[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۴ آذر ۱۳۶۹

بسمه تعالی

ریاست محترم دیوانعالی کشور

موضوع: تجدید نظر خواهی نسبت به دادنامه شماره ۲۱۰۲۵ مورخ ۲ خرداد ۶۹ در پرونده کلاسه ۶۸ /۲۶۲ /۱۱۲ شعبه سوّم دادگاه انقلاب اسلامی مرکز بموجب دادنامه شماره فوق صادره از آن شعبه کلیّه اموال متعلق به اینجانبه خانم شعاعیه میر‌آفتاب و اموال برادرم بنام نصر‌الله میر‌آفتاب بعلت مسافرت بخارج از کشور و بهائی بودن مورد مصادره قرار گرفته است بنا بجهات زیر دادنامه صادره من غیر حق صادر گردیده و بر خلاف قانون و بر خلاف شرع انور میباشد.

١- مستند دادنامه صادره خروج اینجانبه و برادرم از استیمان جمهوری اسلامی ایران ذکر گردیده است این استدلال بر خلاف قانون میباشد زیرا تابعیت اینجانبه ایرانی بوده و هیچگاه از تابعیت جمهوری اسلامی ایران خارج نگردیده‌ام به همین دلیل با گذرنامه ایرانی صادره از سفارت ایران در لندن به کشور مراجعت نمودم و اگر چند سالی در خارج از کشور بسر بردم بعلت پرستاری از پدرم بود که مریض بوده است و پس از فوت پدرم به ایران مراجعت نموده‌ام و از طرفی در طول مدت عمر خود مرتکب جرمی نشده‌ام و هیچگونه عملی خلاف قانون مقررات جمهوری اسلامی ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور ننموده‌ام.

علیهذا بموجب کلیه قوانین موضوعه مخصوصاً قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید از کلیه حقوق اجتماعی ایران برخوردار باشم و از آنجا که خلاف مراتب معروض در پرونده امر وجود ندارد و ثابت نگردیده است و از طرفی در قوانین موضوعه و مصوبه مجلس و شورای اسلامی و اصولاً در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران چنین ماده قانونی که مستند دادنامه صادر قرار گرفته وجود ندارد بنابر این مسلّم است صرفنظر از عدم احراز خروج اینجانبه از استیمان جمهوری اسلامی ایران در پرونده امر بعلّت عدم وجود قانونی در این مورد حکم صادره فاقد عنصر قانونی بوده و از این بابت نیز دارای اشکال قانونی است و از موارد نقض است.

٢- طبق مقررات جاریه صدور هرگونه دادنامه‌ای در خصوص مصادره اموال باید مورد تأیید دیوانعالی کشور یا دادگاه عالی قم قرار گیرد و دادنامه تجدیدنظر خواسته بعلت عدم تأیید مقامات مذکور قطعی نبوده و بهمین جهت لازم‌الاجرا نمیباشد. بنابر این هرگونه اقدامی در جهت اجرای دادنامه [ناخوانا] موقعیت قانونی نداشته و چنانچه دستور اجرای آن صادر شده باشد [ناخوانا] غیرقانونی بوده و قابل ترتیب اثر نمیباشد.

۳- نکته بسیار مهم در این پرونده که بعلت عدم حضور مالک و خروج از کشور حکم صادر شده است اینست که چنانچه پرونده تکمیل و به هیأت قضات مجری فرمان امام ارسال شود با تعیین وقت و دعوت از طریق آگهی اقدام بصدور رأی میشود که در مورد اینجانبه بخصوص باید بعرض برسانم در خرداد ماه ۱۳۶۹ در تهران بوده و با پیگیری پرونده متأسفانه هیچگونه التفاتی بعرایض و نامه ها و مراجعات نشده و مهم آنکه هیچیک از این اقدامات نیز معلوم نیست بچه علل منعکس نشده و پرونده واجد این مدارک نیست مضافاً بر اینکه در طی چند سال بارها به خارج رفته و برگشته‌ام که این نکته مهِم از موجبات صدور رأی و تضییع حقوق حقه بنده بوده است که از این نظر با توجه بحضور اینجانبه مشمول فراری بودن و عدم استیمان نشده و نمیشوم و حکم صادره حداقل شامل اینجانبه نمیشود و یا تقاضای رسیدگی و احراز حقایق در اینمورد و تقاضای نقض دادنامه میشود.

بنابر این با توجه به معروضات و کیفیت تشکیل پرونده و حضور بنده در کشور در زمان صدور و اجرای حکم و نیز قبولیت شهروندی و عدم اقدام بامری خلاف و اینکه بهیچ وجه محلی حتی برای سکنی و نیز محلی برای کسب درآمد نداشته و ندارم. حسب اعلام مسئولین امر بهائیت نیز جرم محسوب نشده و نمیشود و استدعای رسیدگی و نقض دادنامه صادره را دارم.

با تقدیم احترام

شعاعیه میر‌آفتاب

۴ آذر ۱۳۶۹ [امضا]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]