اند، شروع به تظاهراتی نموده که موجبات شکایات متوالی مسلمانان را فراهم و حتّیٰ کارمندان دولتی سایر شهرستان‌ها هم به نام مرخّصی و غیره به شاهرود آمده، انجمن‌های سرّی و علنی تشکیل داده و عدّه[ای] از سنگسری‌های بهائی را نیز به شاهرود دعوت و کار را به جایی رسانیده بوده‌اند که علاوه بر ایجاد زحمت جهت مسلمان‌ها، همه روزه برای جلب آنها به شهربانی شکایاتی ترتیب داده که در جریان رسیدگی، صحّت شکایات آنها مورد تردید واقع شده، چنان‌چه ولی‌الله سبحانی سنگسری که محفل بهائیت در منزل او تشکیل می‌شود، شکایت نموده است که درب منزل او را آتش زده‌اند، در صورتی که در بازرسی معلوم گردیده که درب منزل از داخل آتش زده شده بوده است و نظایر دیگری که در پرونده‌های شهربانی و فرمانداری منعکس است و این رویّه ادامه داشته تا این‌که در شب ۳ شعبان تولّد حضرت خامس آل‌عبا (۲ مرداد ۱۳۲۳) ولی‌الله سبحانی سنگسری در خیابان تهران به طور علنی نسبت به مذهب اسلام هتّاکی و موجبات هیجان عمومی را فراهم می‌نماید و روز ۳ مرداد ماه ۱۳۲۳ طیرالله سنگسری بهائی به شهربانی مراجعه و مدّعی می‌گردد که از طرف مسلمان‌ها مضروب شده و خالقیان نمایندهٴ (یو کی سی سی) به اتّفاق بانوخانم به شهربانی مراجعه و با داد و فریاد زیاد طیرالله مزبور را با خود به کماندانی شوروی برده و کماندان را به شهربانی (می‌آورند؟) و شهربانی کماندان را به بی‌طرفی ادارات دولتی مطمئن ساخته و او را قانع می‌نمایند.

این جریانات نشان می‌دهد که نام‌بردگان علاوه بر تظاهرات بی‌مورد، می‌خواسته‌اند مأمورین (انسی؟) شوروی را نیز برانگیخته و در این امور مداخله دهند و در همان حین تلگرافات و مکاتبات هم به نخست وزیری و وزارت کشور و مجلس شورای ملّی و شهربانی کلّ و فرمانداری و ادارات ذی‌صلاحیّت محلّی مخابره و علناً در آنها مدّعی می‌گردند که مسلمان‌ها به مذهب مقدّس بهائی توهین نموده و موجبات زحمت بهائی‌ها را فراهم می‌آورند و به همین نحو تلگرافات و مکاتبات مفصّلی از طرف مسلمان‌ها صادر و رفتار بهائی‌ها را تنقید و اشاره می‌نمایند که در صورت عدم جلوگیری از تظاهرات بهائی‌ها، خطراتی را بایستی انتظار داشت. در اثر این جریانات چون نیمهٴ شعبان نزدیک و شهربانی هم خطر مزبور را به فرمانداری گزارش می‌دهد، فرمانداری شورای شهرستان را تشکیل و دو نفر از علما را نیز دعوت در شورای شهرستان نموده و پس از مذاکرات، تصمیم می‌گیرند که به طور موقّت هم شده، چند نفر از بهائی‌ها که در ادارات سمتی دارند و از موقعیّت خود سوء‌ استفاده کرده، تظاهراتی تبلیغ می‌نمایند، به عنوان مأموریّت و غیره از شهر خارج و در نیمهٴ شعبان در شاهرود نمانند و در نتیجه از طرف فرمانداری به شهربانی مراتب ابلاغ و چون نادری از حرکت خودداری می‌نماید، شهربانی او را به فرمانداری دلالت و آقای فرماندار بالاخره او را قانع می‌کند که به نام مأموریّت در خارج شاهرود، از شهر بایستی خارج گردد. او هم کفیل خود را معرّفی نموده ولی در عوض خروج از شهر در منزل مخفی می‌گردد.

مسلمان‌ها هم در نیمهٴ شعبان در عوض سه شبانه روز، چهار شبانه روز جشن مفصّلی گرفته و تمام دکاکین و خانه‌ها را آذین‌بندی نموده (تنها دکاکین بهائی‌ها بسته بوده است)، پس از گذشتن جشن مزبور روز ۱۷/۵/۱۳۲۳ محمّدرضای خدایی بهائی برای باز کردن درب دکّان خود رفته (به طوری که معلوم شده مهاجر‌زاده و جذبانی و رحمانی و سبحانی سنگسری بهائی مراقب بوده‌اند) و چون از طرف اشخاص نامعلومی قفل درب دکّان آلوده به کثافت شده بوده، در صدد نظافت برآمده که محمّد، طفل، شعر توهین‌آمیزی به عبّاس افندی خوانده و بلاتأمّل مهاجرزاده دو سیلی به او زده و محمّدرضا پدر طفل و محمّدحسین دایی او به طرفداری او برخاسته، حتّیٰ مهاجرزاده را کتک زده و محمّد جذبانی و سه نفر سنگسری‌های نام‌برده که در آن نزدیکی بوده و دارای چوب هم بوده‌اند، به بازار انارکی‌ها وارد و نسبت به مسلمان‌ها بنای فحّاشی و توهین را گذارده و رحمانیان سنگسری فریاد می‌زند: اگر مسلمان هستید و تعصّب دارید، بروید تهران ببینید روزی هزاران زن‌های شما را سربازان بیگانه به بی‌عصمتی وادار می‌نمایند. مسلمان‌ها هم عصبانی شده، چند نفری مردم را به بستن دکاکین وادار و بهائی‌ها هم از دکّان قبادی هر یک چوبی برداشته و شروع به زد و خورد می‌نمایند و در ضمن سبحانی سنگسری با چوبی که در دست داشته، در بازار انارکی‌ها محمّدحسین عمودی قنّاد را می‌زند و مجروح می‌نماید (محمّدحسین مزبور روز ۲۱/۵/۲۳ در اثر ضربهٴ وارده فوت می‌نماید). جمعیّت هم در نتیجه به او هجوم آورده و او را احاطه و چوبی هم به سر سبحانی خورده که خون جاری و به مجرّد افتادن به زمین، دست به اسلحهٴ کمری که همراه داشته، برده و مبادرت به تیراندازی می‌نماید و پس از دور شدن جمعیّت، سایر سنگسری‌ها و بهائی‌ها که همراه بوده‌اند، وارد شهربانی شده و شهربانی هم فوراً درب را بسته و هنگامی که اهالی برای به دست آوردن آنها به شهربانی هجوم می‌آورند، رییس شهربانی از روی پشت‌بام چند تیر هوایی خالی و در ضمن عدّه[ای] از این موقعیّت استفاده کرده به منازل و مغازه‌های بهائی‌ها رفته و سه نفر نادری و جذبانی و مهاجر را مقتول، عدّه[ای] را مجروح و مغازه و منازل بعضی را به شرح زیر غارت و آتش می‌زنند:

  1. هنگام هجوم به منزل نادری (درب منزل از خارج بسته بود) خود نادری به منزل همسایه، رهبانی معاون خواروبار، فرار و مهاجمین به منزل نادری وارد و پس از نیافتن او، منزل را آتش زده و قسمتی را غارت و سپس به منزل رهبانی رفته، نادری را مضروب و مقتول و در بازبینی لاشه، فوت در اثر ضربهٴ شدید وارد از عقب سر تشخیص گردیده است. قاتل نادری، محمّدرضای حمّامی که دارای قمه هم بوده، مشخّص و دستگیر و به اقرار قانونی، بازداشت می‌باشد.
  2. محمّد جذبانی در خیابان بدواً مجروح و به محکمهٴ دکتر مبارک که دو اشکوبه بوده رفته و پس از زخم‌بندی، او را در طبقهٴ بالا مخفی نموده که محمّدرضای خمیرگیر به آن‌جا وارد و پس از گلاویز شدن با یکدیگر، محمّدرضای مزبور او را بلند کرده و از پنجره به خیابان پرت و سپس [به] وسیله اشخاص متفرّقه روی تخته به بیمارستان جنب شهربانی حمل و در بین راه هم صدمات دیگری به او وارد و در بیمارستان درمی‌گذرد.
  3. مهاجر در منزل مخفی بوده و یک مرتبه مهاجمین به سمت منزل او رفته و به واسطهٴ بودن دو سرباز شوروی، در کوچه‌ای پراکنده شده و مجدّداً به آن‌جا هجوم و شخصی به نام این‌که مهاجر در منزل خودش نیست و حتّیٰ اسباب‌های خانه را به جای دیگری انتقال داده (مهاجر در یک هفته قبل با خانواده به منزل قباد بهائی رفته و اثاثیّه را هم به آن‌جا انتقال و ۲۴ ساعت قبل از پیش‌آمد روز ۱۷/۵/۲۳ مجدّداً با کلیّهٴ اثاثیّه به منزل خود مراجعت نموده است) آنها را منصرف و در مرتبهٴ سوّم، هنگامی که به کلّی شورش پایان یافته بوده، عدّه[ای] به این‌جا هجوم و مهاجر با علی نام [برادر]زادهٴ خود، روی پشت‌بام بوده و مهاجمین می‌خواهند درب را بشکنند، موفّق نشده و در این ضمن علی مزبور کلوخی پرتاب و سر میرزا پسر (کندو؟) مجروح و خون جاری و میرزای نام‌برده با چند نفر دیگر از خانه‌های همسایه به آن‌جا رفته و به مجرّد رسیدن به مهاجر با کاردی که در دست داشته، سر مهاجر را مجروح و سپس به طرز فجیعی او را کشته و از پشت بام به حیاط خانه پرت می‌نمایند و جمعیّت هم پس از باز کردن درب خانه، از داخل به آن‌جا وارد و مبادرت به غارت نموده و حتّیٰ درب و پنجره‌ها را کنده با خود می‌برند. مقداری از اثاثیّه و درب و پنجره به دست آمده که قسمتی به زن مهاجر مسترد و بقیّه در شهربانی تحت نظر دادستانی، بایگانی است.

عدّهٴ مجروحین عبارت بوده‌اند از:

۱- عطاءالله روحانی، بهائی ۲- ریاض‌الله [تبیانی] سنگسری، بهائی۳- مهندس عزیز روحانی، بهائی۴- حسین‌علی پروین سنگسری، بهائی ۵- علی‌اکبر رحمانی سنگسری، بهائی۶- جمشید قباد، کارمند راه‌آهن، بهائی ۷- محمّدعلی وحدت، بهائی ۸- هدایت اعظمی، بهائی ۹- کلمات‌الله فناییان، بهائی۱۰- منوچهر سقّا، بهائی ۱۱- ورقائیّه سبحانی، بهائی ۱۲- میثاقیّه [تبیانی]، زن وحدت، بهائیه ۱۳- میرزا حسین فرهادی، مسلمان.

و به موجب دادخواست‌هایی که به دادستانی و شهربانی داده شده است، منازل و دکاکین به موجب صورت پیوست، غارت و آتش زده شده که مقداری از اثاثیّه غارت شده، به دست آمده و همه روزه هم منازل مورد بدگمانی، بازرسی و آنچه به دست می‌آید، تحت نظر دادستانی در شهربانی جمع و بایگانی می‌گردد. در جریان بازجویی، قاتل مهاجر: میرزا پسر کندو و قاتل نادری: محمّدرضای خمیرگیر و قاتل جذبانی: محمّدرضای حمّامی و قاتل محمّدحسین عمودی قنّاد: سبحانی سنگسری مشخّص و سه نفر اوّلیّه با قرار قانونی بازداشت و برای دستگیری شخص اخیرالذّکر که در تهران می‌باشد، اقدام لازم به عمل آمده است و تا هنگام حرکت این جانب علاوه بر نام‌بردگان، چهار نفر به اتّهام معاونت در قتل و ۱۶ نفر به اتّهام غارت دستگیر و بازداشت شده بوده‌اند و دستور جلب ۸۸ نفر متّهم دیگر نیز صادر و به شهربانی ابلاغ شده بوده است.

چنان‌چه قبلاً گزارش شده خاتمهٴ غائلهٴ شاهرود در روز ۱۷/۵/۲۳ طبق درخواست مأمورین محلّی و [به] وسیلهٴ فرماندهی ارتش شوروی انجام یافته است. با توجّه به مراتب معروضه با این‌که تظاهرات و تبلیغات علنی بهائی‌ها در شاهرود و دلتنگی مسلمین از عدم جلوگیری مأمورین دولتی و شکایات پی‌درپی طرفین از چند ماه به این طرف همه روزه زیادتر شده و همچنین بهائی‌ها عدّه[ای] سنگسری را در شاهرود جمع و پرونده‌هایی علیه همدیگر ترتیب می‌داده‌اند و مقامات صلاحیّت‌دار محلّی موظّف بوده‌اند که چنین پیش‌آمدی را قبلاً در نظر گرفته و همه‌گونه اقدام احتیاطی به عمل آورده و مانع از بروز چنین پیش‌آمد ننگینی در انظار خودی و بیگانه شوند، هیچ‌گونه اقدامی ننموده و تنها به دادن گزارش به مرکز قناعت نموده‌اند و چنان‌چه در روز وقوع هم شهربانی به فوریّت مداخله کرده، دستگیری ضارب را که دارای اسلحه هم بوده و چندین تیر خالی کرده، دستگیر می‌نمودند، باز هم از قتل و غارت و آتش زدن اموال به عقیدهٴ این جانب جلوگیری می‌شد. ولی علاوه بر این‌که اقدامات فوری نشده، سنگسری مزبور با داشتن اسلحه وارد شهربانی شده  و اسلحهٴ او فعلاً معلوم نیست چه شده و سپس هم با سایر بهائی‌ها [به] وسیلهٴ راه‌آهن روز بعد از واقعه از شاهرود خارج شده است.

روز ۲۱/۵/۲۳ پس از فوت محمّدحسین عمودی قنّاد که در اثر ضربهٴ وارده از طرف سبحانی سنگسری درمی‌گذرد، علما و مسلمان‌ها جسد را در مسجد جامع گذاشته و اهالی دکاکین را بسته و به نام تشییع جنازه تعطیل عمومی نموده و در مسجد جمع و می‌خواهند جنازه را عکس‌برداری و در شهر گردانیده و تظاهراتی بنمایند که ممکن بوده است در صورت عدم جلوگیری، شورش تجدید و عملیّات دیگری رخ دهد. سرکار پاسیار رستگار و فرماندهٴ هنگ ژاندارمری به مسجد رفته با تدابیر لازمه، علما را قانع و تنها با تشریفاتی جنازه را به خاک می‌سپارند. در پایان استحضاراً معروض می‌دارد تا هنگامی‌که پروندهٴ امر جریان خواهد داشت، با این‌که مذاکرات لازمه با دادستان در طرز تعقیب شده که حتّی‌المقدور از بازداشت عدّهٴ فوق‌العادّه زیاد تا حدّی خودداری شده و تنها به بازداشت قاتلین و محرّکین اصلی و معاونین مهمّ بزه، اکتفا نموده و سایرین را که بزه آنها [را] تمیز داده است، به قید کفیل آزاد سازند و همچنین پس از مذاکرات با علما که جریان امر مشروحاً معروض گردیده، بیم اقدامات دیگری فعلاً از طرف اهالی در بین نیست، مع‌هذا عقیدهٴ بنده است که عدّه[ای] ژاندارم و پاسبان اعزامی تا مدّتی‌که مأمورین محلّی لازم بدانند، بایستی در محلّ باقی بوده و برای مراقبت‌های شهری و نگاهداری زندان از عدّه تمرکز یافته در شاهرود، کاسته نشود.

عامری

 

 

[پیوست:]

صورت منازل و دکاکین که طبق دادخواست‌های موجود در شهربانی و دادسرا غارت و آتش زده شده‌اند:

  1. منزل حسن مهاجر مقتول در شه‌‌بندری غارت شده است.
  2. منزل مهدی آقازاده در خیابان مصلّیٰ مقداری آتش زده شده و مقداری به غارت رفته و اثاثیّهٴ جذبانی مقتول هم در منزل او بوده است.
  3. منزل نادری مقتول در کوچهٴ حمّام نمره، مقداری آتش زده شده و مقداری به غارت رفته و اثاثیّهٴ عبدالرّحیم برومند نیز در منزل نادری بوده است (در روز ۱۷/۵/۲۳ زن نادری به دادستانی اطّلاع می‌دهد که جامه‌دانی محتوی اشیای بهادار در تنور منزل مخفی است، فوراً دادستان شخصاً به محلّ رفته، با حضور نمایندهٴ شهربانی جامه‌دان را به دست آورده و به موجب صورت‌برداری به عیال نادری تسلیم و یک کیف و یک جزوه‌دان محتوی برگ‌های تبلیغاتی و احکام صادره از طرف محفل مرکزی دربارۀ نادری مقتول و دستوراتی از ناحیهٴ شوقی افندی و محفل مرکزی فرستاده شده بود نیز در آن‌جا پیدا و در پروندهٴ امر بایگانی گردیده است).
  4. منزل رهبانی غارت شده است.
  5. منزل چراغ‌علی تبیانی واقع در راه باغ زندان غارت شده است.
  6. منزل محمّدعِوض جذبانی در بین‌النّهرین غارت شده (طبق دادخواهی حسن زاهدی و عدّه[ای] از ساکنین بین‌النّهرین مختصری از اثاثیّهٴ منازل آنها هم از بین رفته است).
  7. مغازهٴ آقازاده [و] اطهری و مختصری از اجناس بیرجندی در خیابان غربی، مقداری آتش زده شده و مقداری به غارت رفته است.
  8. مغازهٴ تبیانی مقداری آتش زده شده و مقداری به غارت رفته است. (طبق دادخواست توکلّی، مقداری اجناس و گیوه هم متعلّق به او و ریاض[الله] تبیانی بوده است.)
  9. مغازهٴ ولی‌الله سبحانی در خیابان تهران مقداری آتش زده شده و مقداری به غارت رفته است.
  10.  مغازهٴ محمّدرضا خدایی در بازار انارکی‌ها به غارت رفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]