[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

جناب آقای مدیرکل پارلمانی وزارت آموزش و پرورش

احتراماً امید است کثرت مشغله به آن جناب فرصت دهد که بمطالعهٴ این نامه بپردازند و بمطالب آن توجه و برای چند دقیقه دور از تعصّب مراتب ذیل را عمیقاً مورد تفکّر و تاٴمّل منصفانه قرار فرمائید.

دستور نمره م /۱ – ۱ اردیبهشت ۵۸ شما به اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان حاوی نکات عجیبهٴ غیرقانونی و مخالف و مغایر با جمیع نهادهای آزادی و انقلابی و رهنمودهای مقام رهبری و ضد قوانین موجود است که در حال حاضر حاکم و مورد استفاده دولت موقّت ‌میباشد. بدلایل زیر:

۱- اینکه در قانون استخدام کشوری یکی از شرایط استخدام، عدم فساد عقیده ذکر شده و آن را تفسیر نموده با بهائیان مرتبط دانسته‌اند. صحیح نیست، زیرا متصدی دفتر پارلمانی یا حقوقی و حتّی بالاتر از آن مدیرکل وزیر نیز صلاحیت تفسیر قانون را ندارند و این وظیفه خاص مجلس شورای ملّی است یا بعضاً هیاٴت عمومی دیوان عالی کشور و تاکنون نه مجلس و نه دیوان عالی کشور چنین تفسیری نکرده‌اند و به مذهب و یا گروهی خاص اطلاق نشده است.

۲- در قانون استخدام کشوری مصوب ۱۳۴۵ اصولاً شرط مذهب وجود ندارد و آنچه را آن وزارت یا دیگری در برگهای تقاضای شغل نوشته‌اند ستون مذهب آن زائد است و مستند قانونی ندارد. فقط برای افراد دروغ‌گو و لا‌مذهب خوب است که مطابق میل طرف خواهد نوشت و دغدغه وجدان نیز نخواهد داشت و ذکر ادیان رسمی چهارگانه در آگهی‌های استخدامی و مذهب در پرسشنامه‌های محرمانه از بدعتهائی است که با نظر ساواک برای ارضاء متعصبین مذهبی و نفاق‌افکنی بین اقشار ملّت ایران معمول داشته‌اند و برای آنکه در قانون اساسی مشروطه مذهب رسمی فقط شیعه اثنی عشری ذکر شده و لا غیر.

۳- کلمه فساد عقیده مندرج در بند ث همانطور که عرض شد فقط مقنّن میتواند بگوید بچه گروه و افکاری اطلاق میگردد. چون در حال حاضر علاوه بر مذاهب عقائد ایدئولوژیکی فراوان در کشور موجود است که هر کس بزعم خود میتواند گروه مخالف خود را باین بند به چسباند و نسبت دهد.

۴- در قانون اساسی حاکم زمان که قانون استخدام کشوری نیز به تبعیت آن تدوین و تصویب شده، اصل هشتم متمّم آن ملّت ایران را در مقابل قانون متساویالحقوق ذکر نموده است.

۵- ماده ۲ اعلامیه حقوق بشر که بتصویب مجلسین ایران رسیده و حکومت فعلی نیز آنرا محترم شمرده و مورد تاٴیید رهبر انقلاب میباشد، آحاد ملت اعم از رنگ نژاد و مذهب و عقیده را برابر و یکسان دانسته است.

۶- رهبر گرانقدر مملکت در تمام فرامین و خطابات، اقشار و گروههای مملکت را در برخورداری از آزادی و برابری یکسان دانسته‌اند و مصادر امور را از اختلاف و تفرقه‌اندازی بر حذر داشته‌اند.

۷- بهائیان گروهی از افراد این مملکت هستند که بنا به معتقدات مذهبی خود مطیع دولت و قانون بوده به انقلاب موٴمن و حکومت عدل اسلامی را منقادند. مالیات میدهند عوارض میپردازند سرباز آنها در دفاع از کشور سینه خود را هدف گلوله میسازد و بتمام سنن و مقدسات ملّی و مذهبی احترام می‌نهند از تملق و ریا بیزارند و از چاپلوسی و دروغگوئی بر کنار، در سیاست ملکی و افکار گروههای سیاسی مداخله ندارند شعار نمیدهند تظاهرات نمیکنند و چنین جمعی قانوناً باید از کلیّه مزایای مملکتی مستفیذ باشند.

اما از لحاظ عقلانی و اخلاقی و شرعی توجه فرمائید که:

۱- بهائی خداوند یکتا را پرستش میکند بمبداٴ الهی عالم ایمان دارد و ذات غیب منیع لایدرک را آفریدگار کائنات میداند آیا چنین عقیده‌ای فاسد است؟

۲- بهائی به نبوّت و امامت معتقد است، جمیع انبیاء عظام را ستایش میکند حضرت رسول اکرم (ص) را پیغمبر بر حقّ و نبی مطلق و قرآن کریم را وحی آسمانی میداند و به ائمه اطهار علیهم الّسلام و بقای روح و عالم بعد و مکافات و مجازات اخروی، خلاصه بکلمه لا اله الّا الله محمّد رسول‌الله علیّاً ولی‌الله معتقد است آیا چنین شخصی فساد عقیده دارد؟

۳- بهائی نماز، روزه، حج، زکات دارد به عصمت و عفت و امانت و صداقت متمسک و پایبند و از منهیات بکلی بر کنار و بیزار است آیا بنظر شما آنها فساد عقیده است؟

۴- بهائی تعلیم و تربیت اطفال را امری وجدانی و فریضه دینی میداند و خدمت بعالم انسانی و کار و اشتغال و انجام وظیفه را که به او محوّل شده مقدس و عبادت میشمرد آیا چنین رویه‌ای فساد عقیده است؟

 

از تطویل کلام معذرت میخواهم و از اینکه دفتر پارلمانی امور کار‌گزینی و استخدامی و وظائف سازمان استخدامی کشوری را نیز انجام میدهد، امری فوق‌العاده عجیب بنظر میرسد و از دستوری که با استناد به نامهٴ آن اداره کل از طرف آموزش و پرورش اصفهان مبنی بر اخراج بهائیان صادر شده و کلاً مخالف قانون و شرع و عقل و اخلاق و نتیجتاً موجب تفرقه بین افراد مملکت و مغایر با اهداف و منویات دولت و رهبر عالیقدر مملکت میباشد نهایت تاٴسف را ابراز میدارد. امید است که مطالعهٴ این نامه دور از حب و بغض سبب شود در این تصمیمات عجولانه‌ای که در سال ۱۳۳۴ و بعداً نیز بدفعات از طرف رژیم سابق برای اذیت و آزار بهائیان اتخاذ شده تجدید نظر بعمل آید و بگذارند مجلس مؤسسان تکلیف این قوانین را روشن نماید.

با تقدیم احترامات

 

سواد شرح فوق خدمت آقای نیلفروشان مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان با توجّه به مرقومهٴ شماره ----- تقدیم میدارد و از جنابعالی که بصداقت و دیانت و بی‌نظری معروف و بصفت انسان دوستی که برترین صفت هر انسان است متصّف هستید، استدعا دارد با بینش وسیع خود در این مورد تعمق بیشتری بفرمائید و در مظلمه‌ا‌ی که امثال جناب حاج رضائی هنگام بدست گرفتن قدرت در بر‌افروختن آتش عداوت مذهبی ایجاد کرده و آزار و ایذاء معلمان مطیع بهائی را که با کمال صداقت انجام وظیفه میکنند وجههٴ اقدام خود قرار داده دخیل و شریک نگردند، چون بهرحال ظلم و ستم در هر موقعیت و مقام بهر کس مخالف رضای الهی بوده و ستمگران که بر بندگان خدا ستم روا ‌میدارد باید منتظر حصول نتیجه از ناحیه پروردگار منتقم قهّار و خداوند قاصمالجبّارین باشند

با تقدیم احترام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]