[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم]

شیر و خورشید 

وزارت دارایی؛ شمارۀ: ۱۴۸؛ تاریخ: ۲۷/۷/۲۳؛ رونوشت نامه؛ محرمانه، مستقیم

 

ادارهٴ بازرسی کلّ دارایی

در اجرای مادّهٴ ۷ دستور شمارۀ ۱۹/۲۱۳۰۲ – ۱۰/۷/۲۳ موضوع بلوای شاهرود، اینک نتیجهٴ رسیدگی را به شرح زیر، ضمن اعادهٴ عین پروندهٴ مربوطه به استحضار می‌رساند.

  1. در سال ۱۳۲۲ چند نفر از بهائی‌های سنگسر در بخش میامی (تابعهٴ شاهرود) ظاهراً به نام چوبدار تجمّع و در باطن به تبلیغات اشتغال می‌ورزند. چنان‌که در اثر شدّت تظاهر در همان موقع اهالی به بخشداری و ژاندارمری محلّ شکایت و اخراج آنها را خواستار و متعاقباً هم هنگام تشریف‌فرمایی موکب اعلیٰ‌حضرت همایونی به خراسان عریضه[ای] به پیشگاه مبارک دایر به استدعای اخراج بهائی‌های مورد سخن تقدیم و نتیجتاً وسیلهٴ بخشداری و ژاندارمری محلّ مزبور از میامی اخراج می‌گردند.
  2. پس از آن ادارۀ شهربانی شاهرود در تاریخ ۲۶/۱۰/۲۲ طیّ شمارۀ ۶۷۶۳ به ادارۀ فرمانداری اطّلاع می‌دهد که چند روز است جمعیّتی به نام بهائی‌ها در شاهرود تشکیل و شب‌ها در منازل آقایان نادری رییس دخانیّات و رهبانی کارمند خواربار، جلساتی دایر و صاحبان منازل با خانم‌های خود مشغول تبلیغات مذهب بهاء هستند. فرماندار وقت بلافاصله موضوع را به وزارت کشور گزارش و به منظور مآل‌اندیشی و تذکّر اوضاع و احوال و موقعیّت محلّ تقاضا می‌کند که دو نفر مبلّغین مذکور را از طریق وزارت متبوعه به مرکز احضار نمایند تا موجبات تسکین اهالی فراهم و از پیش‌آمدات جلوگیری شوند.

ادارۀ شهربانی مجدّداً در تاریخ ۴/۵/۲۳ به ادارۀ فرمانداری اطّلاع می‌دهد که جمعیّت موصوف به اتّکاء و تقویت مأمورین دولت مقیم شاهرود، مخصوصاً آقایان نادری و رهبانی، انجمن‌های تبلیغاتی خود را مرتّباً تشکیل و خارج از انتظار مشغول فعّالیّت می‌باشند که این اقدام آنها موجب تجرّی اهالی شده است. در همان موقع هم اهالی تلگرافاتی به مجلس شورای ملّی، نخست وزیری، وزارت کشور، وزارت فرهنگ، وزارت راه، روزنامهٴ آیین اسلام،فرمانداری و شهربانی شاهرود مخابره و از آقایان نادری و رهبانی و چند نفر دیگر از کارمندان دولت که مشغول تبلیغات بودند، شکایت و حدوث انقلاب را در آن تلگراف پیش‌بینی می‌نمایند. بر اثر وصول تلگراف مزبور، فرماندار وقت برای جلوگیری از فتنه و فساد در تاریخ ۸/۵/۲۳ شورای اداری شهرستان را تشکیل و پس از تبادل مذاکرات زیاد مقرّر می‌شود که به واسطهٴ نزدیکی نیمهٴ شعبان اشخاص زیر:

    1. آقای اسدالله نادری رییس دخانیّات.
    2. آقای قباد متصدّی امور مالی راه‌آهن.
    3. آقای شیدانی متصدّی حسابداری ادارۀ راه.
    4. آقای جهازی [حجازی؟] سرپرست انبار کالای ایستگاه.
    5. آقای رهبانی متصدّی خرید غلّه و کارمند خواروبار.
    6. آقای خورشیدی کارمند فرهنگ.
    7. آقای آقازاده کارمند فرهنگ.

تا حصول نتیجهٴ گزارش تقدیمی به وزارت کشور موقّتاً به عنوان مأموریت از شهر خارج شوند (این تصمیم شورای شهرستان به لحاظ رعایت شؤون ادارات و حفظ حیثیّت کارمندان دولت در صورت‌مجلس تنظیمی ذکر نشده) کما این‌که رؤسای ادارات وابسته به کارمندان موصوف اقدامات لازم را در اجرای تصویب شورا معمول داشتند. ولی چون آقای نادری در شورا حضور نداشته، ادارۀ فرمانداری طیّ شمارۀ ۱۰۲ – ۱۰/۵/۲۳ و ۱۰۵ – ۱۱/۵/۲۳ به او ابلاغ می‌کند که چند روزی به عنوان سرکشی به شعبات دخانیّات تابعه از شهر خارج شود و مشارٌالیه از اجرای پیشنهاد مزبور خودداری می‌کند. آقای احتشامی فرماندار وقت و فعلی هم به رعایت مقتضیات و مصلحت ناگزیر طیّ شمارۀ ۱۰۶ – ۱۲/۵/۱۳۲۳ از ادارۀ شهربانی تقاضا نمود که لزوم خروج موقّتی از شاهرود را به آقای نادری اعلام و او را وادار به اجرای تصمیم شورا نماید که پس از مذاکرهٴ شهربانی با آقای نادری قرار می‌شود شخصاً آقای فرماندار را ملاقات کند. نتیجهٴ حاصله از ملاقات این شده که بعد از یک رشته مذاکرات مفصّل و اعلام عصبانیّت و هیجان عمومی از طرف آقای احتشامی فرماندار، بالاخره مشارٌالیه قانع شده و وعده می‌دهد جانشین موقّتی خود را انتخاب و از شهر خارج گردد و با این‌که وی طبق حکم شمارۀ ۷۸۸ – ۱۲/۵/۲۳ آقای دزیانی کارمند دخانیّات را قائم‌مقام خود تعیین و مراتب را هم به فرمانداری اطّلاع می‌دهد، مع‌الوصف از شهر خارج نشده و در منزل خود پنهان می‌گردد تا موقعی که اهالی شروع به بلوا نموده و منجر به قتل سه نفر (دو نفر بهائی به نام جذبانی و مهاجر انارکی و یک نفر غیر بهائی شیرینی فروش) می‌شود، سپس بلوا کنندگان به منزل آقای نادری هجوم و متأسّفانه او را هم در مطبخ توی تنور مقتول می‌سازند که اکنون قضیّه در دادسرای شاهرود تحت پیگرد است.

پیدایش بلوا هم این بوده که شب سوّم ماه شعبان (تولّد حضرت سیّدالشّهداء) که اصناف و بازاری‌ها مطابق مرسوم دیرین مبادرت به چراغانی نموده بودند، مصادف با صدمین سال طلوع بهاء می‌شود که بهائی‌ها هم علناً اقدام به جشن نموده و به واسطهٴ ادامهٴ تظاهرات طرفین، در همان شب درب یکی از محافل بهائی‌ها طعمهٴ حریق و به طوری‌که شایع است، روز بعد هم طفلی در بازار جلوی دکّان یک نفر از بهائی‌ها کلماتی در اهانت از بهاء ادا می‌کند که طرف مخاطب هم طفل مزبور را کتک می‌زند و قنّاد همسایه‌اش هم به حمایت آن طفل با شخص مزبور گلاویز و در اثر مداخلهٴ چند نفر بهائی و ایراد ضربه‌های چندی که بعداً منجر به فوت قنّاد مزبور می‌شود، موجبات تحریک و هیجان عمومی را فراهم می‌نماید که بالنّتیجه موجب پیدایش بلوا می‌گردد. در خاتمه ناگفته نماند که آقای نادری دو سال قبل هم که در دخانیّات شاهرود بود، تبلیغات و تظاهراتی می‌نموده، منتها شهربانی محلّ (چون در آن موقع شاهرود بخش بوده و فرمانداری نداشته) هم پس از یک رشته اقدامات مجدّانه موجبات انتقال او را به مرکز فراهم و بدین ترتیب از وقوع حوادث غیر مترقّبه جلوگیری می‌شود.

رییس هیأت بازرسی، زرّین‌خامه، محلّ امضاء زرّین‌خامه

رونوشت با ریشه برابر است. [ امضاء ]

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]