[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم]

جمهوری اسلامی ایران

دادگاه‌های انقلاب اسلامی استان یزد

برگ بازجوئی و صورت‌مجلس

صفحه -----

جلسه -----

 

نام -----

نام خانوادگی -----

شعبه -----

تاریخ روز -----۱۳

کلاسه پرونده -----

کلاسه دادگاه - ۷۴/۲۲۸۸/ د

شماره دادنامه - ۷۴/ ۲۳۱۲/د - ر

تاریخ رسیدگی: ۱۲ دی ۷۴

مرجع رسیدگی: شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی یزد

مشخصات متهم: ذبیح اله محرمی فرزند: غلامرضا متولد: ۱۳۲۵، اهل و ساکن یزد

نوع اتهام: خروج از دیانت اسلام و اختیار نمودن معتقدات فرقه ضاله بهائیت، ارتداد ملی

گردش کار:

آقای ذبیح اله محرمی فرزند غلامرضا که بهائی زاده و خود نیز پیرو فرقه ضاله بهائیت بوده در سال ۱۳۶۰ با توجه به اینکه کارمند اداره کشاورزی استان یزد بوده طی اطلاعیه‌ای که در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار درج گردیده تبری خود را از بهائیت و تشرف بدین مبین اسلام اعلام و در فرم شناسایی اداره کل کشاورزی که در سال ۱۳۶۴ تکمیل نموده و شخصاً مرقوم نموده خود را مسلمان و شیعه اثنی عشری معرفی که بر همین اساس از شغل دولتی اخراج نگردیده است. لیکن اخیراً خود را بهائی اعلام و اظهار داشته در مراسم و برنامه‌های این فرقه شرکت و به‌تازگی نیز دختر خود را به ازدواج فردی بهائی در اصفهان در آورده است. (مفاد گزارش‌های شماره ۲۶۹۶/م/۳۳ – ۲۳ مهر ۷۰ و ۲۱۳۶۴/م/۳۳ مورخ ۱۳ خرداد ۷۴ اداره کل محترم اطلاعات استان یزد) متعاقباً در مورخ ۲ مرداد ۷۴ از سوی ریاست محترم وقت دادگاه انقلاب اسلامی یزد دستور هدایت نامبرده در یکی از ساعات اداری به مرجع مزبور به اداره کل محترم اطلاعات استان یزد صادر و نهایتاً در مورخ ۲۵ مرداد ۷۴ در دادگاه انقلاب اسلامی یزد حضور به هم رسانیده و ضمن اظهار بهائی زاده بودن خود و شرکت در جلسات ضیافت ابتدائاً ضمن اعلام تردید از مندرجات نوشته و متن ممضی به امضای خود موضوع فرم اداره کل کشاورزی استان یزد مبتنی بر شیعه اثنی عشری بودن خود اظهار می‌دارد امضاء ذیل فرم متعلق به وی بوده و از مفاد متن آن بی‌اطلاع می‌باشد و در پاسخ به این سؤال که از کجا دستور میگیرید؟ اظهار میدارد از مقامات بالاتر محفل روحانی که اعضای آن را نمی‌شناسد لیکن از طریق رابطین برنامه می‌گیرد. متعاقباً در مرحله تحقیقات مقدماتی در اداره کل اطلاعات استان ضمن اعلام پشیمانی از مسلمان بودن (پس از اینکه بهائی بوده) مراتب درخواست خود را به رجوع به تشکیلات بهائیت و مورد عفو قرار گرفتن از سوی تشکیلات بهائی اعلام که مورد عفو قرار گرفته و بخشیده شده و هم‌اکنون جامعه بهائی او را به‌عنوان یک فرد بهائی می‌شناسند ص ۳۳ و ۳۵ پرونده لیکن اقرار دارد در مدت هفت سال گاهی در نماز جماعت محله شرکت می‌نموده و واقعاً مسلمان بوده هرچند نزد زن و فرزندانش خجالت می‌کشیده است (صفحات ۴۱ و ۴۰) ضمناً در موارد متعددی منکر درج اختیاری اعلام انزجار خود از فرقه ضاله بهائیت گردیده و حتی اظهار داشته چون در اول انقلاب سران بهائی‌ها را می‌گرفتند و می‌کشتند نظرم این بود که با خانواده‌ام محفوظ باشیم وقتی‌که معلوم شد به افراد بهائی کاری ندارند مجدداً بهائی شدم (ص ۴۱ و ۴۰ پرونده) نهایتاً دادگاه انقلاب اسلامی یزد (شعبه اول) بنا بر اینکه عمل نامبرده (گرویدن به فرقه ضاله بهائیت پس از آنکه مدت ۷ سال مسلمان بوده) اثرات سوئی در جامعه اسلامی بجای گذارده و بنا بر مسلمات شرعی و فقهی مبادرت به برگزاری جلسات ارشادی نامبرده به‌منظور استبصار وی و توبه از ارتکاب معصیت کبیره ارتداد نموده که اولین جلسه آن در مورخ ۱۱ مهر ۷۴ برگزار و نامبرده صراحتاً خود را بهائی و معتقد به مبانی مسلک مزبور معرفی نموده و علیرغم کم دانستن اطلاعات خود راجع به دیانت مقدس اسلام و فرقه ضاله مضله بهائیت حاضر نگردید پیشنهاد این دادگاه مبنی بر ارشاد نمودن وی توسط افراد خبیر و آگاه را بپذیرد و در پاسخ اینکه میرزا محمدعلی باب را دارای چه عنوان و سمتی می‌دانید پاسخی داد وی بشارت دهنده ظهور میرزا حسینعلی بهاء که وی نیز پیغمبر و از جانب خدا به این سمت نائل گردیده، معرفی نموده است پس از اینکه به نامبرده متذکر شده که حسب اعتقاد جمیع فرق مسلمان حضرت محمد مصطفی صلی اله علیه واله و سلم پیامبر خاتم بوده و خاتمیت نبوت ایشان جزء ضروریات دینی مسلمین محسوب که منکر آن خارج از دین میباشد اظهار داشته من نمی‌دانم ص ----- هرچند اعتراف به سلامت عقلی خود و اختیار کامل در اظهاراتش نموده و گفته آنچه گفته‌ام به آن معتقد بوده و هستم حسب نامه شمارۀ ۴۵۶۴/ م/۲۱۳ مورخ ۱۱ مهر ۷۴ اداره کل محترم اطلاعات استان یزد پدر نامبرده موسوم به غلامرضا محرمی مسلمان‌زاده بوده لیکن بعداً هنگام ازدواج بهائی گردیده و تا آخر عمر نیز بهائی بوده و پس از فوت در قبرستان بهائیان یزد دفن گردیده و مادر نامبرده هم بهائی زاده و خود نیز بهائی می‌باشد. جلسه دوم بمنظور ارشاد و استبصار وی در مورخ ۲۲ مهر ۷۴ در دادگاه انقلاب اسلامی یزد تشکیل و پس از سؤال مبنی بر اینکه آیا در فرصت اعطائی به نتیجه‌ای رسیده‌اید؟ اظهار داشته در اعتقاد به بهایی‌گری خود باقی می‌باشد و نیز هفت سال واقعاً مسلمان بود لیکن به علت بهائی بودن افراد خانواده‌اش مجدداً بهائیت اختیار نموده و در پاسخ به این سؤال که اگر بر فرض خانواده‌ات حاضر شوند اسلام اختیار نمایند شما مسلمان می‌شوید؟ پاسخ داده: خیر به مسلک بهائیت باقی خواهد ماند.

مجدداً اظهار داشته میرزا حسینعلی بهاء را به‌عنوان پیامبر خدا قبول داشته و به او اعتقاد دارد و از روی عقل سالم و اختیار این اظهارات را بیان داشته و حاضر به رجوع به اسلام و توبه از ارتداد خود نمی‌باشد. جلسه سوم نیز در مورخ ۲۸ آبان ۷۴ برگزار که عیناً مطالب قبلی خود را تکرار و عدم رجوع خود به اسلام و توبه از ارتداد خود را مجدداً در کمال صحت عقل و جسم و اختیار و قصد تکرار نموده است. لهذا این دادگاه با الهام از مسئله ۱۰ جلد دوم کتاب میراث ص ۳۶۶ تحریرالوسیله حضرت امام خمینی قدس سره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و نیز مسأله ۱ جلد دوم ص ۴۹۴ کتاب الحدود پس از برگزاری سه جلسه متناوب بمنظور ارشاد و استبصار مشارالیه و علیرغم اعطاء مهلت کافی به وی جهت بررسی و نیز پیشنهاد اعزام فردی خبیر برای بررسی مبانی پوشالی اعتقادی وی که مورد قبول وی واقع نگردید و علیرغم سعی بلیغ جهت استبصار و توبه وی از ارتکاب معصیت کبیره ارتداد به لحاظ عناد و لجاجت نامبرده قرین موفقیت نبوده، نهایتاً به وی ابلاغ نموده که وکیل انتخابی خود را به منظور دفاع از موارد اتهامین معرفی نماید که پس از معرفی احد از وکلا رسمی دادگستری در مورخ ۱۲ دی ۷۴ در حضور وکیل مدافع وی این شعبه تشکیل جلسه داده و پس از استماع مدافعات نامبرده وکیل منتخب وی که شفاهاً و نیز به‌صورت تقدیم لایحه صورت پذیرفت مبادرت به اخذ آخرین دفاع از مشارالیه نموده و ختم رسیدگی را اعلام به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید.

رأی دادگاه:

در خصوص اتهام آقای ذبیح اله محرمی فرزند غلامرضا دایر بر خروج از دیانت مقدس اسلام و اختیار نمودن معتقدات فرقه ضاله بهائیت (ارتداد ملی) با عنایت به اقاریر صریح نامبرده مبنی بر اینکه پس از بلوغ به فرقه ضاله بهائیت گرویده و متعاقباً به مدت ۷ سال اسلام اختیار و مجدداً ضمن خروج از آن به فرقه مذکور گرایش یافته و علیرغم سعی بلیغ این دادگاه به‌منظور ارشاد و راهنمائی وی جهت استبصار حاصل نمودن و توبه از ارتکاب معصیت کبیره ارتداد نامبرده مصر بر بقاء به معتقدات پوشالی خود بوده و در سه جلسه متناوب در کمال صحت عقل و جسم و با اراده کامل و از روی اختیار و قصد خود را معتقد به مبانی بهائیت منجمله اعتقاد به نبوت میرزا حسینعلی بهاء معرفی و صراحتاً منکر ضروری دیانت اسلام (خاتمیت پیامبر اکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی‌الله علیه و آل وسلم) گردیده و حاضر به توبه از معصیت ارتکابی خود نگردیده، با توجه به تحقیقات اداره کل محترم اطلاعات استان یزد و بازتاب مخرب بجای مانده از عمل وی در خروج از مسلک دیانت حقه اسلام با گرایش مجدد وی به فرقه بهائیت که حسب قواعد مسلم مقبول عقلا بشر اهانتی صریح و آشکار به معتقدات بیش از یک میلیارد مسلمان می‌باشد لهذا دادگاه ضمن انطباق موضوع با نوع عاشر از انواع النجاسات در تعریف کافر و مرتد (جلد اول تحریر الوسیله صفحه ۱۱۸) و مسائل دهم از کتاب المواریث (در موانع ارث) و اول و چهارم از کتاب الحدود (فی الارتداد) تحریرالوسیله بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدس اله نفسه الزکیه حکم به اعدام وی بلحاظ ارتداد صادر نموده و ضمناً با عنایت به مسئله اول از کتاب المواریث (در موانع ارث) و عدم وجود هرگونه ورثه مسلمانی از نامبرده حکم به ضبط کلیه اموال و دارائی وی به نفع ستاد محترم اجرائی فرمان حضرت امام (ره) نمایندگی یزد صادر می‌نماید. رأی صادره حضوری و وفق مادۀ ۱۹ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل‌تجدید نظر در دیوانعالی محترم کشور میباشد. /ج

 

فلاح

رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی یزد

[امضا]

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]