[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

عریضه پزشک عمومی سینا حکیمان

تاریخ: ۱۷ بهمن ۱۳۶۰

به: حضرت آیت‌الله موسوی الخمینی امام و مقتدای ملت ستمدیده و مستضعف ایران.

ای امام و ای رهبر انقلاب ایران که هدفی بجز پیشبرد اهداف عالیه اسلام و اجرای قانون و عدالت نداشته و ندارید احتراماً بعرض میرسد که بنا به پیشنهاد دفتر آنحضرت بر اساس نظر جنابعالی بیش از یکسال دوندگی نموده و مکاتباتی صورت دادم که تفصیلش موجب اطناب کلام و تصدیع آنوجود گرانقدر است، که متأسفانه این مراجعات متعدد به مسئولین امر نتیجه‌ای نبخشید و ثمری نداد هرچند که پذیرفتند و قلباً باور داشتند که راه حلی قانونی برای این موضوع که ذیلاً بعرض میرسد باید یافت چه که جواب صریحی بر اساس قانونی مدوّن وجود نداشت.

آخرین تماس اینجانب با وزیر محترم بهداری بود که ساعت ۵/۳ بعدازظهر چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۶۰ در محل نمازخانه وزارت بهداری باتفاق همسرم برای قریب به نیم ساعت صورت گرفت که تا جائیکه حافظه یاری نماید عین ماوقع را مینگارم تا خود با دلی پاک و قلبی روشن به نور معرفت و فؤادی آکنده از محبت‌الله راهگشای مشکلات و موانع گردید.

در ابتدا جناب دکتر منافی عریضه اینجانب را نخوانده شفاهاً جویای احوال گشتند، که چون معروض شد فرمودند "باید مسلمان شوی" چه که بنده و همسرم بعنوان دو پزشک بهائی خدمتشان رسیده و در رابطه با تعهدمان و نیز تأهل همسرم بر اساس موازین دیانت بهائی و تعهدش به دولت کسب تکلیف از مسئول مربوطه جناب وزیر محترم بهداری مینمودیم، ای حضرت امام قضاوت فرمائید که اینست حکم محکم الهی در قرآن کریم که میفرماید: قوله العزیز، سوره البقره آیه ۲" لا اکراه فی الدین قد تبین الرشید [الرشد] من الغی " و چنین بیانی در جمهوری اسلامی مخالف حکم کتاب آسمانی قرآنی مجید نمیباشد؟

عین عریضه‌ای را که حاوی نکات اصلی است و جناب وزیر مطالعه نفرمودند و در پایان صحبت نیز آنرا برای پی گیری موضوع نپذیرفتند آورده و سپس بشرح ملاقات فوق‌الذکر میپردازم، ضمناً باید عرض کنم که دادخواست‌های ۸ بهمن ۱۳۵۹ g ۱ فروردین ۱۳۶۰ را از خاش و زاهدان برای جنابعالی نیز ارسال داشته‌ام که دفتر آنحضرت جواب نفرموده اجازه ملاقات نیز ندادند و تلفنی فرمودند که خلاصه دادخواست‌ها به سمع حضرت امام رسیده فرموده‌اند که شما مطلبی نگوئید و موضوع به مسئولین مملکتی احاله شود و این سومین دادخواستی است که رسماً خدمت حضرت‌عالی و مسئولین مملکتی ارسال میدارم.

عریضه ۷ بهمن ۱۳۶۰: خطاب به:

وزیر محترم بهداری جناب دکتر منافی دامت افاضاته:

توقیراً معروض میگردد که قریب به یکسال قبل مرقومه‌ای بتاریخ ۸ بهمن ۱۳۵۹ خدمت آنجناب و بسیاری از مسئولین مملکتی فرستاده و در پی آن دادخواست مورخ ۱ فروردین ۱۳۶۰ به‌ضمیمه نامه قبلی ارسال شد که در وزارت بهداری با شمارۀ ۱۰۰۶۰ - ۱۰ فروردین ۱۳۶۰ ثبت و در اداره کارگزینی (۲۱۲) با شماره ۳۶ - ۲۰ فروردین ۱۳۶۰ موجود است و بعنوان یک پزشک ایرانی متدین به دیانت بهائی که خدمت وظیفه را به انجام می‌رساندم و مشمول لایحه شورای انقلاب مورخ ۲۴ آذر ۱۳۵۸ بودم کسب تکلیف گردید، که چگونه یک پزشک غیر ایرانی و منکر دیانت مقدس اسلام مجاز به خدمت در بهداری می‌باشد ولی بنده باید خدمت سربازی را به انجام رسانم در حالیکه از ارائه خدمت درمانی و حق کار در نقطه‌ای محروم چون بلوچستان محرومم. و از قرار مسموع با تشریف‌فرمائی جنابعالی به استان سیستان و بلوچستان موضوع با مدیرکل وقت بهداری استان جناب دکتر غفوری طرح شد که متأسفانه بلاجواب ماند.

لهذا اینجانب بنا به پیشنهاد تلفنی دفتر حضرت امام مراجعات متعددی به سازمانهای مسئول نمودم (دفتر ریاست جمهوری، نخست‌وزیری، دفتر مجلس شورای اسلامی، وزارت کشور که جناب مهدوی کنی را ملاقات نمودم خدمت جناب حائری شیرازی رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی رسیدم، وزارت بهداری که مسأله را با معاون پارلمانی وقت جناب دکتر معیّری در میان نهاده فرمودند خدمت وظیفه‌ات که باتمام رسید کاری میکنم که بتوانی در اداره بهداشت و درمان روستا تعهدت را بانجام رسانی، وزارت دفاع و نیروی زمینی و بهداری ارتش که حضور سرهنگ دکتر بهداشت رسیده و نیز تیمسار دکتر مجتهدی رئیس اداره بازرسی ویژه بهداری ارتش ملاقات گردیدند و به بسیاری دیگر از مسئولین محلی، استان و مملکتی مراجعه شد)، و در این چندماهه اخیر از طریق جناب دکتر لواسانی معاون محترم پارلمانی وزارت بهداری تقاضای رسیدگی مجدد گردید و تماس‌های مکرر تلفنی از زاهدان گرفته شد که از قول جنابعالی یکی از مسئولین فرمودند. "باید بخشنامه شود" ولی تا به حال با توجه به سرگردانی خود و همسرم و گذشت مدتی طولانی و مراجعات متعدد و به حقم آنگونه که شایسته حکومت جمهوری اسلامی ایران در سال قانون است و هدفی جز ایجاد قسط و عدل اسلامی ندارد به این موضوع رسیدگی لازم بعمل نیامده و دستوری قانونی صادر نگردیده.

در نتیجه تقاضا میگردد که باین مسئله و موضوع همسرم که پزشکی بهائی و مشمول لایحه خرداد ۱۳۶۰ میباشد و قباله ازدواج رسمی از نظر حکومت جمهوری اسلامی ایران ندارد و عقدمان بر اساس موازین دیانت بهائی است رسیدگی فرموده دستورالعمل مقتضی را صادر فرمایند.

ضمناً اگر صلاح بدانید ترتیبی اتخاذ شود که در صورت نامناسب بودن اوضاع برای تصمیم‌گیری در مورد چنین موضوعی، اینجانب مسئله را مستقیم و یا غیرمستقیم خدمت حضرت امام معروض داشته و فتوای ایشان برای حل این مسأله تقاضا گردد، تا بلکه در سالی که قانون باید حکمروا شود، اینجانب و نیز مسئولین محترم مملکتی بر اساس قانون مدّون تکلیف خود را در رابطه با این موضوع بدانیم.

مزید توفیق آنجناب را از درگاه خداوند متعال خواهانم

دکتر شعله میثاقی (حکیمان)

دکتر سینا حکیمان

 

و اینک شرح ملاقات:

جناب وزیر فرمودند که حضرت امام دقیقاً بهائیان را میشناسند و نسبت به مسائل آنان آگاهی کامل دارند، لهذا ای امام توجه فرمائید که این بحق تواند بود که در حکومت جمهوری اسلامی ایران که تفتیش عقاید ممنوع است بنده و همسرم بصرف اعتقاد به خدا، پیامبران و کتب آسمانی قبل و ظهور حضرت مهدی صاحب‌الزمان حضرت باب اعظم نقطه اولی و ظهور حسینی، حضرت بهاءالله و وجود و بقای روح انسانی و کلیه دستورات عالیه اخلاقی و اعتقاد به وحدت عالم انسانی و عشق به صلح عمومی و سعی در از میان برداشتن عفریت کینه، بغض، عداوت، جنگ و خونریزی و دیو فقر جهل، فحشاء، اعتیاد، [الکلسیم] الکلیسم بوسیله دستورات الهی در این دور یزدانی و اعتقاد به نظمی بی‌نظیر و مثیل در طول تاریخ بشری که بنحوی آزاد و عمومی بدون تبلیغات و پروپاگاند نمایندگانش انتخاب میشوند مورد توهینی دور از ادب قرار گرفته بشنویم که فرمودند "شما چون فضله موش در مشتی برنجید" شما چون دست فاسدید" و شما چون آبسه میباشد" عرض شد بالفرض که اینها درست باشد پس در سال قانون حکم قانونی را صادر کنید و این دست را قطع فرمائید.

حتی اگر لازم است حکم قانونی اعدام را بواسطه بهائی بودن صادر فرمایند تا بلکه لااقل از سرگردانی بدر آمده بدانیم جرم و مجازاتمان چه میباشد، فرمودند چرا اعدام کنیم..."توکل میکنیم تا خدا شما را هدایت کند و مطالعه کنید،" عرض شد که باید توکل کرد و تسلیم ارادۀ الهی بود ولی در ضمن از تمهیدات و وسائل نیز استفاده نمود، و بنده بنوبه خویش بیش از بسیاری از مسلمانان مطالعه کرده‌ام و این کار را هر فردی موظف است بکند، فرمودند "بله همه باید مطالعه کنیم" "ولی جهت مطالعه مهم است" عرض شد آزادی تفکر ایجاب میکند که در این مورد کسی تصمیم نگیرد، شما ای امام میدانید که هر فردی میتواند بگوید هر چه من خوانده و فهمیده‌ام درست است و غیر از آن غلط. چه که آنان یا نخوانده‌اند یا خوانده و نفهمیده‌اند و یا اگر خوانده و فهمیده‌اند جهت مطالعه‌شان درست نبوده و این تجاوز به حریم مقدس فکر و اندیشه انسانی است که ارزش آن در آزاد از حب و بغض و تعصب بودنش است که خوشبختانه در قانون اساسی ایران گنجانده شده و الا چون قرون‌وسطی موجب دیکتاتوری و سلب آزادی‌های حقه انسانی گردد، بنده عرض نمودم بهر نحو که فکر میکنید درست است عمل کنید و حکم قانونی را صادر فرمائید. فرمودند، این مسأله مهمی نیست"۳۰ الی ۴۰ پزشک (بهائی) ارزش ندارد" "ما گرفتاریهای مهم‌تری داریم" عرض شد اگر نسبت به یک نفر بی‌عدالتی گردد و توجیه شود محلی برای سایر بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها باز مینماید، و شما ای امام خوب میدانید این‌گونه استدلال و عمل نمودن منشاء بسیاری از مظالم و خونریزیها در طول تاریخ توسط حکومتهای ضد انسانی بوده است. فرمودند تا عدالت را چگونه تعریف کنیم" عرض شد هر آنچه را که قانون حکم فرماید، شما قانون را وضع کنید تا تکلیف خود را بدانیم. و عرض شد چگونه در ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت وظیفه امریست اجباری و حتی پزشک بهائی به جبهه میرود و نسبت به او ابراز رضایت میشود ولی در بهداری نمیتواند کار کند آیا این تناقض نیست تائید فرمودند که "این تناقض میباشد" و قلم بدست گرفته یادداشتی فرمودند که نمیدانم چه تصمیمی داشتند، عرض شد که خدمت جناب مهدوی کنی رسیدم که فرمودند باید از هیجان اجتماعی کاسته شود و زمان بگذرد و شما حسن عمل نشان دهید تا بالاخره راه حلی پیدا شود ایشان نیز در ضمن صحبت تأئید کردند که "بالاخره باید تصمیمی گرفته شود" عرض شد اگر برای شما مسئولیت دارد ترتیبی اتخاذ فرمائید که بحضور امام رسیده جویای نظر و فتوای ایشان گردم فرمودند "امام دقیقاً" همه شما را میشناسد" و "باید توکل کرد که دست از لجبازی بردارید" و خاطره‌ای از گذشته خود نقل فرمودند که "به یک بهائی میگفتیم" "الیوم اکملت لکم دینکم" او میگفت الیوم. یعنی هزار سال و بر سر این حرف که روز هزار سال است لجبازی میکرد "که بعد از هزار سال از ظهور دیانت اسلام دیانت بهائی ظاهر شده" عرض کردم همگی باید توکل کنیم، و در کتب آسمانی قبل آمده که روز هزار سال است ولی بنده نمیخواهم بحث ایدئولوژیک نمایم که موجب تطویل کلام است تقاضا دارم تکلیف ما را بعنوان دو پزشک بهائی روشن فرمائید، ولی ای امام قضاوت فرمائید که این لجبازی آن بهائی بوده که میگفته روز هزار سال است، خوب میدانید کلمة‌الله در قرآن کریم میفرماید. قوله العزیز، سوره الحج آیه ۴۶ "ان یوماً کالف سنه مما تعدون" و سوره السجده آیه ۴ "یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون" که چون امر الهی در دور حضرت ختمی مرتبت رسول اکرم و ائمه اطهار برای مدت ۲۶۰ سال از آسمان مشیت الله نازل گردید و بعد از غیبت معنوی امام غائب برای مدت ۱۰۰۰ سال بر اراضی قلوب نفوس استقرار یافته و اثبات توحید خداوند در کور آدم خاتمه یافت پس آسمان دیانت مقدس اسلام منطوی و آن امر به محل خود عروج مینماید و ظهور الله در قیامت اسلام که عبارت از ظهور قائم آل محمد سید علی‌محمد باب و جمال اقدس ابهی است در پنجم جمادی‌الاولی ۱۲۶۰ ظاهر گردیده و دیده عالمیان را به نور خود روشن و منیر فرمود.

ای امام قضاوت فرمائید که آیا خدای ناکرده میتوان استقامت حضرت رسول اکرم را بر امر الهی بدستور پروردگار کریم در قرآن مجید که میفرماید فاستقم کما امرت" لجبازی نامید. و نیز صبر و استقامت فرد بهائی را که با تحمل انواع مشقات و در بدری‌ها در کمال عشق و محبت، شور و نشور و جذب و وله از دست نمی‌دهد لجبازی نامید؟ ای امام قضاوتی عاجلانه لازم تا وقت نگذرد و امور از دست نرود و حکم الهی بر ظالمان جاری نگردد، ایشان سیاسی بودن این دیانت را بواسطه وجود اعضاء آمریکائی بیت‌العدل اعظم الهی دانسته‌اند. نمیدانم آیا اگر یک آمریکائی یا انگلیسی مسلمان باشد ضرورتاً جاسوس است؟ آیا صحیح است که چون از درک منشاء امر الهی عاجز و ناتوان باشیم و رشد و پیشرفت آنرا به ارادة‌الله درک نتوانیم آنرا سیاسی نامیم و بدبینانه در مورد این ظهور مبارک قضاوت نمائیم آنهم بر شریعتی که انبیای قبل آرزوی خدمت بدان را داشتند چنین تهمتی روا داریم؟ اشاره فرمودند که دروغ است که شما اسلحه ندارید چون بهائی اسلحه‌دار گرفته‌ایم و دروغ است که در سیاست دخالت نمی‌کنید پس ایادی چه کاره بود عرض شد که مسلمان هم در محل‌های کثیف میتوان یافت و بالفرض اگر فردی بهائی اسلحه بدست گیرد و در امور سیاسیه بر خلاف دستورات الهی دخالت نماید و بدستور وجدانیش عمل ننماید ملاک قضاوت نتواند بود. و در هر حال سال، سال قانون است هر گونه که علاقه دارید حکم قانونی را صادر فرمائید، "اشاره فرمودند که "شما ضد اسلامید" "و نمیتوانیم در شکم این حکومت اسلامی ضد خود را بپرورانیم" عرض شد که ما اسلام را قبول داریم ولی بدبینانه انکار فرمودند. بالاخره با این نکته که هرچه صلاح میدانید بنمائید از خدمتشان مرخص گردیدیم.

ای امام میدانید که افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی بوسیله قطع نان و آب گروهی برای تحمیل عقیده‌ای انسانی نمیباشد و نه تنها مخالف قانون اساسی است بلکه مخالف هر مکتب انسان‌ دوستانه‌ای میباشد. تا چه رسد به شرع مقدس اسلام که منزّه و مقدّس از این حرکات زشت و ناپسند است. و نیز میدانید که افراد بهائی دوستان و اقوام مسلمان فراوانی دارند که چه بسا حاضرند مال و زندگیشان را در اختیارشان گذارند، لهذا افزایش تضییقات مادی عملی است بیهوده و آب در هاون کوبیدن و وقتی ببطالت صرف نمودن، چه که احدی را توان مخالفت با امر الهی نبوده و مصداق آیه شریفه قرآن کریم است که میفرماید."سوره الصف آیه ۸" یریدون لیطفئوا نورالله بافواهم والله متم نوره و لو کره الکافرون" و شواهد متعددی در دست است که روز بروز در شمار دوستان افراد بهائی در داخل و خارج از این کشور افزوده میگردد، لهذا چاره‌ای اندیشمندانه لازم است.

ای امام این گره گشوده نخواهد شد و در سال قانون قانونی در این مورد حکمفرما نمی‌گردد مگر اینکه آنجناب دخالت فرموده و حکمی صادر نمایند تا بلکه فرد بهائی و مسئولین مملکتی از سردرگمی در باره چنین مسأله ای بدر آیند.

آرزوی بقای عمر و توفیق بی‌دریغ آنحضرت را از آستان حضرت پروردگار در کمال عجز و ابتهال خواهانم.

 

سینا حکیمان

 

رونوشت جهت:

رئیس‌جمهوری حجت‌الاسلام سید علی خامنه‌ای

نخست‌وزیر محترم آقای مهندس میرحسین موسوی

وزیر کشور حجت‌الاسلام ناطق نوری

وزیر بهداری جناب دکتر منافی

رئیس مجلس شورای اسلامی حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی

کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی

حجت‌الاسلام حائری شیرازی عضو کمیسیون اصل ۹۰

وزیر محترم کار

آیت‌الله‌العظمی منتظری

رئیس دیوانعالی کشور آیت‌الله موسوی اردبیلی

معاون پارلمانی وزارت بهداری جناب دکتر لواسانی

مدیرکل نظارت بر امور درمان وزارت بهداری آقای دکتر عباس روحانی

رئیس اداره بهداشت و درمان روستا جناب آقای مهتدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]