[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم محفل روحانی ملّی بهائیان ایران]

 

نمرهٴ: ۳۳۲۲؛

تاریخ: ۱۲ شهرالکمال ۱۰۳، مطابق ۲۱ مرداد ۱۳۲۵

 

جناب اشرف آقای قوام‌السّلطنه، نخست وزیر دولت شاهنشاهی ایران

به کمال احترام در تعقیب عرایض سابقه به عرض آن مقام منیع می‌رساند: جناب اشرف که از جریان وقایع مهمّهٴ کشور مقدّس ایران کاملاً مطّلع و آگاهند و خود بشخصه در ادوار مختلفه گواه حال و ناظر رفتار ناهنجار متعصّبین قوم و اصحاب غرض نسبت به بهائیان مظلوم بوده و هستند، کاملاً خاطر محترمشان مستحضر و آگاه است که از بدو ظهور امر بهائی در کشور مقدّس ایران گروهی از بزرگان و پیشوایان قوم برخلاف اصل مسلّم آزادی وجدان که در جمیع ممالک راقیهٴ جهان مقبولیّت عامّه داشته و دارد، به جمیع قویٰ به تعرّض پرداخته و از هیچ اقدامی برعلیه پیروان این دیانت کوتاهی ننموده و برای تخدیش اذهان و القای شبهه در قلوب ساده‌لوحان گاهی آنان را ملحد و بی‌دین خوانده و دمی طرف‌دار استبداد و گهی حامی مشروطه دانسته و زمانی دست نشاندهٴ شمال و اوقاتی هواخواه جنوب معرّفی کرده و هنگامی از حبّ وطن و ملّت عاری و بری شمرده و آن قدر در ضدّیّت و خصومت با این طایفه اصرار ورزیده‌اند که ظاهراً به نام حفظ دین و مذهب و باطناً به منظور اجرای اغراض شخصیّهٴ خویش خون بیست هزار نفر از اتباع صدیق و خیرخواه این مملکت را به اسم بابی و بهائی به خاک ریخته و خانمان صدهزار نفر را به باد فنا و نیستی داده‌اند.

علی‌الخصوص در عصر استبداد ناصرالدّین شاه قاجار با سلطه و اختیارات مستبدّانهٴ بی‌حدّ و حساب، قاطبهٴ اهالی مملکت را از طبقات و اصناف مختلفه و علمای سوء و مقلّدین ظلوم علیه این حزب مظلوم برانگیخت و به قتل عامّ فرمان داد و خطاب به امرا و ولات و حکّام ولایات فرامین شاهانه صادر و فتاوی علما را مبنی بر سفک دماء و نهب و غارت اموال مظلومان و عدم ابقای بر پیر و جوان ابلاغ و به تنفیذ و اجرای به نهایت صراحت مأمور نمود و بالنّتیجه در سراسر ایران از هیچ‌گونه قساوت و سنگ‌دلی حتّیٰ ضرب و قتل مخدّرات پرده‌نشین و اطفال رضیع نازنین و حرق اجساد شهدا و ممانعت از کفن و دفن آن جان‌بازان باوفا چیزی فروگذار ننمودند و دشت و صحرای ایران را به خون آن مظلومان که برای استقرار وحدت عالم انسانی و ارتفاع رایت صلح بین ملل و اقوام و رفع تعصّبات و خرق حجبات جهل و اوهام به اهتمام تامّ قیام و اقدام ورزیده بودند، رنگین ساختند و الی حال نیز طوفان ظلم و طغیان علیه بهائیان فرو ننشسته و نفوس مغرضه از قتل و غارت آن مظلومان زمان، دست بر نداشته و در این دور بدیع نیز که تمام ملل جهان دم از آزادی عقیده و وجدان می‌زنند و به حرّیّت مذهب و ایمان تفاخر و مباهات می‌نمایند، بهائیان مظلوم مانند ادوار مظلمه و ازمنهٴ سالفه دست‌خوش اغراض فاسدهٴ نفوس مفسدهٴ مغرضه قرار گرفته و در بعضی از جراید مرکز آنان را مهدور‌الدّم نیز خوانده‌اند.

چه مقدار شبیه است حال پر ملال بهائیان ایران در این زمان با عیسویان هیجده قرن قبل در عاصمهٴ مملکت رومان که به صریح تاریخ کلیسا در آن عصر اهالی رومان، مسیحیان را به تهمت این‌که اطفال صغیر را سرقت نموده و شب‌ها کباب کرده و با شراب مصرف می‌نمایند، متّهم ساخته و به اذیّت و آزار آن بیچارگان می‌پرداخته‌اند؛ در عصر ما نیز پس از مضی نوزده قرن تاریخ ادیان نفس خود را اعاده نموده و اخیراً در زاهدان جمعی از بهائیان بی‌گناه و بی‌پناه را به تهمت قتل طفل یک نفر حمّال و افکندن جسد او در چاه، متّهم و زندانی نموده و به انواع زجر و آزار در صدد اخذ اعتراف و اقرار از آن مظلومان برآمده و چون اهالی نیز نخواسته‌اند در این مسابقهٴ قساوت از مأمورین دولت عقب بمانند، به خانه‌های آن جمع پریشان ریخته و به ایذای زنان و کودکان و ضرب و جرح مردان و نهب و غارت اموال و سبّ و لعن به مقدّسات آن مظلومان پرداخته‌اند.

بهائیان ایران هر وقت که مورد هجوم و تعدّی قرار گرفته، به حکم دستور دیانتی خود که می‌فرماید: "اذا عوقبتم فعلیکم بولاة الامور و ملاذ الجمهور" به اولیای امور مراجعه و دادخواهی و تظلّم کرده‌اند و در سنین اخیره نیز همان شیوهٴ دیرینهٴ خویش را تعقیب و در احیان بروز وقایع ناگوار و هجوم اشرار بدون مبادرت به عملی که ادنیٰ مخالفت با مقرّرات مملکت داشته باشد، فقط به دولت متبوعه مراجعه و تقاضای عدالت‌پروری و دادگستری نموده و عرایض خود را به سمع اولیای محترم امور رسانیده‌اند.

در این موقع که جناب اشرف زمام امور کشور عزیز باستانی ما را به دست قدرت و توانایی خود گرفته و به نهایت جدّیّت در رفاه و آسایش قاطبهٴ اهالی مملکت بدون توجّه به دین و مذهب و عقیدهٴ آنان بذل مجاهدت و صرف همّت می‌فرمایند و آتش فتنه و فساد را از هر گوشه و کنار به آب حزم و متانت فرومی‌نشانند و در این زمان که ملّت ایران از زوایای گمنامی به در آمده و در ردیف ملل راقیه قرار گرفته و در ظلّ لوای مدنیّت آرمیده و اجرای موادّ منشور ملل متّفق را که بر روی پایهٴ حرّیّت دین و وجدان استوار گردیده وجههٴ عمل و اقدام خویش قرار داده، این محفل بالوکاله از [جانب] عموم بهائیان ایران که امیدواری کامل به حسن نیّت و عدالت‌پروری و بی‌طرفی جناب اشرف داشته و دارند، به آن مقام منیع مراجعه و مطالب ذیل را به عرض می‌رساند:

بهائیان ایران که عدّه‌شان از سایر اقلیّت‌های دینی به مراتب بیشتر است و در جمیع شؤون و احوال مطیع و منقاد مقرّرات جاریهٴ مملکت بوده و می‌باشند و به عقیدهٴ خودشان برای سعادت و عزّت ایران و ایرانیان از بذل مال و ایثار جان دریغ نداشته و ندارند، بر خلاف نصّ صریح اصل هشتم قانون اساسی کشور که باید جمیع اهالی مملکت در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق باشند، از حقوق مدنی، حتّیٰ حقّ حیات محرومند و به هیچ‌وجه من‌الوجوه تأمین مالی و جانی ندارند و هر روز در نقطه‌ای از نقاط مملکت، معرض تعدّی و هجوم و قتل و غارت واقع می‌شوند و هر وقت اشخاص مغرض و ماجراجو برای اجرای نقشه‌های خطرناک و افکار شوم خود مایل به تولید فتنه و آشوب و غوغا و انقلاب در کشور باشند، عوام‌النّاس را علیه بهائیان تحریک و آن مظلومان را وجه‌المصالحه اغراض شخصیّهٴ خویش قرار می‌دهند.

وقتی اولیای امور مرکزی برای جلوگیری از مظالم وارده بر بهائیان دستورات مقتضیه به دوایر مربوطه صادر می‌نمایند، مأمورین اجرا نظر به تعصّبات مذهبیّه و منافع شخصیّه در تنفیذ اوامر دولت متبوعه غالباً مسامحه و مساهله ورزیده و بیشتر اوقات از متجاوزین حمایت نموده، به جای تعقیب متعدّیان و مجازات ظالمان، شاکیان ستمدیده را مقصّر و گنهکار قلمداد کرده، وسایل گرفتاری آنان را فراهم می‌آورند.

دوایر دادگستری و مراجع امور قضایی کشور غالباً به احقاق حقوق مسلوبهٴ بهائیان که مورد هجوم و تعدّی و قتل و غارت و ضرب و جرح واقع گردیده‌اند، اقدام نورزیده، دوسیه‌هایی را که از دوایر شهربانی و نگهبانی به دادگاه‌ها برای رسیدگی ارجاع و احاله می‌شود، به کمال سهل‌انگاری راکد می‌گذارند و علاوه بر این‌که خود با محرّکین فساد هم‌دست و هم‌عنان شده، علیه بهائیان مظلوم و بی‌پناه به دوسیه‌سازی اشتغال می‌ورزند و فی‌الحقیقه طرز رفتار مراجع قضایی کشور با بهائیان در اغلب مواقع بسیار رقّت‌انگیز و یأس‌آور است. محاکمهٴ متّهمین چند نفر از بهائیان محترم و معروف یزد به قتل یک نفر کوره‌پز و محاکمهٴ مسبّبین غائلهٴ شاهرود و محکومیّت‌های متوالی مزدوجین بهائی و دوسیه‌سازی علیه چند نفر از بهائیان زاهدان و استنطاق زنان بی‌گناه که شوهران و فرزندان آنان مورد ضرب و جرح متجاوزان واقع شده‌اند و کثیر من امثال ذلک، شاهدی ناطق بر صدق این مدّعی است. البتّه وقتی دوایر دادگستری و مراجع قضایی که باید مجری حقّ و قانون و عدالت باشند، غالباً خود به حمایت از متجاوزان برخیزند و ستمدیدگان را محکوم و مجازات نمایند، دیگر معلوم است که حال جمعی کثیر از رعایای صدیق این مملکت که مورد بی‌عدالتی متصدّیان امور و طرف عداوت نفوس شرور واقع شده باشند، چه خواهد بود.

بعضی از نویسندگان و نفوسی که قصدشان تهییج احساسات مذهبیّهٴ ساده‌لوحان است، برای اجرای نوایای سیّئهٴ خویش عنان از بنان برداشته، در صفحات جراید و مجلّات و متون کتب و رسایل، بهائیان را مورد تهمت و افترا قرار داده، نسبت به مقدّسات آنان هتّاکی و فحّاشی نموده، آن‌چه بخواهند علیه آن مظلومان نوشته، بدون ادنیٰ مانع منتشر می‌سازند و بدین‌وسیله عرق عصبیّت جهّال را علیه بهائیان تحریک و اراذل و اوباش را به قیام بر ضدّ آنان تشویق و ترغیب می‌نمایند و بهائیان به هیچ‌وجه من‌الوجوه اجازه نداشته و ندارند که به نهایت ادب و لطف کلام، حقایق را به هم‌وطنان عزیز خود بیان و برائت خویش را از اتّهامات وارده ثابت و مدلّل نمایند و حال آن‌که حقّ آزادی مطبوعات در جمیع ممالک متمدّنهٴ جهان به اقلیّت‌ها داده شده و بهائیان عالم حتّیٰ در ممالک اسلامی مانند کشور مصر از نعمت حرّیّت مطبوعات بهره‌مند و متنعّم می‌باشند.

در مورد استخدام بهائیان در ادارات دولتی گاهی اظهار بهائیت و تصریح عقیدت و تشبّث به ذیل صداقت و صراحت، سبب عدم قبول آنان به خدمت می‌گردد و بعضی اوقات محصّلین بهائی فقط به جرم بهائی بودن از معاهد علمیّهٴ کشور اخراج می‌شوند.

کتب ضدّ بهائی و ضدّ اسلام به کمال آزادی در داخل ایران به طبع می‌رسد و از خارج نیز ورودش به داخلهٴ مملکت به موجب مقرّرات جاریه آزاد است. ولٰکن طبع و انتشار کتب و رسایل بهائی که مروّج اصول ادیان الهی علی‌الخصوص دین حنیف اسلام است، در داخل ایران ممنوع است و ورودش از خارج نیز مجاز نمی‌باشد و هر وقت مطبوعات بهائی به دست مأمورین گمرکات در سرحدّات ایران بیفتد، ضبط و گاهی نیز طعمهٴ آتش می‌شود.

خلاصه بهائیان ایران از جمیع حقوق و مزایای مدنی و اجتماعی که در ممالک متمدّنه برای اهالی منظور گردیده، محرومند و از کلیّهٴ اقداماتی که برای اقلیّت‌های دینی در اقالیم راقیه مجاز شمرده شده، ممنوع. هر چند بهائیان ایران به کمال سکون و بردباری بار گران این همه مصایب و محرومیّت‌ها را تحمّل نموده و جز تقدیم عرایض تظلّم‌آمیز به اولیای محترم امور اقدامی دیگر نکرده‌اند، ولٰکن انعکاس مظالم وارده بر بهائیان و جور و تعدّی متجاوزان در جامعهٴ بین‌المللی بهائی البتّه برای حسن شهرت ایران عزیز مفید و سودمند نخواهد بود.

با عرض مطالب فوق، این محفل بالوکاله از [جانب] عموم بهائیان ایران از جناب اشرف به سمت ریاست عالیهٴ دولت به کمال احترام استدعا می‌نماید که دولت جناب اشرف و هیأت وزرای عظام که به زیور جوان‌مردی و آزادی‌خواهی و صفات پسندیدهٴ عدالت‌پروری و نوع‌دوستی مزیّن و موصوفند، تصویب‌نامه‌ای صادر فرمایند که حقوق بهائیان نیز مانند سایر اقلیّت‌های دینی در ایران محفوظ و از هر تجاوزی در ظلّ اقتدار دولت مصون باشد و متجاوزین مورد مؤاخذه و مجازات قرار گیرند تا بر وفق اصل هشتم قانون اساسی و مطابق روح موادّ منشور ملل متّفق که دولت ما نیز آن را امضاء و اجرای مدلول آن را تعهّد نموده و بر وفق اعلامیّهٴ اخیر جناب اشرف که مورد امیدواری مظلومین و ستمدیدگان قرار گرفته، بهائیان نیز مانند سایر اقلیّت‌های دینی از نعمت تساوی حقوق و حرّیّت وجدان متنعّم و برخوردار گردند.

زیرا همین قدر که مأمورین دولت و افراد و آحاد ملّت ملاحظه نمایند که دولت رسماً به نام اجرای عدالت و حفظ حقوق عموم طبقات ملّت و آزادی بشر و انسانیّت به رفاه حال این فئهٴ مظلومه نیز عطف توجّه فرموده و مرتکبین و محرّکین را به سختی سیاست و مجازات می‌نماید، البتّه از تعدّی و اجحاف و اذیّت و آزار خودداری و از عادت وحشیانهٴ هجوم و تجاوز به جان و مال این طایفه بیزاری خواهند جست. بدیهی است این استدعای بهائیان ایران خارج از حدود توانایی و امکان دولت نبوده و عبارت از همان مزایا و حقوقی خواهد بود که در جمیع ممالک متمدّنهٴ دنیا به اقلیّت‌ها داده شده و جوهر آن عبارت است از عدم تعرّض به عقیده و وجدان و متفرّعات مترتّبه بر آن از قبیل حرّیّت مطبوعات و تساوی حقوق و مصونیّت جان و مال و شرف و مسکن از تعرّض نفوس که صریح اصل هشتم و نهم و دوازدهم قانون اساسی کشور عزیز ما نیز بوده و هست. چشم امید هزاران نفر بهائی در ایران نگران بذل عطوفت و عدالت‌پروری جناب اشرف و هیأت وزاری عظام است که بحمدالله به طراز عدالت‌پروری و آزادی‌خواهی و رادمردی مزیّنند و امیدوارند که به همّت و شهامت آن زمام‌داران با فتوّت که حرّیّت و آزادی بشر را سرلوحهٴ عمل و مدار مفاخرت خود قرار داده‌اند، بیش از این به حقوق حقّهٴ بهائیان تعدّی و تجاوز وارد نگردد. با تقدیم احترامات فائقه.

منشی محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، علی‌اکبر فروتن؛ [امضاء: علی‌اکبر فروتن]

[مهر: محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، سنهٴ ۹۱]

 

[حاشیهٴ ۱:] جزو نامه‌های آقای رییس دفتر سابق البتّه بایگانی شود. ۳۰ شهریور ۱۳۲۵.

[مهر: ورود به دفتر ریاست وزرا، شمارۀ: ۲۷۹۳۹، تاریخ: ۳۱ شهریور ۱۳۲۵].

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]