[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[هفته‌نامه:] ره‌آورد

[تاریخ:] ۱۳ مهر ۱۳۸۷

[شماره:] ۳۶۵

 

فتاوای مراجع درباره معاشرت و معامله با بهائیان

فقه زندگی

اشاره: اخیرا سوالات زیادی در باره نحوه‌ی ارتباط با فرقه‌ی ضاله بهائیت میشود که لازم دیدم با برخی سوالات مطرح شده و پاسخ‌های مراجع معظم تقلید را مطرح سازیم. مقدمه این پرسش و پاسخ آشنایی کوتاه با تاریخچه این گروهک دست ساخته‌ی صهیونیست‌ها است. چنانچه خوانندگان گرامی در این باره سوالاتی داشته باشند می‌توانند کتباً به نشانی ره آورد ارسال نمایند تا پاسخ آن را در نشریه بخوانند.

بحث و بررسی پیرامون چرایی و پیدایش بهائیت مجال وسیعتری را می‌طلبد. ما در این مقال به نکات برجسته این فرقه‌ی جعلی اشاره میکنیم

١- پیدایش فرقه وهابیت که شعبه‌ای ار فرقه بابیه است. یکی از سناریوهای تحمیلی انگلستان است در پی قدرت‌گیری اسلام و تشیع در خاورمیانه، بریتانیا به این نتیجه رسید که نمی‌توان به زور اسلحه و اشغال به جنگ اسلام رفت. لذا طراحی فرقه وهابیت در بین اهل سنت و بابیه و بهائیه در میان کشورهای شیعی را مد نظر قرار داد. اصولا شکل گیری بهائیت با بهره‌گیری از عنصر به نام سید علی محمد باب (ایران) و وهابیت با بهره‌گیری از عنصر نامتعادل دیگری به نام محمد بن عبدالوهاب (حجاز) بخاطر مبارزه با اسلام بوده است که ریشه‌یابی دقیق آن به طول می‌انجامد. در ایران این مهم برای شکستن قدرت روحانیت و اقتدار ملت بود چرا که ایران تنها کشوری بود که استعمار نتوانست آن را به شکل مستقیم تحت استعمار خود در آورد. اسناد و شواهد نشان می‌دهد جاسوسان و تحلیل گران امپراطوری بریتانیا عامل اصلی را روحانیت و مرجعیت می‌داند.

٢- سیدعلی محمد باب (رهبر بابیه) و پس ا ز او میرزا حسینعلی نوری – معروف به بهاءالدین (رهبر بهائیت) – با ممستمسک قرار دادن عقیده مهدویت که مورد علاقه مردم بود موفق به جذب گروهی از اقشار و اصناف مختلف مردم شد. اما به سرعت اهداف خود را آشکار ساخت تا آنجا که امیرکبیر قهرمان سیدعلی محمد باب را اعدام کرد و میرزا حسینعلی نوری (بهاء) و فرزند او عباس نندی (عبدالبهاء) به خاطر همکاری نزدیک با قشون انگلیس و کمک‌های زیاد او در شکل گیری دولت جعلی اسراییل، از طرف حکومت عثمانی محکوم به اعدام شد.

عبدالبهاء به خاطر خوش خدمتی به انگلیس موفق به دریافت لقب «سر» شد و پس از مرگش در حیفا (مرکز صهیونیست‌ها) به خاک سپرده شد. از آن پس پیروان این فرقه شوم در ایران و سرزمین اشغالی و برخی کشورهای دیگر پراکنده شدند. اما مرکز اصلی آنان وعبادت گاه مرکزی‌شان درحیفا (دومین شهر رژیم اشغالگر قدس) بوده و هست.

٣- در کشاکش جنگ جهانی اول و نهضت مشروطه و جنگ جهانی دوم، و با سوء استفاده از غفلت مردم و حکومتگران، بهائیان به تدریج در مراکز قدرت در ایران نفوذ کردند، به گونه‌ای که به یکی از عواملی اصلی تشکیل حکومت پهلوی و قدرت گیری آن نفش موثری را ایفا نمودند. دوران حکومت سیاه محمدرضا پهلوی، دوران طلایی برای بهاییان بود. تا آنجا که کسانی مثل حسنعلی منصور و امیر عباس هویدا بیش از پانزده سال نخست وزیر رژیم شاه بودند و بسیاری از مشاوران نزدیک محمدرضا از بهائیان بودند.

۴- در این دوران رواج فحشاء و فساد جنسی، آدم کشی و آدم ربایی، فساد مالی و سوء استفاده اقتصادی توسط بهائیان به اوج خود رسید. نیز در این سالها منابع مالی هنگفتی از ایران برای صهیونیستها ایجاد و به رژیم صهیونیستی تزریق شد. تا آنجا که در زمان مردم مسلمان ایران «اخ الیهود» نام گرفت.

۵- امام خمینی در سال ١٣۴١ اعلام کردند: اینجانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر میکنم. قرآن کریم واسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در قبضه صهیونیستهاست که در ایران به صورت حزب بهائی ظاهر شدند.

دقت دارید که امام خمینی (ره) اولاً بهائیت را نه یک مکتب که یک حزب سیاسی می‌داند.

ثانیاً: بهائیت را مظهر صیونیسم در ایران بر می‌شمارد.

۶- پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طبق اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی با بحران شدید روبرو شد و مهمترین حامی خود را از دست داد. در سال ١٣۶٢ رسماً فعالیت‌های حزب بهائیت در ایران ممنوع شد.

و طی این سالها بهائیان با فعالیت‌های مخفی به زندگی پلید خود ادامه دادند و اینک با ظاهر سازی‌های فریبنده و ژست‌های مختلفی چون اخلاق خوب، کمک‌ها خیریه، تعامل موثر با افراد نا آگاه در صدد احیاء حیات شوم خود هستند. رد پای این عناصر مزدور در حوادث اخیر در انفجار حسینیه شهدای شیراز که منجر به شهادت ١۵ مرد و زن و کودک بی‌گناه شد هویدا شده است.

٧- در سالهای اخیر عده‌ای از مردم متدین ولی ناآگاه و برخی از عناصر ضعیف به معامله ارتباط و تعامل با آنان پرداخته‌اند. استفتائات زیر می‌تواند هشداری جدی برای همه‌ی ما باشد.

سوال اول- بهائیان بسیاری در اینجا کنار ما زندگی می‌کنند که رفت و آمدهای زیادی در خانه‌های ما دارند. عده‌ای می‌گویند بهائیان نجس هستند و عده‌ای هم آنان را پاک می‌دانند. این گروه از بهایی‌ها اخلاق خوبی از خود آشکار میکنند. آیا آنها نجس هستند یا پاک؟

جواب: فتوای همه فقها؛ آنها نجس بوده و دشمن دین و ایمان شما هستند.

سوال دوم- گاهی بعضی از پیروان فرقه بهائیت برای ما غذا یا چیز دیگری می‌آورند. آیا استفاده از آنها برای ما جایز است؟

جواب: از هرگونه معاشرت با این فرقه ضاله مضله اجتناب شود.

سوال سوم – خواهشمندیم تکلیف مومنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامی بیان فرمایید.

جواب: همه مومنین باید با حیله‌ها و مفاسد فرقه گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف و پیوستن دیگران به آنان جلوگیری نمایند.

سوال چهارم- معامله با بهائی‌ها اگر موجب تقویت آنها از نظر اقتصادی شود چه صورت دارد؟

جواب: همه فقها در هر صورت جایز نیست چه موجب تقویت بشود یا نه.

سوال پنجم- معاشرت و رابطه با بهائیان چه حکمی دارد؟

جواب: همه فقها؛ هرگونه رابطه با آنان مطلقا جایز نیست.

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]