[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] فرقه نیوز

[تاریخ:] ۱۹ اسفند ۱۳۹۵

 

برخورد با بهائیت...آری یا خیر؟

هربار که خبر دستگیری و یا اقسام دیگر برخوردهای قهر آمیز از سوی دستگاههای امنیتی با عناصر تشکیلات بهائیت در کشور پخش می شود، بلادرنگ اشخاص و رسانه های مختلفی فریاد تظلم خواهی می دهند. این رفتار به چه معنایی است؟

به گزارش فرقه نیوز؛ بی شک هر صاحب اندیشه ای که با نگرانی پدیده های موجود در جامعه پیرامون را دنبال کند به آسانی دلایل لزوم برخورد با نگرشهای تفرقه افکن را در می یابد. اما با توجه به بروز برخی اندیشه های مغالطه آمیز در باب چیستی حقوق شهروندی، بر آنیم تا طی این نگاشته بهائیت را به قضاوت بنشینیم و حقیقت وجودی آنرا در ظرف قیاس با مدعا بنشانیم.

هربار که خبر دستگیری و یا اقسام دیگر برخوردهای قهر آمیز از سوی دستگاههای امنیتی با عناصر تشکیلات بهائیت در کشور پخش می شود، بلادرنگ اشخاص و رسانه های مختلفی سعی می کنند تا با استناد به برخی حقوق شهروندی و یا تمسک به بخشی از قانون اساسی ج.ا.ا که طی آن شهروندان دارای حق آزادی اندیشه معرفی شده اند، برخوردهای مذکور را محکوم نموده و با تظلم خواهی از نهادهای بین المللی آنان را برای رهایی از فرجام رفتارهای خود تحریک نمایند. شگرد اصلی این افراد گره زدن محکومیت با نوع نگرش و باورهای اعتقادی است به تعبیر دیگر، آنها می کوشند تا خود را کسانی معرفی نمایند که صرفا بخاطر بهایی بودن مورد محاکمه قرار گرفته اند.

اما براستی، حقیقت ماجرا چیست؟ نظامی که در معرض هجوم همه جانبه دشمنان مختلف قرار دارد و کوچکترین رفتارش از صدها تریبون بین المللی منعکس می شود، جرا باید خود را وارد چنین موضوعی کند و چندین و چند نهاد مختلف را برای ورود به حریم تفکرات و نگرشهای اعتقادی یک گروه نه چندان پر تعداد درگیر نماید؟ آیا پرداخت هزینه های مختلف از سوی دستگاههای ذیربط برای ورود به اینکه مثلا چرا فلان شخص اینگونه می اندیشد توجیه عقلانی و منطقی دارد؟ و یا اینکه حتی حکومت از تبلیغ اندیشه های مذهبی نمای بهائیت می هراسد؟ در ذیل سعی داریم تا برای هر یک از این سوالات پاسخی یافته و ماهیت ماجرا را بررسی نماییم.

بهتر است پاسخ سوالات را از آخر آغاز کنیم. قریب به دو قرن از ظهور بهائیت می گذرد. بسیاری از پیروان این اندیشه سالهای متمادی از عمر خود را صرف فراگیری شگردهای تبلیغاتی نموده اند. گروه زیادی از آنها از سالها پیش تحت عنوان مهاجرین به کشورها و قارات مختلف رفته و اندیشه های خود را تبلیغ نموده اند. در بسیاری از این کشورها به دلیل وجود برخی قوانین نه تنها منعی برای این اندیشه وجود نداشته بلکه دولتها امکاناتی را نیز در اختیار مبلغین قرار داده اند. مثلا هندوستان به دلیل کثرت جمعیت از هر برنامه ای که بتواند عوام را برای مدتی سرگرم نماید حمایت می کند. با این وجود پس از گذشت قریب به دو قرن از ظهور فرقه پیروان آن در سراسر جهان به ۵ میلیون نفر هم نمی رسند که بخش عمده ای از آنها حاصل زاد و ولد هستند. این در حالیست که حتی اندیشه های مکتب مآبانه نطیر کمونیست و مارکسیست در بدو پیدایش مرزها را در نوردیدند و تعداد کثیری از کشورها را در سراسر عالم با خود همراه ساختند. چه رسد به ادیان الهی نظیر اسلام و مسیحیت که به محض ظهور، قلبها را به تسخیر کشانده و میلیونها نفر را تا مجاهدت و جانبازی سوق دادند. پس باید دانست که آموزه های سخیف و خنک و بی معنای بهائیان بهیچوجه نمی تواند عامل هراس هیچ حکومتی گردد تا جاییکه به اعتقاد نگارنده اگر حتی بهائیت در تلویزیون سراسری هم تریبون پیدا کند به هیچوجه استقبالی از آن نخواهد شد. پس جدای از اینکه هیچ حکومتی صلابت امنیتی خود را درگیر ورود به چگونگی نگرش افراد جامعه نمیکند تبلیغ اندیشه های مضحک این جریان هم نمی تواند بهانه برخوردهای قهر آمیز باشد.

جمهوری اسلامی ایران از منظر ساختار حکومتی از تمامی نظامهای موجود در جهان ممتاز است. این مساله به جهت تلفیق عمیق ملزومات جامعه سازی با اندیشه ها و اعتقادات اسلامیست. بسط نگرشهای اعتقادی در تمامی جنبه ها،اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و حتی نظامی باعث افزایش اهمیت حکومت به شعائر دینی میگردد.اوج این مساله در دفاع مقدس تبلور می یابد.جایی که اگر ایمان رسوخ ناپذیر رزمندگان اسلام به شرع مقدس نبود چه بسا که صدام به پشتوانه یک جهان حمایت، به راستی صبحانه را در اهواز و ناهار را در تهران فرو می داد. با باورمندی به این مطلب در میابیم که دشمن برای ایراد ضربه بر هر یک از ابعاد یاد شده بهترین راه را در ایجاد تزلزل و شکاف در اعتقادات مردم یافته است. مثلا اگر اقتصاد دان به حرمت ربا معتقد نباشد نظام بانکداری به راحتی به بانکهای بیگانه متکی می گردد.و یا رزمنده بدون باور به اجر جهاد هر گز با کلاشینکف در مقابل تانک نمی ایستد از این رو نشر اندیشه های دروغین تحت لوای تقدس می تواند به پیشبرد اهداف دشمنان کمک نماید. فرض کنیم که فردی وارد یک پادگان شده و از همه بخواهد تا اسلحه های خود را زمین بگذارند. براستی برخورد با این شخص فارغ از اینکه مومن است یا کافر، مسلمان است یا بهایی و بودایی و مشرک چگونه باید باشد؟ جالب است بدانیم که حرمت حمل سلاح یکی از اصولی ترین اعتقادات یهائیان است و اعضای این فرقه با تمسک به همین اصل از مشارکت در جبه های علیه صدام شانه می ربودند. اگر به تاریخ مراجعه کرده و دلیل اصلی بروز بهائیت را کاوش نماییم با ید یک اصل را در خاطر مثبوت کنیم و آن اینکه این فرقه از بدو پیدایش با هدف تسهیل استعمارگری تزارها و انگلیسها پدید آمد و اگر چه در طول زمان راهکارهای متفاوتی را آزمود اما همواره راهبرد مشخصی داشته و تمامی برنامه های خود را مطابق آن پی ریخته است. تحریک عناصر فرقه از درون برای تحرکات خلاف امنیت ملی و مظلوم نمایی رسانه های بیرونی در مقابل برخوردهای احتمالی، به عنوان مهمترین شگرد فرقه گردانان مورد استفاده قرار می گیرد. به تعبیر دیگر بهائیان مقیم ایران به عنوان قربانی پروژه شوم بیت العدل حیفا به حساب می آیند که با دست بردن به تبلیغ انتحاری برخورد سیستمهای امنیتی نظام را بر می انگیزند و به موازات آن این برخورد را ناشی از رفتارهای دگراندیش ستیز حکومت معرفی می کنند تا بدین روش رفتارهای خلاف امنیت خود را با مسائل اعتقادی در هم آمیزند. رفتارهای تبیین گر دستگاههای تبلیغاتی کشور در سالهای اخیر توانسته است تا حدود زیادی پرده از شگردهای مخفی بهائیت بردارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]