[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[ آرم شیر و خورشید ]

وزارت پست و تلگراف و تلفن، تلگراف؛ از اراک به [طهران]؛ شمارۀ: ۶۱۹؛ تاریخ اصل: ۳۰ دی  ، تاریخ وصول: ۱ بهمن ۱۳۲۶

 

مقام محترم نخست وزیری، کپیه وزارت کشور، کپیه شهربانی کلّ کشور، کپیه دادستان کلّ کشور، کپیه وزارت فرهنگ

از اوّل محرّم جمعی متعصّب به عناوین مذهبی همدست، فرماندار و ریاست شهربانی بروجرد را وادار به فشار و سخت‌گیری نسبت به فدوی که کاسب ضعیف دورود هستم نموده، می‌گویند: بدون گفتگو باید دکّانت را ببندی و هر چه زودتر از این‌جا بروی. ده روز است دکّانم بسته، مطالبات بی‌تکلیف، خسارات زیاد وارد و فرزندم از دبستان اخراج. مگر جان‌نثار یک فرد ایرانی نیستم؟ چه تقصیری جز درستی و حسن‌رفتار نموده‌ام که مستوجب چنین ظلم فاحش جان‌گداز شده‌ام؟ فدوی آرزومندم طبق مواد هشتم و چهاردهم قانون محترم اساسی در ظلّ عطوفت ذات شهریاری، وزارت متبوع و ادارات معظّم که مجریان قانونند، هر فرد ایرانی در هر نقطه از این ملک مقدّس حقوقش محفوظ و کسی نتواند با نفوذهای غیر قانونی فردی را از کسب ممنوع و از محلّ اخراج نماید. در این فصل زمستان با پنج نفر عائله و مادر پیر تکلیف جان‌نثار چیست؟ از هر طرف تحت فشارم گذاشته‌اند. عاجرانه استدعا دارم به داد این مظلوم ناتوان برسید و الّا یک‌باره از هستی ساقط و مفسده‌جویان هر روز نظایر این فشار و اقدامات خلاف قانون قائم و مداوم . محترماً تقاضای دادرسی سریع دارم.

            آدرس: فریدون مقبل، کاسب دورود

 

[حاشیهٴ ۱:] [ مهر: ادارۀ تلگراف طهران ].

[حاشیهٴ ۲:] [ مهر: ورود به دفتر نخست وزیر، شمارۀ: ۲۰۶۱۷، تاریخ: ۳ بهمن ۱۳۲۶ ].

[حاشیهٴ ۳:] با ورقه از وزارت کشور پرسش شد.

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]