[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بسمه تعالی شأنه العظیم

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی همدان

 

با کمال احترام خاطر خطیر آن حضرت و قضات محترم دادگاه را مستحضر می‌دارد دادسرای محترم انقلاب همدان کیفرخواستی علیه اینجانبان تنظیم و در نهایت مهارت و فطانت با ایراد اتهام به تشکیلات بهائی [مبانی] عقیدتی آن را مورد اتهام قرار داده است. اقدام برای اثبات ارتباط محافل روحانیه با اجانب مقدمه‌ای است که پی آمد قطعی آن استنباط بطلان دیانت بهائی و اصول معتقدات آن خواهد بود؛ و بالنتیجه در این پرونده بر خلاف اصل مسلم ۲۳ قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی دادسرای محترم انقلاب مبادرت به تفتیش عقیده فرموده و آیات محکمات «لکم دینکم ولی الدین» و «لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي» را نادیده گرفته است. از طرفی اصل ۱۴ قانون اساسی مذکور دولت جمهوری اسلامی و کلیه مسلمانان را به رعایت حقوق انسانی افراد غیرمسلمان و اعمال عدالت و اخلاق حسنه و قسط اسلامی ملزم گردانیده و حتی استناد به قسمت اخیر این ماده هم با توجه به تاریخ کلیه مستندات معروضه که مربوط به سنوات قبل از پیروزی انقلاب و در نتیجه تاریخ تصویب این قانون بوده با توجه به اصل فقهی (عدم جواز اعقاب بلا بیان) و اصل ۱۶۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی غیرموجه می‌باشد.

حضرت آیت اللّه و قضات محترم دستورات شرع انور و فقه اسلامی ایراد اتهام را موکول به ارائه دلایل متقنه و اسناد محکمه فرموده و این به لحاظ رعایت عدالت کامل و حسن اجرای قسط اسلامی است و با این ترتیب استناد به اظهارات غیر مدلّل افراد و مستندات غیر ‌محکمه چگونه می‌تواند مبنای پرونده‌ای را تشکیل دهد که قرار است منتهی به صدور رأی عادلانه شود؟ در کیفرخواست اشاره به مدارکی شده که وفق اصل قانونی مذکور غیر موثّر و در اصالت و صحّت آن نیز تردید فراوان وجود دارد بر این مبنا و باوجود عدم دسترسی به منابع مطالعه برای تهیه لایحه دفاعیه چگونه متهمین قادر خواهند بود کما هو حقه از خود دفاع و این چگونه عدالتی خواهد بود که متهمین بر خلاف اصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی از دسترسی بر احتیاجات لازم برای دفاع از حقوق و حیثیت خویش محروم باشند؟

حضرت آیت الّه بررسی این پرونده نباید از زاویه تعصبات مذهبی باشد بلکه برای قضاوت بایستی جایگاهی را بر‌گزید که هر انسانی با هر مذهبی از آنجا می‌نگرد چه از این گوشه است که آنچه بچشم می‌آید از هرگونه پیش‌داوری و جانب‌داری که [بیماری] هر قضاوتی است عاری خواهد بود تعجیل و پیش‌داوری در این پرونده لطمه‌ای نه بر متّهمین بلکه بر تنزیه عدالتی خواهد بود که نمونه بارز آن حضرت امیر مؤمنان علیه الاف التحیه والثناء بوده و رعایت آن بر کلیه قضات و حکام شرع بالأخص در مورد افراد غیرمسلمان مقرر گردیده است و به همین علت امید و انتظار ما آن است که آن حضرت و دیگر قضات محترم دادگاه با توجه به چنین مسئولیت خطیر و وظیفه شرعیه وجدانیه از هرگونه پیش‌داوری مصون و با رعایت فَتَأَسَّ بِنَبِيِّك الْأطْيَبِ الْأطْهَرِ و برخورداری از عنایات و تأییدات الهیّه مبادرت به اظهار نظری عادلانه فرموده و اجازه نفرمایند که سوء تفاهمات موجود باعث ادامه گرفتاری این‌جانبان گردد.

حضرت آیت الّه و قضات گرامی فتاوی محکمه شرعیه آیات عظام و فقهای ذوی العزة والاحترام مبنی بر رعایت حقوق کلیه اقشار ملّت و آزادی عقیده که کلاً با الهام از آیات شریفه قرآن مجید و فرمایشات حضرت خیر‌الانام بوده است نویدبخش آن بود که بعد از مضی ۱۳۷ سال مضیقه و تحّمل انواع محرومیت‌ها، در دوران حکومتی که متباهی به اجرای احکام الهیّه و پیروی از منویّات خیریّه مستتره در کلام‌الله می‌باشد فارغ از هرگونه تبعیض یا تعصّبی، بهائیان در کنار برادران مسلمان و همدوش با سایر هم‌وطنان در جهت عمران و اعتلا کشور عزیز ایران بذل مجهود می‌نمایند ولی مع الاسف وجود سوء‌ تفاهمات و عدم آگاهی گروهی موجب بروز اعمال و رفتاری شد که با روح حقیقی دیانت مقدس اسلام و فتاوی شرعیه آیات کرام فاصله دارد و در چنین وضع و با چنین کیفیتی وجود آن حضرت و قضات محترم دادگاه می‌تواند از ادامۀ این مشی غیرمنصفانه جلوگیری نماید ریاست محترم دادگاه و قضات محترم آنچه ذیلاً به عرض می‌رساند نه من باب دفاع از اتهامات ناروای منتسبه بلکه برای روشن شدن خاطر حضرات محترم بر اساس و نحوه اعتقادات ما بهائیان می‌باشد زیرا چنانچه اظهارنظر و صدور رأی بر مبنای مقدمه مشروحه در کیفرخواست باشد نتیجه همان خواهد بود که دادسرای محترم انقلاب با اطمینان خاطر ابراز و از پیش اتهامات وارده را محرز تلقّی و نتیجه هرگونه توضیح یا دفاعی را غیر مؤثر دانسته‌اند شاید استحضار آقایان محترم بر حقایق مسائل و تعاطی آن با از پیش گفته‌های در کیفر‌خواست فرصتی برای تجلّی عدالت و مجالی برای تحری حقیقت فراهم و از تائید کیفرخواستی که باکمال درایت در تمویه آن اهتمام گردیده و نیز صدور رأی که خدای نخواسته ممکن است بر چهره عدالت غبار ستم بپوشاند جلوگیری نماید. اهم معتقدات ما بهائیان عبارتند از: ۱– عالم انسانی محتاج نفثات روح‌القدس است ۲– دین باید مطابق علم و عقل باشد ۳– تحری حقیقت ۴– تعلیم و تربیت اجباری و عمومی ۵– صلح عمومی ۶ – تعدیل معیشت عمومی ۷ – اساس ادیان الهی یکی است و بزرگ‌ترین هدف برای جامعه بهائی تحقق وحدت عالم انسانی می‌باشد.

بهائیان همواره به این بیان متوجهند که (همه بار یکدارید و برگ یک شاخسار) و نظر بنی نوع خویش را به این بیان معطوف می‌دارند (ای اهل عالم سراپرده یگانگی بلند شد بچشم بیگانگان یکدیگر را نبینید) و به این اصل معتقدند که (اگر دین باعث اختلاف شود البته بی‌دینی بهتر است) خط‌مشی آن‌ها در اجتماع (عاشروا مع الادیان کلّها بالّروح و الّریحان) است به این دستور موظّفند که (بد خواهان را خیرخواه باشید و مخالفان را یار موافق گردید) و می‌دانند که (هر نفسی سبب کدورت دیگری شود نزد خدا گنهکار است خدا جمیع قلوب را مسرور می‌خواهد) خود را خادم نوع انسان می‌شمارند، از داشتن کینه و گرفتن انتقام و حمل اسلحه ممنوع و به ذکر پروردگار یکتا ماٴلوفند زیرا معتقدند که (أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) و یقین دارند که (قلب انسان جز به عبادت رحمن مطمئن نشود)، تعدیل معیشت عمومی و رعایت حال فقرا را از واجبات دینی می‌دانند و معتقدند که (هرگز غنی به مقّر قرب در نیاید مگر قلیلی) خدای یگانه را مبدأ و موجد آفرینش و خلقت کائنات را موجود به اراده قاهره او می‌دانند پیمبران را برگزیدگان باری‌تعالی دانسته و نسبت به همه آن‌ها از حضرت آدم تا حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلّم احترام می‌گذارند کتب آسمانی را تقدیس و نسبت به ائمّه اطهار علیهم الّسلام نهایت تعظیم را مراعات می‌کنند این اعتقاد و احترام تا بدان حد است که در روز عاشورا موّظفند لباس‌های سیاه پوشیده و در صلوه ظهر به تلاوت زیارت‌نامه و بزرگداشت حضرتش پردازند این است دستور بهائیان در این خصوص (بدّلوا اثوابکم البیضاء والحمراء بالّسودا بما اتت المصیبة العظمی والرزیّة الکبری الّتی به ناح الّرسول وذاب کبد البتول) تحصیل علم و دانش را وظیفه دینی و وجدانی می‌دانند و در این سبیل کسانی را که از امکانات تحصیلی محرومند علی حّد امکان اعانت می‌کنند زیرا واقفند که (اّس اساس سیّئات نادانی و جهالت است) بهائیان نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، بحجّ می‌روند، زکوه می‌دهند به معاد و جزای اخروی معتقدند و خلاصه مجموعه‌ای از عبادات و واجبات و منهیات دارند آنان را متهم به کفر و الحاد و ارتداد می‌کنند در حالی که به یگانگی خداوند معتقدند و او را ذات غیب منیع ﻻیدرک می‌دانند شارع دیانت خویش را برگزیده خداوند می‌دانند و به حقانیت کلیه انبیای الهی و از آن جمله حضرت رسول اکرم صلی‌الله و نیز ائّمه اطهار علیهم الّسلام معتقد و کتب آسمانی را تقدیس می‌نمایند در اثبات حقانیت دیانت خویش به آیات کریمه قرآن استناد و اجازه نمی‌دهند هیچ‌یک از پیروان ادیان سلف بدون قبول حقانیت دیانت مقدس اسلام و پیغمبر والا مقامش بدیانت بهائی مؤمن و به جامعه بهائی وارد شوند حقانیت دیانت اسلام و شارع مقدسش را در بیش از یکصد هزار نقطه عالم الی حال ثابت و منتشر نموده‌اند مع‌ذلک ملاحظه فرمانید چگونه عدم توجّه و تعجیل در قضاوت و پیش‌داوری موجب ورود اتهاماتی ناروا در حقّ ایشان گردیده است.

حضرت آیت اله و قضات محترم

تکیه بر مسند قضاوت زدن و بر کرسی امیر مؤمنان علیه الآف التحیه والثناء نشستن قضاوتی علی گونه می‌خواهد. قضاوتی که از روح جوشان از مهر خداوند و قلبی مملو از محبت انسانی نشأت گیرد و پرتوش جهان خاک را روشن سازد و فریاد مرحبا مرحبا من هذا از ساکنین ملاءاعلی بلند کند و ما صمیمانه امیدواریم افواج تائید و عنایات الهیه با تمام قوی شما را احاطه کند تا رسالتی را که در این برهه از زمان بر عهده دارید به نحو احسن انجام پذیرد و جهانیان فریادکنان بگویند این است اسلامی که مبدأ محبت منبع انسانیت و مروّج عدالت است حضرت آیت اللّه بهائیان کشور ایران را بدان سبب که منشأ دیانت بهائی بوده است گرامی می‌دارند و آن را مبدأ حیات روحانی خویش می‌شمارند و با خاک و بوم آن عشق می‌ورزند و هیچ عایقی حتّی مظالمی که بر آن‌ها وارد شده و می‌شود نمی‌تواند رشته این علایق روحانی را منقطع سازد موظّفند که در عمران و آبادی این مرز و بوم فداکاری و از بذل هرگونه کوشش مضایقه ننمایند آرزو دارند که فرصتی یابند تا از اقصی نقاط عالم برای زیارت اماکن تاریخی خویش در این سر‌زمین بشتابند، برای زبان‌های عربی و فارسی ارج و منزلتی فراوان قائلند و مشتاقند که با فراگیری این دو زبان آثار شارع دیانت خود را به زبان اصلی مطالعه کنند و معتقدند که ایران معمورترین ممالک دنیا شده و دارای یکی از محترم‌ترین حکومات در سراسر جهان خواهد بود انصاف لازم است که جماعتی با این درجه از تمسک و محبت شدید به کشور ایران چگونه ممکن است در جهت خلاف مصالح آن قدمی بر‌داشته و این بیان مولای خود را فراموش کنند (هر ذلتی را تحمّل می‌توان نمود مگر خیانت به وطن و هر گناهی قابل عفو و مغفرت است مگر هتک ناموس دولت و مضّرت ملّت). بهائیان ۱۳۷ سال است که در این سر‌زمین به انواع محن و بلایا مبتلا بوده‌اند هر جفایی را به نیروی محبت و هر بلائی را به مدد دعا و توجه به خداوند تحمّل کرده‌اند و همواره مهر ایران و محبت هم‌وطنان خویش را بر دل داشته و امیدوار بوده‌اند که روزگاری این عزیزان هم‌وطن پی به صدق گفتار و نیت ایشان برده و جفا به وفا و مخالفت به ملاطفت تبدیل یابد و معتقدند که وقایع هرقدر ناگوار و شربت جفا هرچند تلخ و بی‌مهری هر اندازه طولانی باشد باز ایمان راستین و صفای باطن افرادی متعهد و خداترس پرده از این سوء تفاهمات بر داشته و مجالی برای خدمت به ایران و هموطنانشان خواهند یافت.

بهائیان را متهم می‌کنند که با رژیم قبل مرتبت بوده‌اند فراموش نکنیم که مدارس بهائی که با صرف وقت و زحمت زیاد و تحمّل مخارج سنگین در اکثر شهرهای ایران گشایش یافته بود در زمان رژیم قبل بسته و تعطیل گردید، فراموش نکنیم که اموال عدّه‌ای از بهائیان در سال ۱۳۳۴ در اطراف خراسان -یزد - کاشان و غیره در رژیم قبل غارت و به آتش کشیده شد، فراموش نکنیم که تخریب حظیرةالّقدس ملّی و تصرف سایر حظایر قدس در شهرستان‌ها در رژیم قبل انجام گرفت، فراموش ننماییم که دستور صریح منع استخدام بهائیان در ادارات دولتی در رژیم قبل صادر شد، فراموش نکنیم که اخذ مالیات‌های سنگین از اماکن دینی بهائیان در رژیم قبل انجام گرفت، فراموش ننماییم که صدها خانه و خانواده در اواخر آن رژیم غارت و به آتش کشیده شد و باز به خاطر آوریم که تعدادی از گورستان‌های بهائی در رژیم قبل تخریب و ویران گردید و بدانیم که در دوران همان رژیم بود که عدّه‌ای از بهائیان در نقاط مختلف ایران به قتل رسیدند و بعد انصاف دهیم که این چگونه ارتباطی بوده است که باعث این‌همه مضایق و مظالم گردیده است و بعد قبول نمائیم که بهائیان همواره بر روش و سیره خویش قائم و طبق معتقدات دینی حکومت‌ها را در نهایت صداقت اطاعت می‌کنند (ادنیٰ مخالفتی با هیچیک ندارند و ضدیت و مقاومت ننمایند بلکه خود را مروّجین امری روحانی دانند که بالمآل فائق و شامل بر مقاصد اصلّیه کل است نه معارض آن. هر حکومتی را طوعاً اطاعت نمایند و بهیچوجه متعرض نشوند و مقاومت نکنند) کما این‌که با وجود همه عوامل فشار در رژیم قبل بهائیان از عضویت در حزب رستاخیز خود داری نمودند شاید گفته شود تنی چند منتسب باین جامعه با این رژیم همکاری داشته اند در اینصورت و فرض صحّت آیا انصافاً وجود تابعین ادیان دیگر که بعناوین مختلف با رژیم مرتبط بوده اند میتواند موجب تسّری این اتهام نسبت بجوامع مذهبی مذکور شود ﻻ والله بلکه هر کس مسئول اعمال و رفتار خویش میباشد و قانوناً نمیتوان هیچکس را بگناه دیگری محکوم و مجازات نمود.

بهائیان را متّهم می‌نمایید که با ساواک منحّله مرتبط بود و احتمالاً در تائید این مدّعا به شکوائیه‌های محافل روحانیه به مراجع انتظامی و از آن جمله ساواک استفاده می‌نمایید در این مورد لازم است معروض دارد اولاً ساواک در رژیم قبل مرجعی از مراجع حکومتی بوده ثانیاً تقدیم شکوائیه و تقاضای احقاق حق یا رفع تعرّض هیچ‌وقت نمی‌توان دلیل بر ارتباط باشد زیرا بهائیان موظّفند که در موقع تعدّی و بروز یا احتمال واقعه‌ای از اولیای امور استمداد و تقاضای رسیدگی نمایند کما اینکه از بدو پیروزی انقلاب تا به حال شکوائیه‌های متعدد به‌عنوان رهبران عالیقدر انقلاب و مراجع و مصادر و مقامات محترم حکومتی تقدیم نموده‌اند ثالثاً فرق است بین شکایت و تظلم با همکاری و ارتباط رابعاً جای تعجّب است که این شکایات که هیچ‌وقت مورد رسیدگی و توجّه واقع نشد و عاملین و محرکین مورد تعقیب قانونی قرار نگرفتند اینک مورد تردید دادسرای محترم واقع و مستند ارتباط اعضای محفل با ساواک منحله قرارگرفته است خامسا فرض آنکه افرادی منتسب به جامعه بهائی متّهم به چنین اتّهامی باشند چگونه متصور است که این اتّهام به سایرین تسری داده شود و اگر قرار بر این باشد این معنی در مورد همۀ جوامع مذهبی صادق خواهد بود.

ریاست محترم دادگاه و قضات ارجمند یکی از اساسی‌ترین معتقدات بهائیان عدم دخالت در امور سیاسیه می‌باشد رعایت این اصل تا بدان حد اهمیت دارد که اگر یکی از بهائیان در امور سیاسیّه دخالت کند و این معنی بر محفل روحانی محل مسلم شود به‌فوریت و بدون تاٴخیر از جامعه بهائی اخراج می‌گردد. دستورات متعددی در این رابطه موجود است فی‌المثل (میزان بهائی بودن یا نبودن عدم دخالت در امور سیاسیّه می‌باشد) و یا (نفسی از احبّاء اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند اول بهتر است نسبت خود را از این امر قطع نماید تا جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد) بدیهی است تشکیلات منتسب به چنین اصول و مبادی را اتهاماتی از این قبیل هرچند وارد آید منطقاً قابل‌پذیرش و ترتیب اثر نباشد زیرا اگر نتوانیم در اصل امری وجود چیزی را که جستجو می‌نماییم بیابیم به طریق اولیٰ، در متفرّع بر آن اصل هم وجود شیئی متصور را نخواهیم یافت (اصل ثبوت را فرع مسموع صلاحیت معارضه ندارد و محاججه نتواند) و این اصلی است که علماء و فقها جملگی برآیند. اعضای محافل روحانیه که عموماً منتخبین جامعه خویش می‌باشند و بدون چشم‌داشتی این وظیفه روحانی را قبول می‌نمایند موظفّند از طریق مشورت وبر اساس (وشاورهم في الأمر) و (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) در حدود وظایف خود که تعمیم معارف – کمک به ایتام و مساکین و مرضاء – مراقبت در حسن اجرای احکام دینیّه – تمشّیت امور فقرا و بیکاران – ایجاد امکانات لازم برای تحصیل و آموختن حرفه و فن به جوانان و اموری از این قبیل می‌باشد اقدام نمایند و در انجام این وظایف با محفل روحانی ملی ایران مرتبط و به رفع نیازمندی‌های متقابل می‌پردازند همکاری و انسجامی که دادسرای محترم انقلاب به آن اشاره فرموده در جهت انجام این اموراست لا غیر در حالی که باکمال تأسف کیفیت این روابط در جهت اتهامات منتسبه تعبیر و چنین نتیجه‌گیری شده که اظهار عدم رابطه با محفل روحانی ملی بهائیان ایران و در نتیجه عدم رابطه محفل بهائیان همدان با تشکیلات موصوف از متّهمین پرونده موجه نمی‌باشد. بهر حال آنچه لازم به تأکید و تصریح مجدد است عدم رابطه محفل روحانی همدان با محفل روحانی ملی بهائیان ایران نیست بلکه عدم دخالت تشکیلات و جامعه بهائی در امور سیاسی یا اموری است که بهر حال مرتبط با سیاست‌های کشوری می‌باشد (از امور سیاسیه و مخاصمات احزاب و دول کل قلباً و لساناً و باطناً بکلّی در کنار و از این‌گونه افکار فارغ و آزاد با هیچ حزبی رابطه سیاسی نجوییم و در جمع هیچ فرقه‌ای از این فرق مختلفه متنازعه داخل نگردیم) خود را خادم اجتماع میدانیم و دعا می‌کنیم که خداوند از لحاظ فضل به همه هموطنان عزیز انصاف و عدالتی آن‌چنان مرحمت فرماید که غبار غرض بر چشم حقیقت بینشان نه نشیند و عامداً یا قاصرا حقّی را لباس ناحق نپوشانند.

حضرت آیت اله و قضّات گرام

١- در بند اول کیفرخواست اظهارات شخصی بنام جعفر بهزاد پور منتسب به جامعه بهائی نقل و نتیجه گری هائی گردیده که روشن است فرض وجود نامبرده و صحت این اظهارات شخص مذکور نمی‌تواند بهائی باشد زیرا بهائیان مبشّر و شارع دیانت خویش را بر گزیده خداوند می‌دانند نه العیاذ بالله ذات باری‌تعالی و در تائید این مطلب مبشّر دیانت بهائی می‌فرماید (نقطه بیان عبدی بوده مزروق و مخلوق و مولود و موروث و آنچه من‌الله تکلّم نموده از اوست نه از او که کسی غلّو ننماید و از حد عبودیّت تجاوز نکند) و شارع دیانت بهائی می‌فرماید (فاشهد بانّه ﻻاله اﻻّهو هذا‌لغلام عبده وبهائه) و یا (فوالله هذا لم یکن من عندی بل من لدن ارسلنی بالحق) بنا بر این اظهارات شخص غیر بهائی به صورتی که مستند دادسرای محترم قرار گرفته غیر موجّه می‌باشد بعلاوه استنباط افراد از یک دیانت یا ایده ارتباط با نوع ادراکات ایشان دارد و نمی‌تواند دلیلی بر طرز فکر و بر‌داشت دیگران باشد زیرا ملاک عمل هر فرد بهائی در اجرای دستورات دینی بیانات شارع دیانت است لا غیر.

٢- در بندهای ۲ و ۳ کیفرخواست اشاره به نامه‌های بیت‌العدل اعظم مبنی بر کار‌شکنی برای برادران مسلمان و غیره شده که اولاً مستند مذکور فاقد اصالت و یا در استنباط از مفاد آن به نحو دلخواه بر‌داشت گردیده است ثانیاً لازم است با اسناد محکمه ثابت گردد که چنین اوراقی از طرف کارمندان بهائی به عمل آمده است ثالثاً بهائیان در انجام وظایف اداری از این اصل پیروی می‌نمایند (آنچه را حکّام و اولیای امور در وطن عزیز قرار دهند و هر حکمی را صادر نمایند و هر قانونی را وضع کنند بهائیان فوراً در نهایت خلوص و جدیت و خیرخواهی و صداقت و امانت قلباً و فعلاً و لساناً در کل نقاط و در جمیع شئون و احوال اطاعت نمایند)

٣- در بند ۴ کیفرخواست به اظهارات یک نفر منتسب به جامعه بهائی استناد و دو نفر ازشخصیّت های رژیم قبل را به جامعه بهائی منسوب و آن‌ها را خدای کوچک بهائیان قلمداد نموده است اولاً بهمان دلیل که قبلاً عرض شد این فرد اگر هم وجود داشته باشد بهائی نبوده زیرا بهائیان مردمانی موحدند و افراد موحد دیگر بداشتن خدای کوچک نیازی ندارند ثانیاً افراد مذکور بدلائل متعدد بهائی نبوده‌اند کما اینکه یکی از آن‌ها در آخرین بازجوئی‌هایش دیانت خویش را صریحاً اظهار نموده بعلاوه اصرار در انتساب این شخص به جامعه بهائی که برخلاف مدلول آیه کریمه (لن تقولوا لمن القی عیلکم [الیکم] الّسلام لست مؤمنا) می‌باشد مسئله‌ای است که هر منصف بی‌نظری می‌تواند سایۀ غرض را در آن ملاحظه نماید. ثالثاً فرض محال [ناخوانا] که چنین مسئله‌ای صحت داشته باشد آیا منطقاً قابل‌پذیرش است که چنین اطلاعاتی در کمیسیونی که در سطح پائین تشکیلات بهائی می‌باشد مطرح و در انتهیٰ سواد آن‌هم تهیه‌شده باشد؟ و آیا از نظر متصدیان محترم دادسرای انقلاب که بحمدالله در امور حقوقی وارد و از بصیرت لازم برخوردار می‌باشند منطقی به نظر می‌رسد؟ بدیهی است که هیچ‌یک از فروض قضیّه منطقی نبوده و نمی‌تواند موثّر در مقام باشد.

 ۴- بند ۵ کیفرخواست اشاره به برگ ۶۶ پرونده دارد که از قرار مؤیّد وابستگی بهائیان به دولت اسرائیل می‌باشد و چون ذکری از متن برگ مذکور نشده طبعاٍ نمی‌توان بیان مطلبی نمود البته در مورد اتّهام وابستگی جامعه بهائی به دولتها و سیاست‌های مختلف توضیحات لازم متعاقباً به عرض خواهد رسید.

۵- در بند ۶ کیفرخواست مجدداً نقل‌قولی از طرف ناشناسی منتسب به جامعه بهائی در مورد اظهار رضایت دولت انگلستان از رفتار و کردار و اخلاق بهائیان مطرح و به نامه ملکه انگلستان به بیت‌العدل اعظم اشاره شده نامه‌ای که محتوای آن بر دادسرای محترم انقلاب روشن نیست حال چگونه آن تعریف از رفتار و کردار و آن نامۀ مجهول المتن مؤیّد ارتباط بهائیان با دولت انگلستان می‌باشد مسئله‌ای در خور توجه است. در قسمت دیگر اشاره به نقش دولت انگلستان در جریان ملّی شدن صنعت نفت و ترویج بهائیت در ایران شده که به علت فقد دلیل نمی‌تواند مؤثر باشد زیرا رد اتهام بلا دلیل منطقاً محتاج هیچ دلیلی نمی‌باشد.

۶- در بند ۷ کیفرخواست مجدداً نقل‌قولی از شخصی منتسب به جامعه بهائی شده که فرض صحت اظهارنظر شخصی است و انطباقی با معتقدات بهائیان ندارد بعلاوه چنانچه این اظهار بتواند باعث جلب اتهام شود شخص مذکور بایستی جوابگو باشد زیرا قانونا و منطقا نمی‌توان کسی را به گناه دیگری محاکمه نمود.

٧- متأسفانه بند هشت کیفرخواست از قلم افتاده است.

هشت- بند نه کیفرخواست مجدداً نقل‌قول از فردی منتسب به جامعه بهائی می‌باشد که نه نام گوینده نه اسم محل مشخص گردیده شخص مذکور اظهار داشته که ما عامل تبلیغات مذهبی هستیم و با کشورهای خارجی همکاری داریم و اگر ما اقتصاد مملکت را راه نمی‌انداختیم وضع اقتصاد ایران بسیار خراب بود – در این مورد بایستی عرض شود که استناد با این قبیل مستندّات که بر مبنای اظهارات افراد ناشناس و در محل ناشناس می‌باشد باعث تعجّب می‌گردد و چگونه می‌تواند اظهارات یک فرد بر فرض وجود، اعتماد و اطمینانی آن‌چنان ایجاد نماید که مبنای اتّهام جامعه‌ای شود؟ بعلاوه در اصالت و صحت برگ‌های ۶۳ و ۷۷ و نظایر آن‌ها جای تأمّل فراوان است زیرا با تصرّف آرشیو محافل در ایران متأسفانه اوراق سفید مارک‌دار و مهر بسیاری از محافل در اختیار کسانی قرار گرفت که تحت تأثیر غرض امکان تهیه اوراقی با متون مختلف و به‌دلخواه خویش را یافتند و با قرار دادن آن‌ها در اختیار دادسرای انقلاب موجبات بروز سوءتفاهم شدید و ورود اتّهام بر جامعه بهائی را فراهم نمودند.

۹- در بند ۱۰ کیفرخواست اشاره به سخنرانی حضرت آیت‌الله مدنی زید عزّة العالی و اظهارنظر معظم له در مورد ارتداد و وابستگی بهائیان به عوامل مختلف سیاسی گردیده است که با حفظ کامل احترام ایشان معروض می‌دارد بهائیان به حقانیت دیانت مقدّس اسلام و حضرت رسول اکرم صلوات الّه علیه و آله و سلّم و ائمّه اطهار علیهم السّلام و تقدیس قرآن مجید معتقدند بنا بر این حکم ارتداد در مورد ایشان نمی‌تواند صادق باشد بعلاوه تا به حال رهبر عالیقدر انقلاب و دیگر علمای اعلام مکرراً در حفظ و رعایت حقوق کلیّه اقشار ملّت ایران که بهائیان نیز در آن مستقر می‌باشند تأکید فرموده‌اند و بدیهی است که حضرات آیات عظام وفقهم الله تعالی در صدور فتاوی مذکور ناظر به دو امر بوده و می‌باشند اصل اول امر تقوای الهی به‌حکم آیه شریفه انّ اکرمکم عندالله اتقیکم و اصل دوّم آیات محکمات مبنی بر آزادی عقیده و مذهب است که از قبل زینت‌بخش این وجیزه گردید و طبیعی است که صدور چنین فتاوی از طرف مجتهدین جامع‌الشرایط اسلامی که حسب موازین الهیه ضامن دین و حافظ نفس و مخالف هوی و مطیع امر مولی می‌باشند احدی نمی‌تواند بر حصول مقاصد سیاسیه مرتبط بداند و اجرای مدلول این فتاوی مشروعه در هر حال برای کلیه مراجع و مقامات کشور جمهوری اسلامی لازم الاتباع میباشد.

 

۱۰- بند ۱۱ کیفرخواست اشاره به حمایت دولت امریکا طبق برگ ۱۵۶ پرونده دارد که به علت عدم اطلاع از فحوای آن متأسفانه نمی‌توان توضیحی معروض داشت.

۱۱- در مورد جمع‌آوری و ارسال وجه به اسرائیل مذکور در بند ۱۲ کیفرخواست بایستی بدواً از دادسرای محترم تشکّر نماید که در این مورد منصفانه رفتار و از بکار بردن کلمه (دولت) قبل از کلمه (اسرائیل) خودداری فرموده‌اند ثانیاً همان‌طور که در مقدمه کیفرخواست مرقوم فرموده‌اند اجساد پیشوایان دیانت بهائی در شهرهای عکّا و حیفا دفن و به همین علّت پیروان این دیانت از سراسر دنیا برای ایجاد بقاع و ساختمان‌های مناسب و نگهداری آن‌ها حسب مقدورات و به‌دلخواه خویش نذورات و تبرعاتی تقدیم می‌نموده‌اند همان‌گونه که برادران مسلمان برای حفظ بقاع و اماکن متبرکه خود در کشورهای عراق و عربستان و حتی اسرائیل با تقدیم نذورات موفّق به انجام نیّت قلبی خویش می‌گردند حال چگونه تقدیم تبرعات از طرف پیروان دیانت بهائی دلیل وابستگی آن‌ها به اسرائیل می‌شود ولی ارسال نذورات و وجوهات از ناحیه برادران مسلمان به کشورهای مذکور و حتیٰ تاٴمین هزینه‌های مربوط به مسجدالاقصی از این امر مستثنی می‌باشد موضوعی است در خور تعمّق می‌باشد و اگر منصفانه توجّه گردد تصدیق خواهند فرمود که ارسال این وجوهات هیچ‌یک ارتباطی با دولت‌های مذکور نداشته و حیف است که این قبیل امور روحانی و معنوی به اوساخ مادّی آلوده شود.

۱۲- در بند ۱۳ کیفرخواست دفاع و تجلیل از عدّه‌ای از سلاطین به استناد برگ‌های مختلف پرونده مبنای اتهام قرارگرفته است که به علت عدم اطّلاع از متون برگ‌های مذکور نمی‌توان توضیحی معروض داشت. در قسمتی از این بند اشاره به اهانت به مکتب تشیّع گردیده در حالی که دیانت بهائی بر اساس دیانت مقدس اسلام و مذهب حقه اثنی عشری بوده و همواره در جهت تعظیم و تکریم حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و ائمّه اطهار و معصومین مکرّمین نهایت سعی و اهتمام را مرعی و آثار پیشوایان این دیانت مشحون از چنین تجلیل و تعظیمی می‌باشد بنابراین اتّهام توهین به چنین مکتبی که جزء لاینفک اصول اعتقادی بهائیان می‌باشد دور از انصاف و عدالت است تصریح این نکته را لازم می‌داند که در بسیاری موارد شارع دیانت بهائی بهائیان را مکلّف داشته است که حضرت رسول اکرم صلوات الله را در پیشگاه الهی شفیع خویش قرار دهند در این خصوص دادگاه محترم را به مطالعه بیانیه‌ای از طرف محفل روحانی ملی بهائیان ایران با عنوان (دیانت حقیقت است و حقیقت تعدّد نمی‌پذیرد) دعوت می‌نماید تا به‌طور کامل بر معتقدات و نظرگاه‌های بهائیان به مقدسات اسلام آگاه گردند.

در قسمت دیگر این بند اشاره به اهانت بهائیان به علمای اسلام گردیده است که توضیحاً معروض می‌دارد بهائیان هیچ‌گاه به علمای پاک‌نهاد اسلامی و حتی کسانی که پا را از حریم انصاف فراتر می‌نهند مبادرت به گفتار زشت و توهین نمی‌نمایند شاید استعمال کلمه اهانت در کیفرخواست بدان منظور بوده است که ریاست محترم دادگاه و قضات گرامی تحت تأثیر این مطلب از رعایت عدالت و حفظ بی‌طرفی که لازمه هر قضاوتی است انحراف یابند. از طرفی همان‌گونه که برادران مسلمان خود به این امر واقف گردیده‌اند افرادی در لباس روحانیت از حدود و موازین الهی تخطّی و به تحریک و اغواء افراد به صور مختلفه و از آن جمله ایذاء و اذیت بهائیان نموده‌اند این روحانی‌نماها که اخیراً تعدادی از آن‌ها خلع لباس گردیده‌اند چگونه می‌توانند از احترام و ارجی که شایسته علمای واقعی و دانایان پاک‌دل می‌باشند برخوردار باشند در آثار دیانت بهائی از بسیاری علمای پاک‌نهاد اسلامی با احترام و عزت یاد شده است فی‌المثل (امّا دانایان پاک‌دل پاک جانند هر یک آیت یزدانند و موهبت رحمن ونجم بازغند و شعاع ساطع ...). برای مزید استحضار ریاست محترم دادگاه و قضات گرامی اجازه می‌خواهد ایشان را به مطالعه بیانیه دیگری از طرف محفل روحانی ملی ایران با عنوان (همه را در یک سلک نمی‌توان کشید) دعوت نماید تا خدای ناخواسته از این رهگذر غبار تکدری بر ضمیر آگاهشان ننشسته و از منهج قویم عدالت و انصاف دور نگردند.

۱۳– در لابه‌لای بندهای متعدد کیفرخواست جامعه بهائی به سیاست‌های مختلف مرتبط و با ارتباط با کشورهای متعدد متّهم گردیده است زمانی گفته می‌شد که بهائیان به اقتضای سیاست روسیه تزاری ایجاد شده‌اند و زمانی دیگر آن‌ها را وابسته به دولت انگلستان می‌دانستند و چون به‌تدریج خلاف دعاوی مزبور ثابت شد شایع گردید که بهائیان به دولت ایالات‌متحده آمریکا مربوط و اخیراً آن‌ها را وابسته به صهیونیسم یا عامل آن قلمداد نموده‌اند در حالی که لازمه داشتن هر رابطه و پیوندی با دول و سیاسات مختلفه دخالت در امور سیاسیه می‌باشد و حال‌آنکه بهائیان در امور سیاسی دخالتی ندارند حقیقت آن است که هر وقت دولت یا سیاستی در ایران مورد تنفّر قرار گرفت بلافاصله بهائیان را با آن مرتبط نمودند تا مورد بی‌مهری هم‌وطنان خویش قرار گیرند و روشن است که منظور از این تلاش ایجاٰد فاصله بین بهائیان و برادران مسلمان ایرانی بود تا امکان هرگونه همکاری و همکامی در فعالیت‌های اجتماعی سلب گردد لازم به توضیح است که تعالیم دیانت بهائی در مورد ترک تعصبات قومی و نژادی و غیره برای تحقّق وحدت عالم انسانی مانع گرایش بهائیان به [ایده‌های] افراطی قومی یا نژادی و حمایت از آنان می‌باشد و صهیونیسم که بر مبنای تعصبات قومی قرار گرفته بالفطره ناقض و مغایر تحقّق وحدت عالم انسانی است.

۱۴– دادسرای محترم انقلاب در مقدمه کیفرخواست با فطانت کامل پیوستگی و انسجام بهائیان را به نحوی مطرح فرموده‌اند که مقدمه‌ای بر تسرّی خطای فرضی یکی از آن‌ها نسبت به سایرین گردد و به همین دلیل نیز این‌جانبان را بازداشت و به محاکمه کشانیده و مفاد آیه شریفه (وَ لَا تَزِرُوَازِرَةٌوِزْرَ اُخْرَی) نا دیده گرفته شده. محاکمه اعضای محفل روحانی همدان اگر به اتّهام داشتن عقیده بدیانت بهائی باشد ناقض اصل ۲۳ قانون اساسی و اگر به اتّهام اعمال و افعالی باشد که فرضاً دیگران انجام داده‌اند مغایر آیه شریفه فوق و اگر به اتهام سوء عمل خویش باشد محتاج به ارائه اسناد و دلایل محکمه متقنه است تا اطمینان حاصل شود که موجبات اجرای عدالت فراهم و اگر فرض بر این باشد که اعضای محافل روحانیّه در ارتباط با اتهامات مذکور محاکمه و محکوم گردند چگونه عدالت اجرا خواهد شد در حالی که اعضای محافل همه ساله در حال تغیر و تعویض می‌باشند؟ ریاست محترم دادگاه حکومت شرع میراث گرانبهائی است که یادآور قضاوت‌های امیر مؤمنان علیه‌السلام می‌باشد و فرامین آن حضرت را در رعایت احوال غیر مسلمانان به مالک اشتر تداعی می‌کند و به همین جهت از جنابعالی که وارث چنان میراثی می‌باشند انتظار آن‌چنان قضاوتی می‌رود که ملهم و متجلّی از روح بزرگ آن حضرت باشد زیرا اگر قرار است آئین الهی اسلام همانند دوران نخست شکوفایی روا گردد بایستی مانند بزرگان همان دوران و از همه برتر امیر مؤمنان که بر او درود فراوان باد رفتار شود.

بیش از یک سال قبل پرونده مطروحه با بازداشت اعضاء محفل روحانی همدان شروع گردید به اتهامات وارده توضیح لازم معروض و کلیّه سوابق در اختیار مقامات مسئول قرار گرفت تا هرگونه سوءتفاهمی مرتفع گردد چند نفر از اعضای محفل پس از مدتی بازداشت و زندان با اخذ وثیقه و غیره آزاد شدند انصاف لازم است اگر اینان مرتکب عمل خلافی شده و ادنی قصوری برای خود تصور می‌داشتند آیا منطقاً در همدان توقّف و خود را گرفتار این مشکلات می‌نمودند؟ تا مثل جنایتکاران و مجرمین در گوشه زندان از بدائی‌ترین حقوق انسانی محروم شوند؟ این نبود مگر اطمینان بر بی‌گناهی خود و اتّکال به خداوند رحما‌ن و یقین به حسن اجرای عدالت از طرف مراجع محترم امور حاشا که گناهکار چنین کند و حاشا که با افرادی که به عدالت اسلامی و حسن طویّت مصادر محترم امور اطمینان نمایند چنین رفتار شود.

 در ایام بعد از پیروزی انقلاب محفل روحانی همدان با وجودیکه متحمل هزینه بیش از بیست خانواده‌ای بود که در اثر غارت اموال و تخریب منازل و اخراج از دهات به روز سیاه نشسته بودند معذالک در امور خیریه علی حد مقدور همکاری نموده و قطعه زمینی به مساحت چهار هزار متر مربّع برای خانه‌سازی مستضعفین تقدیم و در مواقع دیگر برای کمک به زلزله‌زدگان و سیل‌زدگان طبس و خوزستان مبالغی نقداً پرداخت و به همه بهائیان متذکّر گردید که شخصاً نیز در این امر خیر مشارکت نمایند. اعضای محفل در قبال انجام وظایفشان دیناری دریافت نکرده و قبول آن را امری وجدانی و وظیفه دینی دانسته و در این رهگذر خود را به خدای تبارک‌وتعالی که عدالت او فوق همه دادرسی‌ها است می‌سپارد

۱۵– اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی مؤید حقوقی است برای متهمین در حالی که اولاً دادسرای محترم انقلاب موضوع اتهام را بر این‌جانبان کتباً ابلاغ نفرموده و ثانیاً از تاریخ ۱۸ /۵ /۵۹ ما را بازداشت و تا ۱۰۵ روز ممنوع‌الملاقات و خانواده‌های ما را در این موقعیت حسّاس از وجود سرپرست خانواده و اطفال معصوم و بی‌گناه ما را از دیدن پدر در عرض این مدت محروم نموده است ثالثاً حتی اجازه استفسار از حال و سلامتی آن‌ها هم داده نشده و ما طی این مدّت مدید از چگونگی اتفاقاتی که بر آن‌ها گذشته بود بی‌خبر بودیم. رابعاً وفق مادّه ۳۵ قانون اساسی از تسهیلات لازم برای دفاع از خود محروم و حتی اجازه ارسال کیفرخواست برای خانواده‌ها به‌منظور مشورت با وکیل یا تهیه لایحه دفاعیه را مرحمت نفرموده‌اند خامساً حقوق اداری عدّه‌ای از متهمین و کلیّه حساب‌های بانکی و مایملک ما توقیف و این اندیشه که خانواده‌های متهمین در این موقعیت بحرانی با هزینه سرسام‌آور زندگی چه خواهند کرد و از چه ممری اعاشه خواهند نمود نشده است سادساً به مراجعات خانواده‌ها و به شکوائیه‌های تقدیمی توجّهی نشده و بر خلاف اصل ۳۷ قانون اساسی ما را مسلّم الجرم شناخته و در چنان وضعیتی قرار داده که موجد خسارات روحی و مادی فراوان شده و آثار ناشیه آن غیرقابل جبران است.

حضرت آیت اله و قضات گرام مسک الختام عرایض آیه شریفه  (ایّهاالذین آمنوا کونوا قوّامین الله شهداء باالقسط وﻻ یجرّ منکم شأن قومٍ اﻻّ تعدلوا اعدلوا هواقرب للتقوی و اتقو الله انّ الله خبیر بما تعلمون) را یادآوری و امیدوار است با توجّه به مستندات و توضیحاتی که به‌منظور روشن شدن خاطر خطیر آن حضرت و دیگر قضات ارجمند معروض گردیده و با عنایت به آیه شریفه (وان حکمت فاحکم بینهم باالقسط ان الله یحب المقسطین) به آنچه که جالب رضای الهی و آسودگی وجدان باشد فائز گردند حسبنا الله و هو نعم الوکیل

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]